تبلیغات
هزار حرف نگفته... - شریعتی و امام روح الله


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:سه شنبه 30 فروردین 1390-10:09 ب.ظ

شریعتی و امام روح الله

آرمان‌هایی‌ كه‌ شریعتی‌ از تشیع‌ و روحانیت‌ در ذهن‌خود ترسیم‌ می‌كند، علی‌القاعده‌ باید در امام‌ خمینی‌ عینیت‌ یافته‌ باشد. این‌ استنباط‌ رامی‌توان‌ در نوشته‌ها و اسناد شریعتی‌ یافت‌. وی‌ در كتاب‌ خودسازی‌ انقلابی‌ از امام‌خمینی‌ كه‌ در مقابل‌ صهیونیزم‌ موضع‌ گرفت‌ و از آرمان‌ فلسطین‌ دفاع‌ كرد، تجلیل‌می‌كند. وی‌ همچنین‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ «مرجع‌ بزرگ‌ عصر ما» نام‌ می‌برد ودر ترسیم‌ خط‌ قیام‌ روحانیت‌ می‌نویسد: 
«... ظهور روح‌های‌ انقلابی‌ و شخصیت‌های‌ پارسا، آگاه‌ و دلیری‌ كه‌ به‌ خاطروفادار ماندن‌ به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ و پاسداری‌ از حرمت‌ و عزت‌ اسلام‌ ومسلمین‌ گاه‌ به‌ گاه‌ در برابر استبداد، فساد و توطئه‌های‌ استعمار قیام‌ می‌كرده‌اند،از این‌ گونه‌ است‌ قیام‌هایی‌ كه‌ از زمان‌ میرزای‌ شیرازی‌ تا اكنون‌، آیت‌الله‌ خمینی‌،شاهد آن‌ بوده‌ایم‌.» 
شریعتی‌ قیام‌ خرداد 42 را گسستن‌ «پیوند مماشات‌ روحانیت‌ و سلطنت‌ كه‌ در شیعه‌400 سال‌ ]بعد از صفویان‌[ دوام‌ داشت‌» ارزیابی‌ می‌كند و امام‌ خمینی‌ را چنین‌ توصیف‌می‌كند: «در خاموش‌ترین‌ ایامش‌ ناگاه‌ خفته‌ای‌ از این‌ اصحاب‌ افسوس‌ بیدار می‌شود و ازكهف‌ حجره‌ای‌ بیرون‌ می‌پرد و ابوذروار بر سرقدرت‌ فریاد می‌زند و اسرافیل‌وار در صورقرآن‌ می‌دمد و گورها را برمی‌شوراند و امنیت‌ سپاه‌ قبرستان‌ را برمی‌آشوبد و محشرقیامتی‌ برپا می‌كند.» 
این‌ مواضع‌ آشكار شریعتی‌ در مورد امام‌ خمینی‌ بود. اسناد ساواك‌ نشان‌ می‌دهدشریعتی‌ در نهان‌ نیز در پی‌ ترویج‌ امام‌ خمینی‌ بود. طبق‌ گزارش‌ ساواك‌، شریعتی‌ «پس‌ ازبسته‌ شدن‌ حسینیه‌ به‌ طرف‌داران‌ خود دستور داده‌ است‌ كه‌ در مجالس‌ به‌ نام‌ طرف‌داران‌آیت‌الله‌ خمینی‌ با معممین‌ و طلاب‌ بحث‌ نموده‌ و آنان‌ را به‌ طرف‌داری‌ خمینی‌ گرایش‌دهند.» طبق‌ همین‌ گزارش‌ «در حال‌ حاضر مریدان‌ وی‌ به‌ همین‌ نحو عمل‌ می‌نمایند.» 
بروز و ظهور بیرونی‌ نیز نشان‌ می‌داد كه‌ بین‌ بیشتر طرف‌داران‌ امام‌ خمینی‌ و هواداران‌دكتر شریعتی‌ نوعی‌ پیمان‌ نانوشته‌ منعقد گردیده‌ است‌. شریعتی‌ در 7/12/1350 درمسجد نارمك‌ «به‌ منبر رفت‌ و درباره‌ی‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ و جانبازی‌ آن‌ حضرت‌ برای‌ بقای‌دین‌ به‌ تفصیل‌ سخنرانی‌ كرد.» «پس‌ از سخنرانی‌ شریعتی‌ هنگام‌ خروج‌، ناگهان‌ چراغ‌هاخاموش‌ شد و عده‌ای‌ كه‌ حدود دویست‌ نفر و تیپ‌ جوان‌ بودند شعار می‌دادند زنده‌ بادخمینی‌، خمینی‌ پیروز است‌.» این‌ تظاهرات‌ با دخالت‌ پلیس‌ منجر به‌ زد و خورد شد.شعار زنده‌ باد خمینی‌ آن‌ هم‌ در آن‌ شرایط‌ خفقان‌بار سال‌ 1350 نشان‌ از این‌ بود كه‌مستمعان‌ شریعتی‌ از هواداران‌ امام‌ خمینی‌ بودند. طبق‌ گزارش‌ دیگری‌ از ساواك‌ همین‌موضوع‌ درسال‌ 51 در حسینیه‌ی‌ ارشاد بعد از سخنرانی‌ دكتر درباره‌ی‌ فلسفه‌ی‌ حج‌تكرار شد و شعار «مگر بر حكومت‌ یزیدی‌، خمینی‌ بت‌شكن‌ بپاخیز» فضای‌ تاریك‌آن‌ زمان‌ را شكست‌. 
امام‌ خمینی‌ نیز نمی‌توانست‌ نسبت‌ به‌ شریعتی‌ بی‌تفاوت‌ باشد؛ چه‌ این‌كه‌ امام‌ خمینی‌هر چند علی‌القاعده‌ بعضی‌ از عقاید شریعتی‌ را نمی‌پسندید، ولی‌ بسیاری‌ از آرمان‌های‌خویش‌ را در اندیشه‌های‌ شریعتی‌ می‌دید. شریعتی‌ دنبال‌ ارایه‌ی‌ احیای‌ اسلام‌ انقلابی‌ وسیاسی‌ بود و این‌ همان‌ آرمان‌ امام‌ خمینی‌ بود. شریعتی‌ از روحانیت‌ بی‌تفاوت‌ وحوزه‌های‌ ساكت‌ انتقاد می‌كرد و امام‌ خمینی‌ نیز بر سر حوزه‌ها فریاد می‌زد: «وای‌ برعلمای‌ ساكت‌! وای‌ بر این‌ نجف‌ ساكت‌، این‌ قم‌ ساكت‌، این‌ تهران‌ ساكت‌، این‌ مشهدساكت‌... ای‌ علما ساكت‌ ننشینید، نگویید علی‌ مسلك‌ الشیخ‌ ]عبدالكریم‌ حائری‌[،رضوان‌الله‌ علیه‌. والله‌، شیخ‌ اگر حالا بود تكلیفش‌ این‌ بود.» امام‌ بود كه‌ در سخنرانی‌علیه‌ لایحه‌ی‌ مصونیت‌ مستشاران‌ آمریكا فرمودند: «والله‌ مرتكب‌ كبیره‌ است‌ كسی‌ كه‌فریاد نكند... ای‌ علمای‌ نجف‌! به‌ داد اسلام‌ برسید. ای‌ علمای‌ قم‌! به‌ داد اسلام‌ برسید.رفت‌ اسلام‌.» 

با این‌ همه‌ امام‌ خمینی‌ در برداشت‌ كلان‌ خود حمایت‌ از حوزه‌ها را برای‌ جلوگیری‌ ازگسترش‌ استبداد و استعمار لازم‌ می‌دید و نقش‌ زمان‌ و مكان‌ را در ایفای‌ رسالت‌ستم‌ستیزی‌ علما بسیار جدی‌ می‌گرفت‌ و نمی‌توانست‌ انتقادهای‌ گزنده‌ی‌ شریعتی‌ رانادیده‌ بگیرد. 
گرچه‌ امام‌ خمینی‌ همواره‌ از مسائل‌ اختلافی‌ پرهیز می‌كرد و از بردن‌ نام‌ شریعتی‌ به‌دلیل‌ موقعیت‌ خاص‌ رهبری‌ خودداری‌ می‌كرد، ولی‌ در سوگ‌ حاج‌ آقا مصطفی‌ درسخنانی‌ كنایه‌آمیز، مواضع‌ خود را در قبال‌ شریعتی‌ و مخالفین‌ حوزوی‌ وی‌ تشریح‌كردند. امام‌ خمینی‌ در این‌ سخنرانی‌ نظر حمایت‌آمیز در عین‌ حال‌ انتقادی‌ خود را ازروحانیون‌ و روشن‌فكران‌ اعلام‌ كردند و فرمودند: «من‌ با تمام‌ جناح‌هایی‌ كه‌ هستند وبرای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌كنند، چه‌ جناح‌های‌ روحانی‌ كه‌ از اول‌ تا حالا خدمت‌ كرده‌اند وچه‌ جناح‌های‌ دیگر از سیاسیون‌ و روشن‌فكرها كه‌ برای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌كنند، من‌ به‌همه‌ی‌ این‌ها علاقه‌ دارم‌ و از همه‌ی‌ این‌ها هم‌ گلایه‌ دارم‌.» امام‌ خمینی‌ علت‌ علاقه‌ی‌خود را خدمت‌ همه‌ی‌ این‌ جناح‌ها به‌ اسلام‌ دانستند و گلایه‌ی‌ خود را از روشن‌فكران‌چنین‌ طرح‌ كردند: «در بعضی‌ از نوشتارهایشان‌ این‌ها راجع‌ به‌ فقها، راجع‌ به‌ فقه‌، راجع‌به‌ علمای‌ اسلام‌، راجع‌ به‌ فقه‌ اسلام‌، این‌ها یك‌ قدری‌ زیاده‌روی‌ كرده‌اند. یك‌ قدری‌حرف‌هایی‌ زده‌اند كه‌ مناسب‌ نبوده‌ است‌ بگویند. این‌ها غرض‌ ندارند. من‌ می‌دانم‌ كه‌غالباً این‌ها می‌خواهند برای‌ اسلام‌ خدمت‌ كنند، نه‌ این‌ است‌ كه‌ مغرض‌ باشند و از روی‌سوءنیت‌ حرف‌ بزنند. این‌ها اطلاعاتشان‌ كم‌ است‌.» امام‌ خمینی‌ در پاسخ‌ به‌ كم‌كاری‌روحانیت‌ فرمودند: «ما می‌بینیم‌ كه‌ این‌ اسلام‌ را به‌ همه‌ی‌ ابعادش‌ روحانیون‌ حفظ‌كرده‌اند. به‌ همه‌ی‌ ابعادش‌ یعنی‌ معارفش‌ را روحانی‌ حفظ‌ كرده‌، فلسفه‌اش‌ را روحانی‌حفظ‌ كرده‌. اخلاقش‌ را روحانی‌ حفظ‌ كرده‌، فقهش‌ را روحانی‌ حفظ‌ كرده‌، احكام‌سیاسیش‌ را روحانی‌ حفظ‌ كرده‌. الان‌ كه‌ شما یك‌ همچو فقهی‌ غنی‌ می‌بینید كه‌ فقه‌ شیعه‌غنی‌ترین‌ فقهی‌ است‌ كه‌ در دنیا هست‌ قانونی‌ كه‌ با زحمت‌ علمای‌ شیعه‌ توضیح‌ و تفریح‌شده‌ است‌... تمام‌ این‌ها را این‌ جماعت‌ عمامه‌ به‌ سر و به‌ قول‌ این‌ آقایان‌، عمامه‌ به‌ سر وریش‌دار، درست‌ كرده‌اند.» 
امام‌ خمینی‌ در پاسخ‌ به‌ حمله‌ی‌ شریعتی‌ به‌ علامه‌ مجلسی‌ فرمودند: «نباید یك‌ كسی‌تا به‌ گوشش‌ خورد كه‌ مثلاً مجلسی‌، رضوان‌الله‌ علیه‌، محقق‌ ثانی‌، رضوان‌الله‌ علیه‌،نمی‌دانم‌ شیخ‌ بهایی‌ هم‌، رضوان‌الله‌ علیه‌، با این‌ها روابط‌ داشتند، می‌رفتند سراغ‌ این‌ها،همراهی‌شان‌ می‌كردند، خیال‌ كنند كه‌ این‌ها مانده‌ بودند برای‌ جاه‌ و عزت‌ و احتیاج‌داشتند به‌ این‌كه‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ و شاه‌ عباس‌ به‌ آن‌ها عنایتی‌ بكنند. این‌ حرف‌ها نبوده‌در كار. آن‌ها گذشت‌ كردند، مجاهده‌ی‌ نفسانی‌ كردند برای‌ این‌كه‌ این‌ مذهب‌ رابه‌وسیله‌ی‌ آن‌ها، به‌ دست‌ آن‌ها ترویج‌ كنند.» آن‌گاه‌ امام‌ خمینی‌ به‌ تشریح‌ وضعیت‌ آن‌زمان‌ پرداختند كه‌ چگونه‌ در ایران‌ به‌ حضرت‌ امیر(ع‌) سب‌ می‌كردند و چگونه‌ مذهب‌تشیع‌ در غربت‌ به‌ سر می‌برده‌ است‌ و علما در چنین‌ وضعیتی‌ چنین‌ سیاستی‌ رابرگزیدند. امام‌ ورود علما را به‌ دربار صفوی‌ به‌ ورود علی‌بن‌ یقطین‌ و سكوت‌ آن‌ها را به‌سكوت‌ 25 ساله‌ی‌ حضرت‌ امیر تشبیه‌ كردند. امام‌ خمینی‌ در این‌ سخنرانی‌ مصالح‌اسلام‌ را فوق خیالات‌ دانستند و افزودند: «من‌ هم‌ اگر چنان‌چه‌ می‌توانستم‌ یك‌ سلطان‌جائری‌ را به‌ راه‌ بیاورم‌، می‌رفتم‌ درباری‌ می‌شدم‌. شما هم‌ تكلیفتان‌ این‌ بود.» امام‌ خمینی‌در رد بی‌تفاوتی‌ علما بعد از دوره‌ی‌ صفوی‌ با اشاره‌ به‌ قیام‌ تنباكو، نهضت‌ مشروطه‌ی‌ایران‌، جنبش‌ آزادی‌خواهی‌ عراق در مقابل‌ اشغال‌ عراق توسط‌ انگلیسی‌ها، مهاجرت‌علمای‌ اصفهان‌ در زمان‌ رضاشاه‌، قیام‌ میرزا صادق انگجی‌ در تبریز، ایستادگی‌ مرحوم‌مدرس‌ در مقابل‌ شوروی‌ و رضاشاه‌ و قیام‌ 15 خرداد، بالندگی‌ انقلابی‌ حوزه‌ها را خاطرنشان‌ كردند. 
امام‌ خمینی‌ در مورد تز «بی‌نیازی‌ اسلام‌ از روحانیت‌» شریعتی‌ فرمود: «شما كه‌می‌گویید: اسلام‌ را می‌خواهیم‌، نگویید: اسلام‌ را می‌خواهیم‌، آخوند نمی‌خواهیم‌. شمابگویید اسلام‌ را می‌خواهیم‌، آخوند هم‌ می‌خواهیم‌.» امام‌ خمینی‌ در تحلیل‌ این‌ نیاز ازلحاظ‌ سیاسی‌ فرمودند: «گله‌ای‌ كه‌ من‌ دارم‌ از این‌ آقایان‌ روشن‌فكرها این‌ است‌ كه‌ یك‌همچو جناح‌ بزرگی‌ كه‌ ملت‌ پشت‌ سرش‌ ایستاده‌، این‌ را از خودتان‌ كنار نزنید... این‌هابهتر از شما توی‌ مردم‌اند. شما كه‌ نفوذ ندارید، این‌ها دارند. این‌ها در بین‌ مردم‌ نفوذدارند. هر ملایی‌ در محله‌ی‌ خودش‌ نافذ است‌.» 
امام‌ خمینی‌ اسلام‌ و روحانیت‌ را دوپاره‌ی‌ به‌ هم‌ تنیده‌ توصیف‌ كردند و افزودند كه‌اسلام‌ بی‌روحانی‌ مانند «اسلامی‌ است‌ كه‌ سیاست‌ نداشته‌ باشد. اسلام‌ و آخوند این‌طورتوی‌ هم‌ هستند. اسلام‌ بی‌آخوند اصلاً نمی‌شود. پیغمبر هم‌ آخوند بوده‌. یكی‌ ازآخوندهای‌ بزرگ‌ پیغمبر است‌. حضرت‌ امام‌ جعفر صادق هم‌ یكی‌ از علمای‌ اسلام‌است‌... من‌ آخوند نمی‌خواهم‌، حرف‌ شد؟» 
امام‌ خمینی‌ از مواضع‌ «علمای‌ اعلام‌» در قبال‌ شریعتی‌ هم‌ گلایه‌ كردند و این‌اختلاف‌ را توطئه‌ی‌ رژیم‌ برای‌ سرگرمی‌ و غفلت‌ از مسئله‌ی‌ اصلی‌ دانستند و افزودند:«هر چند وقت‌ یك‌ دفعه‌ یك‌ مسئله‌ای‌ درست‌ می‌شود در ایران‌، تمام‌ وعاظ‌ محترم‌، تمام‌علمای‌ اعلام‌، وقتشان‌ را كه‌ باید صرف‌ بكنند در یك‌ مسائل‌ سیاسی‌ اسلام‌ در یك‌مسائل‌ اجتماعی‌ اسلام‌، صرف‌ می‌كنند در این‌كه‌ زید كافر و عمر مرتد و او وهابی‌ است‌.»امام‌ خمینی‌ چنین‌ برخوردی‌ را نكوهش‌ كردند وبا توصیف‌ وضع‌ موجود وحساسیت‌های‌ زمانه‌ وظیفه‌ی‌ روحانیون‌ را در مقابل‌ روشن‌فكران‌ مذهبی‌ چنین‌ ترسیم‌كردند: «آن‌ها كه‌ قلم‌ را دستشان‌ گرفته‌اند و دارند ترویج‌ می‌كنند از شیعه‌، فرض‌ كنیدچهار تا هم‌ غلط‌ دارد، خوب‌ غلطش‌ را رفع‌ كنید، طرد نكنید، بیرون‌ نكنید، شما دانشگاه‌را رد نكنید از خودتان‌... شما این‌ها را برای‌ خودتان‌ حفظ‌ كنید، هی‌ طرد نكنید. هی‌ منبرنروید و بد بگویید. منبر بروید و نصیحت‌ كنید.» 
سخنرانی‌ حضرت‌ امام‌ در آن‌ زمان‌ پرهیجان‌ موجب‌ پایان‌ دادن‌ به‌ بگو و مگوهای‌طرف‌داران‌ و مخالفان‌ شریعتی‌ شد و نقش‌ بزرگی‌ را در اتحاد بین‌ دانشگاهیان‌ و حوزویان‌ایفا نمود. 
خبر گزاری فارس



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب :

How does Achilles tendonitis occur?
جمعه 17 شهریور 1396 03:00 ب.ظ
Valuable information. Lucky me I found your website by accident, and I am shocked why this twist of
fate did not took place in advance! I bookmarked
it.
How do I stretch my Achilles tendon?
جمعه 17 شهریور 1396 09:44 ق.ظ
Hi there, this weekend is pleasant in support of me, for the reason that this moment i am
reading this wonderful informative paragraph here at my
house.
foot pain conditions
دوشنبه 19 تیر 1396 01:42 ق.ظ
Hiya very nice web site!! Man .. Excellent .. Superb ..
I will bookmark your blog and take the feeds additionally?
I am satisfied to search out numerous helpful information right
here in the submit, we need develop more strategies in this regard,
thank you for sharing. . . . . .
foot pain at night
یکشنبه 4 تیر 1396 03:10 ب.ظ
First of all I would like to say wonderful blog! I had a quick question that I'd
like to ask if you do not mind. I was curious to know how you center yourself and
clear your mind prior to writing. I have had difficulty clearing my
mind in getting my ideas out there. I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10
to 15 minutes are usually lost simply just trying to figure out how to
begin. Any suggestions or tips? Thanks!
http://akilahgolebiewski.blog.fc2.com
دوشنبه 1 خرداد 1396 07:47 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I've really enjoyed browsing your blog posts.

After all I'll be subscribing to your feed and I hope
you write again soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر