تبلیغات
هزار حرف نگفته... - پلورالیسم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:جمعه 19 فروردین 1390-05:11 ب.ظ

پلورالیسم

جدیدا خیلی باب شده با هرکی حرف میزنم میگه "هر عقیده ای محترمه".

این یعنی همون پلورالیزم یا تکثر گرایی البته این حرف مال الان نیست و خیلی وقته که دنیای غرب با تجویز آزادی هرنوع عقیده ای  دنبال منافع لیبرال ـ سرمایه داری خودشه.
به این ترتیب هرکس احساس میکنه عقیدش صحیحه و طبق عقیده ی خودش عمل میکنه اگر این منطق رو بپذیریم جامعه تبدیل میشه به جنگل .
 چون هرکس فکر میکنه عقیده خودش صحیحه هرکاری که دوست داشت انجام میده ولو اینکه به حقوق دیگران تجاوز کنه. 
هرکسی میتونه به حق دیگری تجاوز کنه چون فرض بر اینه که هر عقیده ای محترمه! و هیچ کس هم حق اعتراض نداره چون همه عقاید درست هستند.
دنیای غرب برای اینکه بتونه از این چالش بیرون بیاد ناچار به وضع قوانین میشه و روز به روز قوانین جدید تری وضع میکنه تا بتونه جامعه رو از تبدیل شدن به جنگل کنترل کنه.

در واقع با منطق اونها آزادی عقیده تا جایی مورد پذیرشه که به حقوق دیگران تجاوز نشه.

باقی شو در ادامه مطلب بخونید که چرا پلورالیزم از نگاه جامعه ی دینی پذیرفته نیست.

اگه دقت کنید با این سیاست مولفه ای به اسم دین در حد یک عقیده ی شخصی تنزل پیدا میکنه
یعنی هیچ کس حق نداره به اسم دین عقیدشو به دیگری تحمیل کنه. دین یک مساله ی شخصیه.

در حالی که ادیان الهی علاوه بر دستورات در حوزه فردی در حوزه اجتماعی هم منویات و دستورات خاص خودشون رو دارن.
اگه بخوایم بپذیریم که هر عقیده ای محترمه (پلورالیزم) ناگزیر باید قسمتی از دین رو که در حوزه اجتماعی دستورالعمل داره رو حذف کنیم و دین رو فقط به حوزه ی فردی تقلیل بدیم.

دنیای غرب برای اینکه بتونه از شر دین خودش رو خلاص کنه مجبور شد که مبانی اون رو تحریف کنه و مقام اون رو در حد یک مساله شخصی پایین بیاره.
 به همین علت اندیشه ای به وجود آمد به اسم سکولاریسم یعنی جدایی دین از سیاست و اجتماع. و به تبع اون وقتی مشاهده کردن که باز هم دین یک عنصر دست و پا گیر به حساب میاد
اندیشه ای دیگه به وجود اومد به اسم لائیک یعنی مخالفت و جنگیدن با هرگونه دینی و نابود ساختن اون.

از لحاظ جامعه شتاختی سکولاریسم یعنی "بی دینی" و لائیک یعنی "دین ستیزی".

حالا دوباره بحثمو میبرم سر پلورالیزم

اگر بپذیریم که هر عقیده ای صحیحه در اون صورت آیا هیچ وقت انسان به حقیقت واحد دست پیدا میکنه؟؟؟
 در اون صورت شکاکیت و کثرت عقاید همه جارو میگیره 
هیچ کس نمیفهمه چی درسته چی غلطه
هیچ کس نمیفهمه کی راست میگه کی دروغ میگه
 در این صورت مردم در شکاکیت و جهل مرکب دست و پا میزنن.

نظریه ی نسبی بودن عقاید از زمان سوفسطائیان عصر سقراط مطرح شد.
سوفسطائیان کسانی بودن میگفتن هیچ حقیقتی وجود نداره و هرکسی به هر عقیده ای برسه اون حقیقته.

سقراط بزرگ تمام تلاشش رو کرد که به اونها اثبات کنه حقیقت محض و یقینی و پایدار وجود داره و در این راه  به موفقیت هایی هم رسید و به اونها ضربه وارد کرد.
 ولی سوفسطائی ها علیه سقراط دادگاه تشکیل دادند و به اتهام گمراه کردن جوونها اون رو محکوم به مرگ کردند.
سقراط شهید راه حکمت بود.

هنوز هم که هنوزه تو دنیا سوفسطائیان وجود دارند که حقیقت محض رو منکر میشن و اون رو نسبی میدونن.
و در طول تاریخ چه سقراط هایی بودند که توسط سوفیست ها کشته شدن.

 
 حالا سوال من اینجاست تو جامعه ای که مبنای اون دینیه و قانون اساسی اون بر پایه ی دستورات دینیه پلورالیزم چه معنایی داره؟؟؟

بله!!! تو چنین جامعه ای مردم آزاد هستند که چطوری فکر کنند و به چه چیزی عقیده داشته باشن ولی اگر عقیدشون منافی قوانین جامعه باشه و اگر بخوان علیه جامعه و قوانین اون توطئه بکنن. باید جلوی اونها گرفته بشه. چون جامعهٰ جامعه ای دینی ست
.
ولی اگر به قانون احترام بگذارن با اینکه عقیدشون فرق میکنه کسی کاری بهشون نداره.
همین افراد توی جامعه دینی مجبور میشن برای اینکه به منافع خودشون برسن زیر آب دین رو بزنن زیر آب ساختار جامعه رو بزنن چون میدونن اگه دین تضعیف بشه اونها هم به منافع خودشون میرسن.

همین افراد هستن که در مواجه با مجریان قوانین به اونها انگ دیکتاتور میزنن.
همین افراد هستن که شعار دفاع از آزادیشون گوش عالم رو کر میکنه.

درسته اگر بخوایم با مقیاس های جامعه شناختی غرب یک جامعه دینی رو بررسی کنیم در اون صورت اون جامعه دیکتاتوره. ولی از نگاه دینمدار ها پیرو یک دین بودن و سر سپردن به فرامین اون  هرگز دیکتاتوری نیست.
 
یعنی عینا کاری که در دنیای غرب به وجود اومد. 
دنیای غرب با تضعیف دین به تدریج خودش رو از حاکمیت کلیسا خارج کرد و دین رو از متن جامعه به انزوا کشوند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : چیزی بگو (say sth) 

http://ellenfriese.hatenablog.com/entries/2015/03/20
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:33 ب.ظ
Ahaa, its good conversation on the topic of this article at this place
at this website, I have read all that, so now me also commenting here.
Jett
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:29 ب.ظ
It is the best time to make some plans for the future and
it's time to be happy. I have read this post and
if I could I want to suggest you some interesting things or advice.

Perhaps you can write next articles referring to this
article. I want to read more things about it!
محمدرضا
پنجشنبه 25 فروردین 1390 05:27 ب.ظ
آزادی عقیده نه در مرحله ی ثبوت و نه در مرحله ی عمل امکان پذیر نیست اگر از لحاظ انتزاعی بررسی کنیم در صورتی که واقعا انواع بشر به هم دیگه احترام کامل بذارن باز هم در اون صورت فایده ای نداره چون افراد به دنبال این هستند که عقاید خودشون رو عملی کنن چرا که عقاید فقط نظری نیستن بلکه عملی هم هستند اگر جامعه مبناش کرامت انسانی هم باشه بعضی ها باید از حق خودشون چشم پوشی کنن و اجازه بدن که یک نفر بالاخره عقیدشو عملی کنه پس لازمه ی اینکه یه جامعه ای تشکیل بشه اینه که حداقل یه مکتبی بتونه قدرت رو بدست بگیره و وقتی هم کسی قدرت رو بدست گرفت به خاطر تکثر عقاید مخلفان زیادی داره.
پس در مرحله امکان اگر فرض رو بر این بذاریم که هر عقیده ای محترمه هیچ وقت حکومتی تشکیل نمیشه مگر اینکه یه عده از منافع خودشون چشم پوشی کنن یا عقیده ی خودشون رو عوض کنن.
................................
اما بحث مشورت و پیشنهاد جداست همه جوامع باید یه اصل ثابتی رو در نظام خودشون بپذیرن و اون رو به عنوان یه شاخص قبول کنن یعنی هر جامعه ای یه سری ارکان اصلی داره که هر پیشنهاد و مدلی که به اون عرضه میشه باید با اون سنجیده بشه.
اگر رو ارکان اصلی هم نقدی وجود داره باید حلاجی بشه و اثبات بشه و الگوی مناسب تری به جاش ارائه بشه.
اگر هم بنا باشه اپوزوسیون یه نظام تنها به تخطئه اون مکتب بپردازن اون نظام حق داره که ابزار تخریب رو از اونها بگیره

والا سنگ رو سنگ بند نمیشه که هرکسی به دنبال یه مکتب خاص باشه و بخواد اون مکتب رو عملی کنه.
به عبارت دیگه عقیده ها در مرحله ی ثبوت و انتزاع محترم هستن اما هر عقیده ای برای محترم شمرده شدن به وجود نیومده و باید مورد نقد و حلاجی واقع بشه.
هیچ کشوری تو دنیا چه غرب و چه شرق حاضر نمیشه امنیت ملی خودش رو با آزاد گذاشتن فضای تخریب اپوزوسیون و میدون دادن به اونها به خطر بندازه.
مثل این میمونه که چاقو رو به دست یه دیوانه بدیم تا بزنه مارو بکشه.
اگر کسی مخالفتی داره باید در فضای استدلالی مطرح کنه.

بله!! نقد بر عملکرد نهادها ازاده به شرطی که نقدی دلسوزانه و سازنده باشه نه اینکه از عملکرد اشتباه یک نهاد
یا نهاد های مختلف ارکان نظام رو هدف بگیریم. اشتباهات و ضعف ها و بحران ها و مشکلات بسیار زیاده ولی همه اینها فرع بر ساختار اصلی نظام هستند.
tabloe kiam :D
پنجشنبه 25 فروردین 1390 02:49 ب.ظ
خوب به سوال من جواب بده : آیا پلورالیسم به اون شکلی که شعار داده می شه گرچه شایدم اجرا نشه درسته یا نه ؟ من اینجا کاری به غرب ندارم
فقط یه کلمه آره یا نه؟ اگه نه چرا؟
محمدرضا
پنجشنبه 25 فروردین 1390 10:36 ق.ظ
اگه ایرادت رو پلورالیسمه تو پست های بعدی ماهیت اصلی پلورالیسم غرب و اونچیزی که تو ازش به اسم تبادل افکار نام بردی رو کاملا بیان میکنم.
تعریفی که تو از پلورالیسم میکنی هیچ فرقی با مشورت نمیکنه درحالی که غرب اساسا پلورالیسم رو برای هدفی دیگه تجویز کرده.
بحث سر یک ایدولوژی ثابته که هر مدل پیشنهادی که از بیرون میاد اول باید با اون سنجیده بشه اگر منافی اون بود رد میشه و اگر موافق اون بود حتما پذیرفته میشه.
غرب هم هیج وقت حاضر نمیشه به اسم تبادل افکار یا همون پلورالیسم مورد نظر شما سوسیالیسم رو تو کشورش پیاده کنه چون نظام سرمایه داری رو به عنوان یه اصل ثابت پذیرفته.
tabloe kiam :D
چهارشنبه 24 فروردین 1390 08:57 ب.ظ
باشه بابا قبول شما خدتم خیلی مرتجعی !
ولی پلورالیسم اون چیزی که تو داری بهش اشاره می کنی نیست و داری به اشتباه این تفکر رو به مردم می گی و در مقابل این کارت مسئولی !


مردم به خدا پلورالیسم تجاورز به حقوق دیگران نی___________ست!


پلورالیسم فقط مربوط به حرف زدن و تبادل افکاره ! نه حکومت کردن چندین نفر به طور همزمان !


6 صفحه؟؟؟؟
باشه بابا قبوله من که دیگه حرفی نمی زنم
تا پست بعدیت خدانگهدار
محمدرضا
چهارشنبه 24 فروردین 1390 12:39 ب.ظ
سلام دوست عزیز
من الان نزدیک به 6 صفحه توی word
پاسخ نوشتم و هنوز بخشی از پاسخ مونده و کامل نشده از اونجایی که من با افراد مختلف خیلی بحث کردم و تقریبا در 95 درصد بحث هام به یک تسلسل باطل رسیدم و هیچ نتیجه ای در بر نداشته از همین الان آینده این بحث رو پیش بینی میکنم و ترجیح میدم ادامه ندم.
عوض کردن یقینیات ذهنی طرفین بحث با قوی ترین استدلال ها هم امکان پذیر نیست حتی اگر وهمیات طرف به تدریج به یقینیات تبدیل بشه باز هم تلاش زیادی رو می طلبه تا بشه قدمی در تغییر عقاید اون پیش برد.
هم چنین من به این تجربه رسیدم که 20 ساعت بحث در فضای مجازی به اندازه 2 ساعت بحث در فضای وافعیه.
ضمنا نقش شما تو بحث کردن مثل اون کسی میمونه که با یه تلگر همه چی رو از ساختار خراب میکنه و من مجبورم دوباره از اول اون ساختمون رو تو ذهن شما بسازم.
به عبارت دیگه شما یه جمله میگی که یه عقبه فکری طولانی داره و من باید تمام اون عقبه رو واسه شما باز کنم و به شما اثبات کنم که نوع برداشتی که از این قضیه کردی از اساس اشتباه بوده.
فرضا اظهارات شما در مورد میزان تلفات نهضت آزادی و مارکسیست ها در انقلاب چیزی نزدیک به 20 خط توضیح احتیاج داشت که جریان اسلام گرا موثرترین جریان در پیروزی انقلاب بود.
به همین خاطر احتیاج به انرِژی و وقت زیادی داره
و از اونجایی که شما بنا رو بر این گذاشتی که هدف از بحث پیروز شدنه باید بگم هرگز من چنین قصدی ندارم و من بنا رو بر این میذارم که طرف مقابلم تابع استدلاله و اگر اون رو منطقی یافت حتما می پذیره.
اگر مایلی که من بحث رو ادامه بدم من فقط این جواب رو کامل میکنم و بعدا طی یک پست تو همین وبلاگ میذارم چون تو کامت ها جا نمیشه.
و بعد از اون دیگه اگه شما جواب بدی من ادامه نمیدم.
واگر مثل خودم احساس میکنی داری وقت و عمرت تلف میشه، بذار بی خیال شیم که من اصلا وقت و حوصله ادامه اینطور بحث هارو ندارم و کارهای خیلی مهمتر از این دارم.
با تشکر یا علی مدد
محمدرضا
یکشنبه 21 فروردین 1390 10:10 ب.ظ
سلام دوست عزیز الان وقتش رو ندارم جواب بدم ولی علی الحساب بگم که برای همه این حرفها جواب وجود داره.
بعدا خدمت میرسم به امید خدا.
tabloe kiam :D
یکشنبه 21 فروردین 1390 09:09 ق.ظ
مثال عینی دیگه ی من برنامه دیروز امروز فراست !
این برنامه اولش مناظره بود بعد شد مباحثه الان شده مراوده می ترسم همینجوری پیش بره کار به معاشقه هم برسه !
tabloe kiam :D
یکشنبه 21 فروردین 1390 09:03 ق.ظ
اما کامنت سومت خیلی بحث برانگیزه !
ببین عزیزم شما به جای اینکه حقایقو بگی داری حرفای خوب خوب داداش آقایون لاریجانی تو سازمان حقوق بشرو می زنی!
ببین منم اسلام رو کاملترین طرز فکری می دونم که خداوند به تحت عنوان دین به خاطر هدایت بشریت فرستاد
ولی در مرحله ی اجرای حکومتی متاسفانه کسی به جز ائمه ی معصوم صلاحیت اجرا رو نداره ! همون بزیدم به اسم دین اسلام سر امام رو برید !
پس حکومت دینی فقط الان به دست امام زمان میسره . مقدمات ظهور ایشونم قطعا تو حکومتی که بچه مردمو تو زندان زیر کتک می کشن فراهم نمی شه!
البته من با ولایت فقیه مخالف نیستم در واقع من به سیستم حکومتا کاری ندارم و به نظرم تو هر نوع سیستمی دموکراسی و پلورالیسم قابل پیاده ساریه همچنین معتقدم واقعا اگه یه فقیه عاقل و عادل باشه می تونه باعث تعالی جامعه بشه !
شما هم اگر این حکومت فعلی رو رو اجرا کننده ی دین می دونی باید بگم اشتباه می کنی و اینا فقط با اسم دین فریبت دادن !


بله تو دهه ی شصت در نظام جمهوری اسلامی مارکسیستا آزادانه حرفشونو زدن ولی کم آوردن و حذف شدن
اما قبلا هم گفتم اون نظام توسط حاکمان خودش براندازی شده !!
تو اواخر همون دهه ی شصت دانشجوهای مارکسیست فقط به خاطر داشتن یک کتاب خاص اعدام می شدن!! اینا تاریخ تلخ کشور ماست و غیر قابل انکاره !
اینم که می گی الان هرکسی می تونه حرفشو آزادانه و بدون هیچ ترسی بزنه غلطه !
الان تو همین دانشگاه خود من هیچ نشریه ای وجود نداره که با طرز فکر حاکمیت زاویه داشته باشه ! اگرم بوده به علت همون زاویهه تعطیل شده و نویسنده هاش یا تعلیق خوردن یا ستاره دار شدن !! چیزایی که من می گم مشاهداتمه و چیزایی که شما می گی خواب و خیاله!
شما به دانشگاه خودت نگاه نکن تا حالا به دانشگاه های دیگه سر زدی ببینی چه خبره؟؟
تا حالا دیدی یه دانشجورو فقط به خاطر اینکه از بهایی بودنش دفاع کرده ستاره دار کنن؟
این رد صلاحیتا رو ندیدی؟
واقعا برای اینکه تو بحثت با من به پیروزی برسی چقدر می خوای این حرفای قشنگ قشنگو تکرار کنی؟
tabloe kiam :D
یکشنبه 21 فروردین 1390 08:32 ق.ظ
پاسخ ثالثا : اینکه ما با هم دوست باشیم و به هم احترام بزاریم و به اسم یک تفکر خاص ، مثلا اسلام به هم تجاوز نکنیم آیا وابستگیه؟ الان تو کشور عراق با وجود اینکه نیروهای نظامی امریکا و بقیه کشورها هنوز اونجارو تحت اشغال خودشون دارن ، ولی به طور کامل پلورالیسم حاکمه و هرکسی با هر طرز فکری می تونه بیاد تو انتخابات شرکت کنه ، از دل همون پلورالیسم الان نوری مالکی اومده که داره از حقوق ملتش در مقابل متجاوزا دفاع می کنه !
شما این چیزارو ندیدین؟
بعدشم خروج از انزوا وابستگی نیست محمدرضا جان ! الان کشور ما به هیچ ابرقدرتی وابسته نیست؟
الان همین طرح هدفمندی یارانه ها کمونیست توش گنجونده نشده؟ البته کار درستیم هست خوشه بندی ها و من باهاش مخالف نیستم ! پس می بینیم که حتی گوشه ای از کومونیست هم می تونه به کار ما بیاد و با کمکش تونستیم به یه چیز بهتر برسیم
که البته این تو مملکت ما یه مورد نادره که ناشی از همون وابستگی فکری به رئیس دولت ما به شرقه
ااااااا یه چیز جالب من تو کامنت قبلیم قبل از اینکه آخر کانت دومتو بخنو بهش اشاره کردم!!
پس این نشون می ده ما تو این مورد بحثی نداریم
البته به نظر من تو تفکر کومونیسم اصلا آزادی گنجونده نشده و نمونشو داریم تو چین می بینیم
tabloe kiam :D
یکشنبه 21 فروردین 1390 08:15 ق.ظ
پاسخ اولا : خوب به نظر من امام که پیغمبر یا امام معصوم نبود و تفکراتش 100 درصد درست نیست دیگه اینو که خودتم بهش اشاره کردی ! ولی خوب من به شخصه سخنرانی ایشونو در بهشت زهرا یک منشور دموکراسی و حقوق بشر می دونم که باید حتی سند رسمی سازمان ملل بشه ! اگه جاییم خود ایشون حرفی خلافش زده بدونید که اونجا منحرف شده بوده و کارش اشتباه بوده !
بعدشم مردم ما که انقلاب کردن دنبال همون پلورالیسم بودن ! جناب شاهنشه آریامهر هرچی اسلامگرا و لیبرال و مارکسیست بود رو از حکومت بیرون کرد و گفت فقط «من» !
حالا امام که خیلی تو انقلاب نقش موثری داشت اما شما اگه به شما گفتن که بیشترین تلاش و تلفات و هزینه رو بچه های نهضت آزادی و مارکسیستا ندادن ، بدون که بهت دروغ گفتن
ولی با اینهمه بعد از انقلاب شما دیدین که مارکسیسم به دلیل اینکه با کشور ما سازگاری نداشت توی مناظره ها توسط روشنفکرها و فلاسفه ای مث سروش و بهشتی شکست خورد و از لحاظ فکری حذف شد . حالا بحث گروهک مجاهدین که واقعا وابسته و دست نشانده بودن کاملا جداست .
پاسخ ثانیا : قانون اساسی که آخر هر بندش یه تبصره «مگر در موارد خاص » داره و همیشه موارد خاصصن !
قانونی که میگه یه نفر باید به همه دستور بده و هرکی تمرد کنه باید بره زندان
قانونی که به مردم به چشم رعیت یا امت نگاه می کنه نه شهروند!
قانونی که یه خاطر تناقضاتش در مرحله اجرا برعکس می شه ! به طور مثال مجلس خبرگان ، ( حالا کار نداریم که با فیلتراسیون همون شخص و نظر غیر مستقیمش انتخاب می شه ) که تو قانون حق انتقاد از رهبری و در موقع لازم عزل ایشونو داره ، اعضاش هر چندوقت یه بار میرن تا ازتوصیه های ایشون مسفیض یشن ، 80 درصد بیانه هاشون سلام و صلوات ایشون و پاچه خواریه ! آخرشم رئیسش به خاطر اینکه با طرز فکر رهبری مشکل داره برکنار می شه
قانون اساسی مملکت ما اینه!
tabloe kiam :D
یکشنبه 21 فروردین 1390 07:47 ق.ظ
حالا من در برابر چیزایی که تو کامنت 1 گفتی از تفکرم دفاع می کنم :
ببین خوب اون لیبرال یا اسلامگرا یا مارکسیست و .. که میاد و می خواد تو یه حکومت نقش داشته باشه قطعا طرز فکرشو به نفع همه می دونه مثل شما که اسلام گرایی رو به نفع جامعه می دونین . آیا خود شما الان به خاطر جیبت داری این همه وقت صرف پست و کامنت گذاشتن در دفاع از تفکراتت می کنی؟
خوب بقیه هم همین حقو می خوان و حالا سوالی که پیش میاد اینه که شما فکر می کنی طرز فکر شما درست ترینه؟
اگه از همه درست تره و نیاز به اصلاح یا مشارکت فکر بقیه نداره ، پس چرا مملکت ما که 32 ساله زیر قدرت مطلق همفکرانتونه این همه مشکلات داره؟
اون جمله معروف احمدی نژاد تو مناظره با کروبی یادته؟
وقتی کروبی گفت «اساتید دانشگاه ها و کارشناسان گفتن برخی از سیاست های اقتصادی شما فلان مشکلو دارن »
ایشون پاسخ دادن « آقای کروبی ! یک رئیس جمهور باید از همه ی کارشناسا بهتر بفهمه ! »
این یعنی دیکتاتوری ! یعنی خودبینی! همین طرز فکر ایشون باعث این حجم عظیم تورم شده که ما مردم جامعه اینو می بینیم ولی اینا با آمارای غلطی که میدن می خوان مارو فریب بدن !
میدونی نرخ تورم 89 رو چی اعلام کردن ؟ دوازده و خورده ای !! در حالی که قیمت تخم مرغ حداقل 25 درصد افزایش داشته طبق مشاهده ی شخصی من!!
محمدرضا
یکشنبه 21 فروردین 1390 01:39 ق.ظ
حالا دوباره برمیگردیم سر بحث اول که آیا اصلا پلورالیسم در عمل در یک جامعه دینی که تحت لوای یک عقیده ی ثابت عمل میکنه قابل اجراست؟؟؟
خیر!! مسلمه که نیست
ولی آیا این به این معنیه که جامعه اسلامی دیکتاتوره؟؟؟؟
باز هم جواب خیره چون چنین جامعه ای باید داعیه ی دفاع از عقیده ی خودش رو داشته باشه و اسلام این ادعارو داره و حاضره با همه مدل های پیشنهادی سیاسی به بحث و مناظره بنشینه.

دوست من همه این سوالها تو ذهن شما از جایی شروع میشه که هنوز قبول نداری که اسلام بهترین و کامل ترین دینه.
و ایضا ممکنه از اونجایی نشات بگیره که شما دخالت دین رو در سیاسیت نا کار آمد تلقی میکنی.

باید سر این مبانی با هم بحث کنیم تا متوجه بشی که فرق جناب جورج بوش که داعیه هدایت جهان رو داره با ما که مسلمان هستیم و ادعا میکنیم که کامل ترین دین رو برای هدایت بشر داریم چیه.
محمدرضا
یکشنبه 21 فروردین 1390 01:38 ق.ظ
اولا قبل از اینکه وارد سخنرانی امام بشم باید تذکر بدم که امام خیلی حرفهای دیگه هم زد که همش در کنار هم معنا پیدا میکنه به عبارت دیگه نمیشه گوشه ای از حرفای امام رو بگیریم و به نفع خودمون استفاده کنیم. و بقیشو بی خیال شیم.
حرفهای امام راجع به آزادی عقیده هنوز هم که هنوزه متین و قابل توجهه.
ولی آزادی عقیده در جامعه ما چارچوب و خط قرمز داره.
چارچوب های آزادی عقیده در جامعه ما اولا و باالذات "اسلامه" چیزی که امام برای اون انقلاب کرد. و از همه مولفه ها و شعار های دیگر انقلاب مهم تر بود.

ثانیا قانون اساسیه که باز مبتنی بر منویات اسلامه.

ثالثا نفی هرگونه عقیده ای که باعث وابستگی ما به غرب(لیبرالیسم) و شرق(سوسیالیسم) میشه یعنی حفظ استقلال. که باز هم جزء دستورات فقه حکومتی اسلامه.

چارچوب آزادی عقیده به طور کلی اسلامه یعنی اگر عقیده ای بخواد انتشار پیدا کنه نباید از این موازین یعنی همون موازین اسلام تخطی کنه.
و اگر کسی بخواد زیر ابی بره و توطئه کنه در اون صورت مجرم شناخته میشه و باهاش طبق قانون برخورد میشه.

ولی اگر به دنبال توطئه و تشویش اذهان مردم نباشه میتونه به راحتی زندگی کنه .
جمهوری اسلامی این پتانسیل رو داره که با طرفداران هرنوع عقیده ای به مناظره بنشینه کما اینکه این اتفاق در دهه شصت برای کمونیست ها افتاد طی چند جلسه مناظره تلویزیونی با کمونیست ها فلسفه نظام سوسیالیستی به چالش کشیده شد و نتونستن از خودشون دفاع کنن و حزب کمونیست در ایران به شدت ریزش کرد.

اما اگر همین کمونیست ها با فعالیت های زیر زمینی علیه نظام توطئه میکردن که کردن باهاشون برخورد می شد کما اینکه شد.
حالا کمونیست ها هم میتونستن به شعار آزادی عقیده بریزن تو خیابون و اغتشاش کنن کما اینکه ریختن و آشوبهای زیادی به راه انداختن.



محمدرضا
یکشنبه 21 فروردین 1390 12:51 ق.ظ
1- برای اثبات حرفم مثالی واست میزنم اگر من اعتقادم بر این باشه که با دزدی میتونم امرار معاش کنم یعد بیام خونه ی تو دزدی کنم تو میتونی به من اعتراض کنی؟؟؟
نه نمیتونی چون باید به عقیده من احترام بذاری!! این حرف من در مرحله اثبات منطقیه پلورالیزم بود نه در مرحله عملی.
یعنی از لحاظ منطقی محاله که هر عقیده ای صحیح باشه ولی در کمال ناباوری جهان غرب چنین نظریه ای رو تجویز کرده.
ولی عملا در اون موفق نیست چرا که مجبوره برای جلوگیری از جرم و جنایت قانون تصویب کنه و حوزه اختیارات مردم رو محدود کنه تا هرکسی به راحتی نتونه به حقوق دیگری تجاوز کنه پس در نتیجه این نظریه کاملا مردوده.
بعد دوست عزیز من تو مطمئنی که شعور بشری به سرحد کمال خودش رسیده؟؟؟
یعنی از نظر تو بشر جهان امروز انقدر رشد کرده که همیشه میتونه تشخیص بده چی خوبه چی بده؟؟؟؟
چه مملکت گل و بلبلی میشه وقتی همه مردم بر اساس کرامت انسانی هم زیستی مسالمت آمیز داشته باشن!!!
چه خوش خیال!!! یعنی با این حساب جهان غرب بهشته دیگه چون همه همدیگرو قبول دارن و همه انقدر رشد کردن که بهترین رو انتخاب کنن.
اینکه غایت آمال بشره که بتونه به این شکل زندگی کنه!!!
یعنی بشر به این آرزوش توی جهان غرب رسیده؟؟؟
اینهمه قتل و جرم و جنایت در غرب وجود داره اینهمه استعمار اینهمه استثمار اینهمه چپاول اینهمه غارت....
این حاصل زندگی کردن بر مبنای کرامت انسانیه؟؟؟؟!!!
یا نه شاید اصلا قبول نداری که غرب اهل غارت و استعمارو جنایته.
اگر قبول نداری که غرب این شکلیه باید یه بحث دیگه با هم بکنیم.
tabloe kiam :D
شنبه 20 فروردین 1390 09:04 ق.ظ
2- به نظر شما متدین ترین رئیس جمهور امریکا کی بوده تو چن سالا گذشته؟
پرزیدنت بوش که عکسش تو کلیساهای امریکا هست هنوز !
همون آقا به اسم دینی که خودش واسه مردم درست کرده بود مسلمونارو کمافر و هدایت اونارو وظیفه ی خودش می دونست !
شما حتما فیلمای مستند ساز منتقد امریکایی ، مایکل مور رو دیدین
همون تپله که عینک کائوچو داره
اون آدم تو امریکا سالانه چندین جایزه می گیره ولی فرض کنین اون بیاد ایران و بخواد ایرانو نقد کنه ! ....
tabloe kiam :D
شنبه 20 فروردین 1390 08:57 ق.ظ
سلام محمدرضا جان این پستو خیلی دقیق خوندم و نوشتت از چند حیص قابل نقده :
1- شما می گین اگه پلورالیسم راه بیفته مملکت می شه جنگل !
اولا ما آدمیم ، عقل داریم ، شعور داریم ، مسائل اطرافمونو می تونیم تحلیل کنیم و حل کنیم ! الان شما یه کشور پلورالیستی پیشرفته مثال بزن که مث جنگل شده !
ما مگه حیوونیم که به جون هم بیفتیم؟
به نظر من پلورالیسم یعنی احترام به عقاید ، کرامت انسانی و دموکراسی!
بله دموکراسی به نظر من تو همه حکومت ها می تونه باشه ، چه می خواد حکومت پادشاهی باشه چه جمهوری مطلق باشه چه ولایت فقیه باشه
متاسفانه سخنرانی امام تو بهشت زهرا داره تو اینجور حرفای شما مورد حمله قرار می گیره ! من نمی دونم مبنای جمهری اسلامی امامه یا حرفای کسانی الان به دنبال منافع خودشون دارن به آزادی حمله می کنن !
جامعه ی ایران تو سالای اول انقلاب با این که یک حکومت دینی بود همه آزادانه تو انتخابات شرکت می کردن حالا یه عده هم منحرف شدن از این راه ولی بلاخره اون نظام به دست یک عده براندازی شد !!! و به جاش حکومتی اومده که داره حرفای شمارو می زنه !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر