تبلیغات
هزار حرف نگفته... - نقد "نقدی بر قرائت رسمی از دین 1"


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:پنجشنبه 12 خرداد 1390-01:20 ب.ظ

نقد "نقدی بر قرائت رسمی از دین 1"


کتاب "نقدی بر قرائت رسمی از دین: بحرانها و چالشها و راه حل ها" تالیف آقای محمد مجتهد شبستری است. تلاش ما این است که در چند پست مجزا آن را مورد نقد قرار دهیم این کتاب نقدهای متعددی را از حیث فلسفی،سیاسی،اجتماعی و کلامی می طلبد. که به شکر خدای متعال نقدهای زیادی بر اندیشه های تئوریسین های دوره اصلاحات نوشته شد و ضعف منطق و ادعاهای آنها در مقام بحث علمی در همان دهه ی 70 آشکار شد و این نشان دهنده ی یک بلوغ علمی برای نظام نوپای جمهوری اسلامی و انقلاب ماست که این اندیشه ها را که با ظرافت تمام حق را با باطل ملتبس کرده پشت سر گذاشت.

 اما از طرفی فضای مسموم اندیشه های آنان هم چنان بر اذهان سایه انداخته  و نمیتوان منکر این شد که در دهه ی 70 ظهور چنین اندیشه هایی باتوجه به فضای به اصطلاح باز سیاسی برای جولان دادن این شکل از گفتمان که نهایتا همه ی آنها از آبشخور نظام لیبرال سرمایه داری سیراب می شد چه ضربات مهلکی بر پیکره ی نظام جمهوری اسلامی وارد کرد.

هم اکنون بعد از گذشت سالها از طرح این گفتمان. هنوز هم که هنوز است اینگونه اندیشه ها محل جدل و بحث است و نقد آنها یک ضرورت بسیار مهم برای جامعه ما می باشد.

  در این میان نقد ما صرفا متوجه یکی از مفاهیمی است که مولف در بخش دوم مطرح میکند یعنی "دموکراسی".

 این کتاب دارای چهار بخش اصلی می باشد:

1-در نخستین بخش نویسنده با عطف توجه به تحولات گسترده دینی که در جامعه ما رخ داده، همچون انقلاب اسلامی و برنامه های توسعه بحران قرائت رسمی را مورد تاکید قرار داده است.

2- در بخش دوم از ورود بی رویه ی مفاهیم جدید به سنت اسلامی سخن گفته و تلاش نظری عالمان علوم اجتماعی مسلمان را جهت تلفیق این دو به نقد گذارده است. حقوق اساسی، حقوق بشر، جمهوریت و بالاخره دموکراسی از جمله این مفاهیم هستند.

3-در بخش سوم با توجه به اهمیتی که مولف برای حقوق بشر قائل بوده به بررسی موردی جایگاه حقوق بشر در سنت اسلامی پرداخته و در نهایت از ضرورت پذیرش حقوق بشر غربی از سوی مسلمانان تاکیید رفته است.

4- چهارمین و آخرین بخش به قرائت انسانی از دین می پردازد که در آن پلورالیسم دینی از مقبولیت عام برخوردار است و جایگاه مفاهیمی چون مدارا،آزادی اندیشه، حق و...کاملا برجسته می گردد.

دموکراسی محور اصلی این کتاب را تشکیل می دهد و لابه لای سایر بخش ها نیز به آن اشاره شده است.ارزیابی مولف در خصوص نسبت اسلام با دموکراسی یعنی همان مردم سالاری دینی از آن جهت قابل نقد است که در میان پاسخ های مختلفی که در تبیین این مقوله از سوی اندیشه گران مختلف داده شده، این نوع ارزیابی معرف رویکردی ست که قائلان به آن ضمن اعتقاد به اسلام،بر این باورند که دموکراسی همانگونه که هست باید پذیرفته شود و جمع آن با اسلام نه تنها بی معناست بلکه به نابودی هر دو منتهی می شود. از آنجا که این دیدگاه راه را بر نوعی سکولاریسم روشی باز میکند حتما باید نقد شده و میزان اعتبارش سنجیده شود.

پیشفرض های اصلی مولف در موضوع دموکراسی به این قرار است:

1-      دموکراسی در دنیای معاصر یک شیوه ی حکومت است که مردم در آن تا حد مقدور،خود به خود حکومت می کنند و وظیفه آن تامین منافع و رفاه همه گروههاست.

2-      حکومت دموکراتیک مبتنی بر دو اصل آزادی و مساوات همه انسانها،بدون هیچ استثنا است.

3-      دموکراسی محدودیت بردار نیست،وهرکه آن را می خواهد باید بر تمام آن گردن بنهد.

4-      دین با توجه به مقوله هرمنوتیک(تاویل پذیری) می تواند و باید در چارچوب دو اصل آزادی و مساوات تعریف شود تا حکومت دموکراتیک بشود و الا با وجود اصل جمهوریت و انتخابات باز هم دموکراسی وجود ندارد.

به عبارت دیگر حجیت دموکراسی به عنوان یک روش پذیرفته شده با این گمان که روش به مبانی فلسفی و اعتقادی و در نهایت نتایج ربط چندانی ندارد و این چنین نتیجه گیری شده که جامعه اسلامی باید دموکراسی را بدون هیچ قید و بندی پذیرفته و به آن گردن نهد.

 اشکالات مولف را به طور کلی می توان از سه جهت مورد بررسی قرار داد:

الف) اشکالات روشی

ب)  اشکال در تفسیر دموکراسی

ج) اشکال در تقدیس جایگاه دموکراسی

در پست های بعدی به تفصیل، هر کدام از این موارد را بررسی خواهیم کرد.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : چیزی بگو (say sth) 

feet issues
شنبه 18 شهریور 1396 03:45 ب.ظ
I pay a visit everyday some blogs and blogs to read posts,
however this web site presents feature based writing.
http://altheayaeger.hatenablog.com
دوشنبه 23 مرداد 1396 05:14 ب.ظ
What a stuff of un-ambiguity and preserveness of valuable familiarity about
unpredicted emotions.
hyemiceli.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 03:59 ب.ظ
Good day! This is kind of off topic but I need some advice
from an established blog. Is it difficult to set up your own blog?

I'm not very techincal but I can figure things out pretty fast.
I'm thinking about setting up my own but I'm not sure where to start.
Do you have any tips or suggestions? Appreciate it
BHW
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 12:46 ب.ظ
Thankfulness to my father who shared with me about this blog, this web site is truly amazing.
سیاست و دیانت
جمعه 13 خرداد 1390 12:21 ب.ظ
البته الان به کامنت قبلی نگاه کردم
بهتر دیدم یک توضیح مختصری راجع به این واژه بدم
دموکراسی مجموعه ارزشها و باورهایی تلقی میشه که حکومتها می بایست بر پایه آن استوار باشند، بنابراین جمهوری به شکل و روش حکومت ارتباط دارد و دموکراسی به محتوا ، هنجارها و ارزشها مرتبط است و
جمهوری بهترین شکل حکومت دموکراسی (حکومت مردم )است.
منتظرم
یاحق
سیاست و دیانت
جمعه 13 خرداد 1390 12:17 ب.ظ
سلام
موضوع جالبی رو انتخاب کردید.
خیلی خوبه که تعریف مولف رو هم از دموکراسی ارائه بدید و فرق اون با جمهوریت رو!
هرچند میدونم که تعریفهای زیاد و متفاوتی از این هر دو واژه شده!
منتظرم
یاحق
رضا
پنجشنبه 12 خرداد 1390 06:06 ب.ظ
خب
دموکراسی رو دارای دو بنیان دانسته
آزادی و مساوات
در صورتی که این دو ربط خاصی به دموکراسی ندارند

فکر دموکراسی سیاسی-محمد قراگوزلو

دموکراسی در دنیای معاصر-حمید عنایت

این دو رو اگر خونده بود همچین حرفی نمی زد. دموکراسی بنیانا ً امری مجزا و مستقل از این دو هست

حالا جدا از اینکه دموکراسی لیبرال به هیچ وجه به امر (برابری در فرصت ها) توجهی ندارد و تنها به امر (برابری در حقوق انسانی) توجه کرده که در عمل این هم بخاطر ساختار خاص جامعه ی لیبرال ، با ادعاهایش در تضاد خواهد بود. کما اینکه در عمل این تضاد را امروز در تمام جوامعه لیبرال سرمایه داری میبینیم. چه برسد به سرمایه داری های دولتی ای مثل چین و شوروی و ...
پاسخ محمدرضا : تعاریف از دموکراسی خیلی متعدده و هرکدوم از تعاریف هم محل بحث هستند
نمیشه مطلق گفت معنای دموکراسی این است و جز این نیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر