تبلیغات
هزار حرف نگفته... - شریعتی و بیداری نسل جوان


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:سه شنبه 30 فروردین 1390-10:06 ب.ظ

شریعتی و بیداری نسل جوان



شریعتی‌ برای‌ خود دو مسئولیت‌ بزرگ‌ قائل‌ بود: 1ـ فراخوانی‌ جامعه‌به‌ بازگشت‌ به‌ خویشتن‌؛ 2ـ ایجاد یك‌ پروتستانیزم‌ اسلامی‌. 
شریعتی‌ درد جامعه‌ی‌ خویش‌ را غرب‌زدگی‌ و احساس‌ از خودبیگانگی‌ می‌دانست‌ وتلاش‌ می‌كرد تا جامعه‌ را به‌ بازگشت‌ به‌ خویش‌ دعوت‌ كند. او بلافاصله‌ این‌ سؤال‌ رامطرح‌ می‌كرد كه‌ كدام‌ خویشتن‌؟ خویشتن‌ انسانی‌ و موهوم‌ اومانیسم‌؟ خویشتن‌ نژادی‌راسیسم‌، فاشیسم‌ و جاهلیت‌نژادی‌؟ یا خویشتن‌ فرهنگی‌ قدیمی‌ دوره‌ی‌ هخامنشی‌ وقبل‌ از اسلام‌؟ او پاسخ‌ می‌داد كه‌ باید «به‌ خویشتن‌ اسلامی‌ خویش‌» برگردیم‌؛ زیرا این‌«خویشتن‌ هنوز زنده‌ است‌ و حیات‌ و حركت‌ دارد و كلاً سیستم‌ مرده‌ی‌ باستان‌شناسی‌نیست‌.» همه‌ی‌ تلاش‌ شریعتی‌ دعوت‌ از روشن‌فكر و نسل‌ تحصیل‌كرده‌ به‌ بازگشت‌ به‌این‌ خویشتن‌ اسلامی‌ خویش‌ بود. 
سؤال‌ بعدی‌ شریعتی‌ این‌ بود كه‌ این‌ خویشتن‌ اسلامی‌ آیا می‌تواند پاسخ‌گو و اقناع‌كننده‌ی‌ نسل‌ جدید باشد؟ به‌ همین‌ خاطر او سؤال‌ دیگری‌ را مطرح‌ می‌كند: كدام‌ اسلام‌؟كدام‌ مذهب‌؟ كدام‌ شیعه‌؟ اینجاست‌ كه‌ شریعتی‌ پاسخ‌ می‌دهد كه‌ این‌ تعریف‌ فعلی‌ ازاسلام‌ و این‌ قرائت‌ از اسلام‌ نمی‌تواند پاسخ‌گو باشد و از این‌ به‌ بعد رسالت‌ دوم‌ شریعتی‌یعنی‌ پروتستانیزم‌ اسلامی‌ یا اصلاح‌دینی‌ مطرح‌ می‌شود. او این‌ نیاز را چنان‌ ضروری‌می‌یابد كه‌ می‌گوید: «این‌ فكر چنان‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ كه‌ امروز حتی‌ صاحبان‌ سنت‌گرای‌منبر و محراب‌ نیز از اصلاح‌ دین‌ و تغییر روش‌ تبلیغ‌ و انحراف‌ و انحطاط‌ فكر مذهبی‌ ونسخ‌ شدن‌ چهره‌ی‌ اسلام‌ دم‌ می‌زنند و از این‌كه‌ باید با زمان‌ پیش‌ رفت‌ و جوان‌ها رادریافت‌.» شریعتی‌ سرآغاز بحث‌ ضرورت‌ اصلاح‌ دینی‌ از «روزگار سیدجمال‌ و محمدعبده‌ و كواكبی‌ و رشیدرضا و هم‌فكرانشان‌» می‌داند و می‌گوید، از آن‌ روز «تا امروز درلحظه‌ لحظه‌ی‌ زندگی‌ ما هر تحولی‌ كه‌ پیش‌ آمده‌ این‌ نیاز نیرومندتر شده‌ است‌.» 
بعد از طرح‌ این‌ ضرورت‌ این‌ سؤال‌ پیش‌ می‌آمد كه‌ مگر متن‌ اسلام‌ كهنه‌ و قدیمی‌شده‌ بود تا احتیاج‌ به‌ اصلاح‌ و نوآمدی‌ داشته‌ باشد. شریعتی‌ با قاطعیت‌ تمام‌ به‌ این‌سؤال‌ پاسخ‌ منفی‌ می‌داد و اصلاح‌ را تنها در شناخت‌ و طرز تلقی‌ جامعه‌ ضروری‌می‌دید. او تصریح‌ می‌كرد باید «طرز تفكر مذهبی‌» را تصفیه‌ كرد و باید به‌ «اسلام‌ اولیه‌ وبه‌ آن‌ سرچشمه‌های‌ نخستین‌ و زلال‌ اعتقادات‌ مذهبی‌ خودمان‌ بازگردیم‌؛ چرا كه‌ دراسلام‌ هرگز اصلاح‌ مذهبی‌ به‌ معنای‌ تجدیدنظر در مذهب‌ نبوده‌، بلكه‌ تجدیدنظر دربینش‌ و فهم‌ مذهب‌ بوده‌ است‌ و بازگشت‌ به‌ اسلام‌ راستین‌ و شناخت‌ حقیقی‌ روح‌ واقعی‌اسلام‌ نخستین‌»؛ چرا كه‌ «اگر ما بینش‌ مذهبی‌ خویش‌ را با منطق‌ امروزیمان‌ هماهنگ‌نكنیم‌ و اسلام‌ متحرك‌ و متعهد و مثبت‌ را آن‌چنان‌ كه‌ بوده‌ است‌ نشناسیم‌، با حمله‌های‌پی‌گیر و نیرومند امواج‌ و حتی‌ طوفان‌های‌ بنیان‌كن‌ اجتماعی‌ و اعتقادی‌ و اخلاقی‌ ومكتب‌های‌ فكری‌ و فلسفی‌ این‌ عصر كه‌ از همه‌ طرف‌ به‌ شدت‌ دارد به‌ نسل‌ جدید وروشن‌فكر هجوم‌ می‌آورد، احتمال‌ این‌ هست‌ كه‌ در دو سه‌ نسل‌ دیگر بسیاری‌ از اصول‌اعتقادات‌ خویش‌ را از دست‌ بدهیم‌... و چنان‌كه‌ آثار آن‌ در نسل‌ حاضر آشكار است‌،همه‌ی‌ رشته‌هایی‌ كه‌ جامعه‌ی‌ ما را با ذخایر غنی‌ و حیات‌بخش‌ خویش‌ پیوند می‌داده‌است‌، قطع‌ گردد.» 
شریعتی‌ بر این‌ اساس‌ ابتدا با ایدئولوژیك‌ كردن‌ اسلام‌ قصد پویایی‌ آن‌ را داشت‌. اومعتقد بود كه‌ «ایدئولوژی‌ از سه‌ مرحله‌ درست‌ می‌شود: یكی‌ جهان‌بینی‌؛ یكی‌ یك‌ نوع‌ارزیابی‌ انتقادی‌ و یكی‌ پیشنهاد و راه‌حل‌های‌ به‌ صورت‌ ایده‌آل‌» بنابراین‌ ایدئولوژی‌ «فردرا با عمل‌، با كار، با مبارزه‌ و با فداكاری‌ درگیر می‌كند.» به‌ همین‌ جهت‌ «در تاریخ‌ می‌بینیم‌كه‌ علم‌ هرگز مبارزه‌ بر نینگیخته‌، فلسفه‌ هرگز مبارزه‌ به‌ وجود نیاورده‌... اما فقط‌ایدئولوژی‌ها بودند كه‌ جنگ‌ها را، فداكاری‌های‌ و همچنین‌ جهادهای‌ پرشكوه‌ را درتاریخ‌ بشر به‌ وجود آوردند. طبیعت‌ و اقتضای‌ ایدئولوژی‌ این‌ است‌: ایمان‌، مسئولیت‌،درگیری‌ و فداكاری‌.» او مدعی‌ بود: «فلاسفه‌ چهره‌های‌ پفیوز تاریخند... و سازنده‌ترین‌پیشوایان‌ و طراحان‌ و پیام‌آوران‌ ایدئولوژی‌ پیامرانند.» «ایدئولوژی‌ مسئولیت‌آور است‌؛یعنی‌ تعهد و تكلیف‌ ایجاد می‌كند؛ چه‌ تعصب‌ خصیصه‌ی‌ ذاتی‌ و نتیجه‌ی‌ حتمی‌ آن‌است‌.» شریعتی‌ اسلام‌ را ذاتاً ایدئولوژیك‌ می‌دانست‌ و می‌گفت‌ «می‌بینیم‌ كه‌ اسلام‌ به‌عنوان‌ یك‌ رسالت‌ یك‌ پیام‌ و یك‌ مكتب‌ هدایت‌ و نجات‌ برای‌ مردم‌ از نوع‌ ایدئولوژی‌است‌، نه‌ فلسفه‌ و علم‌ و هنر و ادب‌ و صنعت‌... منتهی‌ یك‌ ایدئولوژی‌ راستین‌ و كامل‌،ایدئولوژی‌ مردمی‌ كه‌ ریشه‌های‌ خدایی‌ دارد.» شریعتی‌ به‌ همین‌ جهت‌ به‌ همان‌اندازه‌ از«تبدیل‌ كردن‌ اسلام‌ از ایدئولوژی‌ به‌ مجموعه‌ای‌ از سنت‌ها» و از «تبدیل‌ اسلام‌ ازایدئولوژی‌ به‌ مجموعه‌ای‌ فرهنگی‌ مركب‌ از فلسفه‌ و علوم‌ و فنون‌ تخصصی‌» رنج‌می‌برد چرا كه‌ او می‌دانست‌ اسلام‌ ایدئولوژیك‌ «مجاهد می‌پرورد» و شخصیت‌هایی‌چون‌ «توابین‌، سربداریه‌ می‌سازد، شخصیت‌هایی‌ چون‌ علی‌ و حسین‌ و ابوذر و دعبل‌ وكمیت‌... می‌پرورد»؛ ولی‌ اسلام‌ فرهنگی‌ «ابوعلی‌ سینا، غزالی‌ یا امثال‌ آن‌ها رامی‌پرورد.» 
شریعتی‌ مسئولیت‌ خود را به‌ عنوان‌ یك‌ روشن‌فكر اسلامی‌ چنین‌ می‌دانست‌ كه‌ «من‌،خود باید در میان‌ تحمیل‌ غربی‌ و وراثت‌ تاریخی‌ مردم‌، در این‌ لحظه‌ كه‌ الان‌ هستیم‌،دست‌ به‌ انتخاب‌ بزنم‌.» او در چگونگی‌ این‌ انتخاب‌ می‌نویسد: من‌ باید «با بینش‌ وتجربه‌ی‌ جهان‌ امروز و ایدئولوژی‌های‌ امروز از عناصر و موادی‌ كه‌ در متن‌ فرهنگ‌ ومذهب‌ سنتی‌ خودم‌ هست‌، عناصر ایدئولوژی‌ آگاهانه‌ام‌ را پیدا كنم‌، استخراج‌ كنم‌ وبرای‌ این‌ عصر بی‌رمقم‌ و نسل‌ بی‌ایمانم‌، ایمان‌ آگاهانه‌ی‌ تازه‌ای‌ بیافرینم‌.» 


خبر گذاری فارس

شریعتی‌ در چنین‌ فضایی‌ با قصد احیای‌ اسلام‌ ایدئولوژیك‌ به‌ تعریف‌ اصیل‌ وانقلابی‌ از مفاهیم‌ اسلام‌ پرداخت‌. تعاریفی‌ كه‌ زبان‌ با جوان‌ انقلابی‌ هماهنگ‌ بود و برای‌آن‌ها جاذبه‌ ایجاد می‌نمود. او اجتهاد را «عامل‌ بزرگ‌ حركت‌ و حیات‌ و نوسازی‌همیشگی‌ فرهنگ‌ و روح‌ و نظام‌ عملی‌ و حقوقی‌ اسلام‌ در طی‌ ادوار متغیر و متحول‌زمان‌» تفسیر می‌كرد و می‌گفت‌: اجتهاد «نقش‌ یك‌ انقلاب‌ دائمی‌ را در مكتب‌ اسلام‌» ایفامی‌كند. وی‌ تقلید در فروع‌ را «یك‌ اصل‌ منطقی‌ در زندگی‌ همه‌ی‌ انسان‌های‌ متمدن‌»اعلام‌ كرد كه‌ «هر چه‌ تمدن‌ پیشرفته‌تر می‌شود و علم‌، تكنیك‌ و زندگی‌ پیچیده‌تر، تقلیدضروری‌تر و دامنه‌اش‌ و زمینه‌اش‌ متعددتر و دقیق‌تر» می‌گردد. 
شریعتی‌ انتظار مهدی‌ (ع‌) را نه‌ تن‌ دادن‌ به‌ وضع‌ موجود و منتظر منجی‌ نشستن‌ ودست‌ روی‌ دست‌ گذاشتن‌، بلكه‌ انتظار را مكتب‌ اعتراض‌ تفسیر می‌كرد. «انتظار یعنی‌«نه‌ گفتن‌ به‌ آن‌چه‌ كه‌ هست‌.» «انتظار، مذهب‌ اعتراض‌ و نفی‌ مطلق‌ نظام‌ حاكم‌ و وضع‌موجود است‌ در هر شكلی‌. انتظار نه‌ تنها از انسان‌ سلب‌ مسئولیت‌ نمی‌كند، بلكه‌مسئولیت‌ او را در سرنوشت‌ خودش‌ و سرنوشت‌ حقیقت‌ و سرنوشت‌ انسان‌، سنگین‌،فوری‌، منطقی‌ و حیاتی‌ می‌كند.» پس‌ «منتظر، انسان‌ مسلمان‌ و متعهدی‌ است‌ كه‌ هرلحظه‌ در انتظار انفجار قطعی‌ نظام‌های‌ ضدانسانی‌ است‌ و همواره‌ خود را برای‌ شركت‌در چنین‌ انقلاب‌ جهانی‌ و بدر دومی‌ كه‌ با شمشیر علی‌ و زره‌ی‌ پیغمبر و به‌ دست‌ فرزندپیغمبر و علی‌ برپا می‌شود آماده‌ می‌كند.» 
شریعتی‌ نظام‌ سیاسی‌ شیعه‌ را نظام‌ امت‌ و امامت‌ می‌دانست‌ كه‌ در آن‌ امامت‌مسئولیت‌ هدایت‌ امت‌ به‌ سوی‌ ابدیت‌ و به‌ «سوی‌ تعالی‌ مطلق‌» را به‌ عهده‌ دارد. به‌عبارتی‌ دیگر در امامت‌ شیعه‌ تنها «اداره‌ و حفظ‌ و نگهبانی‌ امت‌ مطرح‌ نیست‌، بلكه‌تكامل‌ و پیشرفت‌ انسان‌ و فرد و جامعه‌ مطرح‌ است‌» و «در یك‌ كلمه‌ امامت‌ رهبری‌مردم‌است‌ به‌ مقصود نهایی‌ و غایی‌ كه‌ انسان‌ و جامعه‌ برای‌ آن‌ مقصود ساخته‌ و آفریده‌شده‌ است‌.» 
شریعتی‌ رهبری‌ تشیع‌ بعد از غیبت‌ كبری‌ را به‌ عهده‌ی‌ «نایب‌ عام‌» می‌دانست‌ كه‌مانند دوره‌ی‌ غیبت‌ صغری‌ به‌ وسیله‌ی‌ امام‌ منصوب‌ نمی‌شد، بلكه‌ «اینان‌ را مردم‌ باكمك‌ اهل‌ خبره‌ انتخاب‌ می‌كنند.» «بنابراین‌ می‌بینیم‌ كه‌ در این‌ دوره‌ی‌ غیبت‌ كبری‌ یك‌نظام‌ انتخاباتی‌ خاص‌ به‌ وجود می‌آید و آن‌ یك‌ انتخاب‌ دمكراتیك‌ است‌ برای‌ رهبر؛ امایك‌ دمكراسی‌ آزاد نیست‌. گرچه‌ این‌ انتخاب‌ شونده‌ به‌ وسیله‌ی‌ مردم‌ انتخاب‌ می‌شود،اما در برابر امام‌ مسئول‌ است‌ و در برابر مردم‌ نیز، برخلاف‌ دمكراسی‌ كه‌ منتخب‌به‌وسیله‌ی‌ مردم‌ فقط‌ در برابر خود مردم‌ كه‌ انتخاب‌كنندگان‌ و موكلین‌ او هستند، مسئول‌است‌. این‌ است‌ كه‌ مردم‌ نایب‌ عام‌ را خودشان‌ با تشخیص‌ و آرای‌ خودشان‌ براساس‌ این‌ضوابط‌ انتخاب‌ كرده‌ و رهبری‌ او را می‌پذیرند و او را جانشین‌ امام‌ تلقی‌ می‌كنند و این‌جانشین‌ امام‌ در برابر امام‌ و مكتب‌ او مسئول‌ است‌.» 
او معتقد بود كه‌ این‌ انتخاب‌ نباید به‌ این‌ شكل‌ باشد «كه‌ مردم‌ بیایند رأی‌ دهند و هركس‌ شماره‌ی‌ آرایش‌ بیشتر بود به‌ جانشینی‌ امام‌ منتخب‌ شود و در مسند نیابت‌ امام‌ قرارگیرد؛ بلكه‌ چون‌ این‌ فرد یك‌ شخصیت‌ اجتماعی‌ است‌ و در عین‌ حال‌ یك‌ شخصیت‌علمی‌، بنابراین‌ توده‌ی‌ ناآشنا با علم‌ خود شایستگی‌ انتخاب‌ او را ندارند و عقل‌ حكم‌می‌كند كسانی‌ كه‌ آگاهی‌ و علم‌ دارند و می‌دانند كه‌ عالم‌ترین‌، متخصص‌ترین‌ و آشناترین‌فرد به‌ این‌ مكتب‌ كیست‌؛ یعنی‌ عالم‌شناسان‌ به‌ این‌ انتخاب‌ مبادرت‌ می‌ورزند و مردم‌ هم‌كه‌ خود به‌ خود با فضلا و روحانیون‌ و علمای‌ مذهب‌ خودشان‌ تماس‌ و به‌ آن‌ها اعتماددارند و از آن‌ها پیروی‌ می‌كنند، طبعاً رأی‌ آن‌ها را برای‌ انتخاب‌ نائب‌ امام‌ می‌پذیرند واین‌ یك‌ انتخاب‌ طبیعی‌ است‌» و این‌گونه‌ «امام‌ در دوره‌ی‌ غیبت‌، مسئولیت‌ هدایت‌ خلق‌ وپیروانش‌ را به‌ عهده‌ی‌ علمای‌ روشن‌ و پاك‌ و آگاهان‌ بر مذهب‌ خود می‌گذارد تا ظهورش‌فرا رسد.» 
شریعتی‌ توانست‌ با تفسیر ایدئولوژیك‌ و بازخوانی‌ مفاهیم‌ اسلامی‌ نسل‌ روشن‌فكررا كه‌ زبان‌ او را بهتر درك‌ می‌كردند، به‌ اسلام‌ جذب‌ كند. شریعتی‌ زمانی‌ فعالیت‌ خود راشدت‌ بخشید كه‌ ماركسیسم‌ در جهان‌ به‌ صورت‌ مكتب‌ رهایی‌بخش‌ و امید نسل‌های‌زخم‌داشته‌ از شلاق استبداد و خم‌شده‌ از استثمار امپریالیسم‌، درآمده‌ بود و در ایران‌ نیزاز جاذبه‌ای‌ برخوردار بود تا جایی‌ كه‌ بعضی‌ از مذهبی‌ها هم‌ آن‌ را علم‌ مبارزه‌می‌پنداشتند. شریعتی‌ با تفسیری‌ ایدئولوژیك‌ از اسلام‌ توانست‌ به‌ شدت‌ از گسترش‌ماركسیسم‌ در ایران‌ جلوگیری‌ كند و جوانان‌ را به‌ سوی‌ اسلام‌ انقلابی‌ كه‌ امام‌ خمینی‌منادی‌ آن‌ بود گرایش‌ دهد. آیت‌الله‌ دكتر بهشتی‌ زیباترین‌ تعریف‌ را از نقش‌ دكتر علی‌شریعتی‌ ارایه‌ داده‌ است‌: 
«دكتر در توسعه‌ و تقویت‌ شور انقلابی‌ جامعه‌ی‌ ما به‌خصوص‌ نسل‌ جوان‌ تأثیربسزایی‌ داشت‌ و توانست‌ قلب‌ و احساس‌ و ذهن‌ جوان‌های‌ ما را برای‌ درك‌پیام‌های‌ امام‌ خمینی‌ آماده‌تر و به‌ فهم‌ و پذیرش‌ این‌ پیام‌های‌ انقلابی‌ نزدیك‌ كند.او توانست‌ پیوند میان‌ نسل‌ جوان‌ و روحانیت‌ مسئول‌ و متعهد را در یك‌ راستای‌انقلابی‌ برای‌ نسل‌ جوان‌ قابل‌ فهم‌تر كند.» 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب :

Foot Pain
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:44 ب.ظ
I every time emailed this webpage post page to all my
friends, for the reason that if like to read it next my contacts will too.
std testing at home
یکشنبه 4 تیر 1396 10:06 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز
آیا نه کار کاملا با من پس از برخی از زمان.

جایی در سراسر جملات شما موفق
به من مؤمن اما تنها برای کوتاه در
حالی که. من هنوز مشکل خود را
با فراز در مفروضات و یک ممکن است را خوب به کمک پر کسانی که شکاف.
در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من را مطمئنا تا پایان در
گم.
foot pain after walking
جمعه 2 تیر 1396 08:51 ق.ظ
First off I would like to say great blog!

I had a quick question which I'd like to ask if you do not mind.
I was interested to know how you center yourself and clear your thoughts before writing.
I have had a difficult time clearing my thoughts in getting my ideas out there.
I truly do take pleasure in writing however it just seems
like the first 10 to 15 minutes are usually lost simply just trying to
figure out how to begin. Any suggestions or tips?

Kudos!
http://cloudyritual794.jimdo.com
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:34 ب.ظ
It's in point of fact a great and helpful piece of information. I am happy that you shared this helpful information with
us. Please keep us up to date like this. Thanks for sharing.
ویشکا
پنجشنبه 24 شهریور 1390 04:59 ب.ظ
سلام
وبه زیبا وکاملی دارید
وبه منم رذباره ی استاد شریعتیس
دوست دارم افرادی شناخت درباره ی استاد دارن ب وبم بیان و نظرشون رو بگن
ممنون میشم اگه تشریف بیارین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر