تبلیغات
هزار حرف نگفته... - دیکتاتوری حاکمیت دین


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:شنبه 21 خرداد 1390-07:32 ب.ظ

دیکتاتوری حاکمیت دین


یکی از مسائل مهمی که ذهن منو به خودش مشغول کرده اینه که شیوه ی حکومت داری ما با حکومت داری آرمانی اسلامی فرسنگها فاصله داره البته این موضوع خیلی واضحه ولی نه از اون جهت که شما در مرحله ی اول به ذهنتون میرسه.
غالبا هر وقت گفته میشه مملکت ما ادعای اسلامی بودن داره ولی اسلامی نیست ذهن بسیاری از افراد کشیده میشه به وجود مولفه هایی مثل: فسادهای اداری،ریا کاری، فریب و دزدی و بخور بخور و....صدها مسائل اجتماعی از این دست که چکیده ی علت همه این مشکلات در "وجود افراد ناصالح و فاسد" و نظام های اداری ناسالم در اداره حکومته.
  من علاوه بر اینکه وجود چنین پدیده ای رو منکر نمیشم از یک زاویه ی دیگه به این مساله نگاه میکنم و  یکی از دلایل بزرگ اسلامی نبودن مملکت رو عدم ظرفیت و کشش مردم در اجرای دستورات اسلام به شکل دقیق و کامل در جامعه می دونم.
گاهی حکومت اسلامی برای اینکه شیرازه اش از هم نپاشه مجبوره که با مردم مدارا کنه و هم چنین باید سعی کنه که عقول مردم رشد پیدا کنه و سطح دینداری اونها بالا بیاد تا بتونه قوانین اسلام رو پیاده کنه.
اگر بخوام موردی بررسی کنم الان اگر قرار باشه که اسلام به شکل کامل پیاده بشه
 باید درب همه ی سینماهای مارو گل بگیرن. 
نهادی مثل صدا و سیما باید کاسه کوزشو جمع کنه و تغییراتی اساسی بکنه.
نهادی مثل وزارت ارشاد باید یک تجدید نظر اساسی در مجوز دادن به محصولات فرهنگی!!!! بکنه.
اصلا در اصل اینکه یک زن بتونه بازیگر بشه جای شک و تردید وجود داره.
اگر بخوام ادعا کنم که سینماهای ما و حتی صدا و سیمای ما در جهت ترویج شهوت قدم بر میدارن گزافه نگفتم.
من الان شخصا آدمهایی رو میشناسم که در کار نقد فیلم فعالیت دارن ولی به جای اینکه سینما برن فیلم نامه هارو میخونن چون متدین هستن و حاضر نیستن سینما برن و به گناه بیفتن.
و یا مساله ی بغرنجی مثل رعایت حجاب که مسامحه در اون به اوج خودش رسیده.
همین الان در مسائلی مثل قصاص ما جرات نداریم دقیقا به مر قوانین عمل کنیم.
مثلا در قطع کردن دست دزد ما به خاطر مصلحت چهره اسلام مجبور شدیم که براش حکم جایگزین انتخاب کنیم و در همان مساله ی برخورد با مفسدین در دستگاه حکومتی اگر شدت به خرج داده بشه به همین راحتی شاهد فسادهای اداری و مالی نخواهیم بود.
 و بسیاری از مسائل دیگه ای از این دست که زیاده...
ولی حقیقت اینه که چاره ای نیست و نمیشه انقدر شدید غلاظ برخورد کرد چون اگه این اتفاق بیفته مردم شاکی میشن. و حکومت اسلامی اگه زیاد سخت بگیره مردم ازش روی گردان میشن و حفظ حکومت از اوجب واجباته ولو اینکه مجبور بشیم در اجرای قوانین مسامحه به خرج بدیم.
و یکی از بدبختی های دیگر ما اینه که مردم در شناخت احکام اسلامی ضعف دارن  و اگر قرار باشه قوانین اسلام بر اونها جاری بشه به حکومت انگ دیکتاتوری میزنن. کما اینکه در طی این 33 سال این حرف بارها و بارها زده شده و بسیاری حکومت ما را با دوران حاکمیت کلیسا و قرون وسطا مقایسه میکنن. 
یعنی فشار و سختی از دو جهت بر حکومت وارده:
1- هم باید دغدغه ی اجرای قوانین رو داشته باشه.
2- هم باید در شناخت قوانین اسلام مردم خودش رو توجیه کنه.اونم در شرایطی که موج "اسلام ستیزی" همه جهان رو فرا گرفته.
تمام حرف همینه که ما در مسیر اسلامی شدن حرکت میکنیم و تا جایی که توان داریم باید سعی کنیم که سطح عقول مردم رو بالا ببریم و البته اول از همه خودمون ایمان خود رو تقویت کنیم.
تا روزی که امام زمان میان روایت داریم که ایشون دستی بر سر مردم میکشن و عقلها رشد میکنن و آمادگی پذیرش احکام اسلام رو پیدا میکنن.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دل درد 

Luigi
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:36 ب.ظ
I visited various web sites except the audio feature for audio songs current at this website
is truly superb.
How long does Achilles tendonitis last for?
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:06 ق.ظ
Hello there, You have done an incredible job. I will certainly digg it and personally suggest to my friends.

I'm confident they will be benefited from this site.
maragretthum.wordpress.com
دوشنبه 9 مرداد 1396 06:48 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my
own weblog and was curious what all is required to get set up?
I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?
I'm not very web smart so I'm not 100% certain. Any tips or advice would be greatly appreciated.
Kudos
std test
یکشنبه 4 تیر 1396 09:21 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب
ابتدا آیا نه نشستن خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای while.
من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات و شما ممکن است را خوب به
کمک پر همه کسانی شکاف. اگر شما در واقع
که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
Kathy
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:58 ب.ظ
Hi! I know this is kind of off-topic however I needed to
ask. Does operating a well-established blog such as yours take a massive amount work?
I am completely new to blogging however I do write in my journal daily.
I'd like to start a blog so I will be able to share my own experience and thoughts online.
Please let me know if you have any suggestions or tips
for new aspiring bloggers. Thankyou!
Freddy
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:15 ق.ظ
Hi mates, how is the whole thing, and what you want to say concerning this piece of writing, in my view
its really remarkable in support of me.
snydersjlcearjne.exteen.com
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 08:47 ق.ظ
whoah this weblog is excellent i like reading your articles.
Keep up the good work! You know, many individuals are hunting round for this information, you could help
them greatly.
مهدی
شنبه 28 خرداد 1390 12:46 ب.ظ
من فک میکنم همه حرفامو زدم الانم بخوام چیزی بگم تکراری می شه
محمدرضا
پنجشنبه 26 خرداد 1390 04:21 ب.ظ
بدبختی من با تو میدونی چیه؟؟
اینه که برای هر یه جمله ات مجبورم ده خط حرف بزنم.
چون پشت هر یه جمله ات یه عقبه ی فکریه که من باید از اول اون رو برات باز کنم وبهت بگم که اینطوری که تو فکر میکنی نیست.
.............
ترس از اجرای عدالت نه حکم یعنی چی؟؟
خدا وکیلی این جمله رو برای من معنی کن!!!!!
اجرای عدالت با چی حاصل میشه؟؟
به غیر از اعمال مجازات برای مجرم؟؟
من بهت گفتم با دلیل عقلی و منطقی که چرا باید یه حامل مواد مخدر اعدام بشه تو ظاهرا پیچوندیش.
اون جمله ی آخرم هم مدرک نمیخواد عزیزم.
کسی که مفسد فی الارض باشه جرمش اعدامه.
لزوما هم احتیاجی نیست که آدم کشته باشه.
پاسخ محمدرضا : حالا اینایی که جواب دادم تازه نصف جوابا بود.
همینا کافیه سر مبنای مقبولیت فعلا ورود نمیکنم.
فقط شمارو دعوت میکنم به مطالعه بیشتر.
محمدرضا
پنجشنبه 26 خرداد 1390 04:11 ب.ظ
حالا تو حسابش رو بکن در شرایطی که این کشور اینهمممممممممممه دشمن داره و شبانه روز از طریق ماهواره و اینترنت مخ مردمش رو شستشو میدن.
بعد کشور بیاد تریبون بده دست همه.
.........
بحث بعدی:
1- میدونی عدل در اصول دین یعنی چی؟؟
یعنی اعتقاد داشتن به عادل بودن خداوند.
نکته بعد:
میدونی اعتقاد به اصول دین چه زمانی معنا میده؟؟
وقتی که فروع رو انجام بدیم. و گرنه دونستن اصول دین فایده نداره
نکته بعد:
من به تو یه کلام گفتم. حکومت اسلامی موظف به انجام احکامه. اینکه مردمش انقدر بی خیالن به جای اینکه برن دینشون رو درست یاد بگیرن میشینن پای ماهواره و دائما از فرهنگ غرب تغذیه میشن تقصیر حکومت اسلامی چیه این وسط که مردمش توجیه نیستن در احکام اسلامی؟؟؟ والا به خدا انقدر شرایط فراهمه که مردم برن دینشون رو یاد بگیرن که جای هیچ بهونه ای وجود نداره.
نمیخوام بگم کم کاری نیست چرا هست ولی کسی هم که بخواد یاد بگیره میتونه.
ما کردیم شد. شما هم برید دنبالش یاد میگیرید
محمدرضا
پنجشنبه 26 خرداد 1390 03:59 ب.ظ
آهان راستی یه چیزی راجع به فرزاد حسنی گفتی نمیدونستم بخندم یا گریه کتم
تو رو قرآن میخوای از این حرفای آبکی بزنی اصلا بحث نکن.
میدونی نقد کردن یعنی چی؟؟ نقد کردن چند تا آداب داره و چند تا اصول داره؟؟
فرزاد حسنی اولا در موضع نقاد نبود
ثانیا بسیار وقیحانه و بی ادبانه صحبت کرد
ثالثا رئیس پلیس نباید به همین راحتی هیمنه و هیبتش شکسته بشه.
...................
ضمنا تو فکر نکن من اینجا دارم میگم جنبه نقد کردن تو کشور ما وجود داره. نخیر اصلا وجود نداره. من خودم یه آدم بی ظرفیتی هستم که اصلا جنبه نقد شدن ندارم.
اما جنبه نقد نداشتن با نبود آزادی فرق میکنه.
اون چیزی که تو کشور ما مشهوده نداشتن جنبه نقده.
اما نقد پایه ها و اصول فکری نظام کار بقال و چقال نیست. و اگه کسی اصول یه نظام رو هدف بگیره مطمئنا با قوای قهریه باید جلوش ایستاد.
مگه اینکه سعی کنه نقد علمی بکنه.
نقد علمی یعنی چی؟؟ یعنی همین کارایی که سروش و بشیریه عبدالملکیان کردن. که البته بماند همیچین هم علمی نبود چون اصلا در فضای علمی مطرح نشد و فقط تو جامعه تزریق میشد و ذهن مردم عامی رو مشوش می کرد.
هیچکدم مرد نبودن بیان تو فضای علمی.
نکته بعدی:
چن تا از آداب نقد:
1- حفظ احترام و پرهیز از توهین
2-علمی و کارشناسی شده
3- حذف مدل موجود و پیشنهاد مدلی جدید.
مورد سوم خیلی مهمه. چون توی نقد به هر شکلی کسی که نقد میکنه به وضع موجود ناراضیه و به دنبال وضعیتی جدیده اما تقریبا کمتر کسی هست که مدل جایگزین ارائه میده. اینطور نقد کردن هیچ ارزش علمی نداره.
نقد کردن یعنی "نه" گفتن به وضع موجود و جایگذاری یه وضع جدید.
پاسخ محمدرضا : منظورم از عبد الملکیان، مصطفی ملکیان بود
محمدرضا
پنجشنبه 26 خرداد 1390 03:33 ب.ظ
از حجاریان و تاج زاده و عطریانفر و امثالهم که گنده هاشون هستن و همه اعتراف کردن که ما چه اهدافی داشتیم بالاتر وجود داره؟؟
مگه اینکه سنگ افرادی مثل اکبر گنجی و سروش و کدیور رو که کوس رسواییشون همه جارو گرفته به سینه بزنی.
محمدرضا
پنجشنبه 26 خرداد 1390 03:30 ب.ظ
1- صدا و سیما نهادی فراجناحیه و محل تبلیغات هیچ حزبی هم قرار نگرفته و نمیگیره. و در هر دوره ای هم از دولت روی کار اومده حمایت کرده. البته از اندیشه های سیاسیشون نه. بلکه فقط و فقط از روی کار اومدن و کیان دولت وقت.
اگه جوش اصلاحاتی هارو میزنی برو ببین چقدر مطبوعات و روزنامه هارو رو برای اندیشه هاشون به کار گرفتن. غصه اونهارو نخور.
2-آخه آدم عاقل مگه از چند تا سوراخ گزیده میشه؟؟ 8 سال وقت داشتن به اندازه کافی افکار عمومی و اعتقادات دینی و مذهبی مردم رو به لجن کشیدن. تو پستای بعدی بهت نشون میدن چی کارا میکردن.
3- یه سوال ازت می پرسم جوابتو دقیق بگو: تشکیل حکومتی که در اون آزادی بیان صد در صد حاکم باشه امکان وقوعی داره؟؟ یه خورده فکر کن بعد جواب بده. همینجور رو هوا نگو من به دنبال حکومت صالحان هستم و از این حرفا... یه جامعه خیالی تو ذهنت فرض کن ببین امکان داره که توش معترض وجود نداشته باشه؟؟
3- "دموکراسی ذکر شده در تئوکراسی"
این حرف توئه درسته؟؟ خوب اگه کسی بخواد در چنین جامعه ای انتقاد کنه یعنی داره از از ابزار دموکراسی استفاده میکنه خوب دموکراسی مگه در تئوکراسی تعریف نمیشه؟؟ آیا نباید مراقب بود که یه وقت با دموکراسی به تئوکراسی صدمه وارد نشه؟؟ تکلیف این سوال رو روشن کن.
دولت اصلاحات با هدف حذف تئوکراسی تدریجی و پر رنگ کردن دموکراسی روی کار اومد. و هدف نهایش هم این بود که با سیاست "فتح سنگر به سنگر" آخرین سنگر یعنی ولایت فقیه رو هم حذف کنه.
هرچند من گفتم دموکراسی به معنای واقعی هیچ وقت قابل تحقق نیست.
4- فرض کن دولت اصلاحات همه چی رو به دست میگرفت. و یه حکومت جدید تشکیل میداد تکلیف من و امثال من چی بود؟؟ اگه ما اعتراض میکردیم به اصل نظامشون و پایه های فکریشون رو هدف میگرفتم حاضر می شدن به ما تریبون بدن؟؟ اونموقع من میریختم تو خیابون و میگفتم مرگ بر دیکتاتور.
وقتی دولت اصلاحات با هدف حذف بالاترین آرمان انقلاب یعنی نظام ولایی و روی کار اومدن لیبرالیسم روی کار اومد و کثیف ترین کارهارو برای رسیدن به این هدف انجام داد....حالا تو برو باز بگو آزادی بیان به اصلاحات نمیدن. کدوم اصلاحات؟؟؟
"فاذا قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالوا انما نحن مصلحون"
وقتی به آنها گفته میشود که در زمین فساد نکنید، در جواب می گویند که ما اصلاح گر هستیم.
فرشگرد
چهارشنبه 25 خرداد 1390 12:27 ق.ظ
والا تو کتاب دین و زندگی سوم دبیرستان ما از قول رهبری نوشته بودن ایجاد حکومت اسلامی مشروط به رای مردمه ! شما حرفتون با ایشون تناقض داره. مردمسالاری دینی.
یعتی اگه بخوایم نسبت بگیریم نظر مردم مهمتره.
پس طبق تعریف ایشوناگه حاکم دینی رای مردم رو نداشته باشه نمی تونه حکومت ایجاد کنه.
شما حرفتون با ایشون تناقض داره . ایشال برین تو وبسایت شخصیشون در اینباره یه بحثی بکنین

اما حرفی که تو کامنت آخرت زدی
رو قبول ندارم چون من هیچ جایی از جامعه خلا دین رو نمی بینم و دین یک برنامه جامع جهت زندگیه مخصوصا دین کامل اسلام.

آیا شما خودت قبول داری که ما بعضی جاها در اسلام خلا حق و باطل داریم؟
اگه آره با مثال توضیح بده
فرشگرد
چهارشنبه 25 خرداد 1390 12:11 ق.ظ
بازم شما حرف های مملکت گل و بلبل رو می زنی! تو کشور ما کجا آزادی بیان داریم؟ آیا رسانه های ما محل نقد نظامند یا محلی که مال نظام و تبلیغگاه نظامند؟ کجای حق نقد حاکم دینی تو این مسئله رعایت شده؟ مثال هاشم که ماشاالله! از اون مسئله ای که برای فرزاد حسنی در آوردن گرفته تا بقیه.
آیا جریان اصلاحات که چند سال جزء احزاب رسمی و به مدت 4 سال دو قوه رو در دست داشت، یک شبکه تلویزیونی داشت؟
آیا روند صدا و سیمای ما که فقط از یک حزب خاص حمایت کرده و می کنه درسته؟ آیا بعد از این همه تخریبی که تو این چند سال اصلاحات شد توسط صدا و سیما، یک بار یکی از تئوریسین های این ها در رسانه ملی به دفاع از تفکر خودش پرداخت؟
این حرفات آدمو می سوزونه براردر من، می سوزونه!!!
الته آزادی بیان هست ولی برای بادمجون دور قاپچین ها و به گفته شما کسانی که تخریبگر نیستند!
اون کسی که بخواد دفاع کنه حتی آزاده که به کوی دانشگاه حمله کنه ولی اونی که بخاد انتقاد کنه هیچ تریبونی وجود نداره که حرفشو بزنه.
این دموکراسی ذکر شده در تئوکراسیه؟
اما مسئله بعد
چه مناقشه در مثالی شد!
ببینید، عدل از اصول اسلامه و امر به معروف و نهی از منکر از فروعه! شما داری اینجا به خاطر برداشت اشتباه از فروع اصول رو زیر پا می زاری
اونجا من گفتم ترس از اجرای عدالت نه حکم! این دوتا فرقشون زیاده.
شما برای اون نکته ی آخری که تو کامنت اول گفتی چه مدرکی داری؟
محمدرضا
سه شنبه 24 خرداد 1390 06:28 ب.ظ
یه نکته هم یادم رفت بگم. سروش جان ادعا کرده که همه چیز بر پایه ی حقه. پس در نتیجه اگه نتونیم جایی حقی رو تعریف کنیم و براش حکمی رو صادر کنیم از نظر اسلام دیکتاتوریه. مثالش هم زده بود حمل مواد مخدر.
این حرف به تلازم عقلی این رو میرسونه که اسلام نمیتونه و یا حالا به قول ایشون نباید در همه مساله ها حکم صادر کنه چرا که منجر به دیکتاتوری میشه پس در نتیجه قوانین اسلام بعضی جاها عقیم میشه و حرفی برای گفتن نداره.
و یا اگرم داشته باشه باید مراقب بود که دیکتاتوری صورت نگیره. مثلا برای حامل مواد مخدر نباید مجازات اعدام صادر کرد باید یه مجازات دیگه صادر کرد.
منظورم از مسکوت بودن این بود.
یعنی اگه ما نتونیم جایی حقی رو اثبات کنیم پس اسلام هم در نتیجه نمیتونه تو اون مساله ورود کنه و ما مجبوریم. که>>>>>>>" به قوانین مدنی دنیا و حقوق بشر" عمل کنیم.
این میشه نتیجه نهایی اون بحثی که سروش مطرح کرده آقا مهدی . واقعا هم باهوش بوده و انصافا من شخصا به اینکه افراد اتاق فکر دوم خردادی ها خیلی باهوش بودن اعتقاد دارم.
محمدرضا
سه شنبه 24 خرداد 1390 04:57 ب.ظ
این جمله هم جا موند " خواست اکثریت مشروعیت نمیاره"
محمدرضا
سه شنبه 24 خرداد 1390 04:55 ب.ظ
4- ای بابا!!!!! من اصلا حرفی از حریم شخصی مردم زدم؟؟ شما هر کاری دلت بخواد میتونی تو خونت بکنی.
اصلا چه ربطی به حرف من داشت؟
تو فقط گفتی باید مردم رو توجیه کرد. منم همین رو گفتم و اضافه کردم که نمیشه به اعتباری اینکه مردم توجیه نیستن قانون رو معطل گذاشت.

5- طاغوت در اسلام دیکتاتوریه که باید از بین بره. تلازم این حرف یعنی اگه در اسلام دموکراسی باشه طاغوت نیست.

اول باید تعریف طاغوت رو بدونیم. طاغوت یعنی عدم مشروعیت الهی.
دوم باید تعریف رو از دیکتاتوری مشخص کنیم. اگه دیکتاتوری ظلم و جور باشه بله این ظاغوته. عوامل دیگه ای هم در اسلام هست که باعث طاغوت میشه اینکه حاکم فاسد باشه عدالت و نداشته باشه.
اما اگه دیکتاتوری این باشه که یه عده چون دوس ندارن حاکمشون رو در عین شایستگی و مشروعیت باید بره کنار این طاغوت نیست.
یعنی خواست مردم در اسلام صد در صد نافذ و معین کننده نیست.
به پست مبنای مقبولیت من تو همین وبلاگ مراجعه کن اولیش خیلی طولانی اگه حال نداری بخونی به پست "نتیجه نهایی پست قبل" مراجعه کن.

محمدرضا
سه شنبه 24 خرداد 1390 04:38 ب.ظ

ای خداااااااا من چی کار کنم از دست این.
1- اصلا راجع به قسمت اول حرفت نظری ندارم چون تلفیق بین تئوکراسی و دموکراسی کاملا در کشور ما هست به خوشگل ترین وجه ممکن. همه دنیا هم باید بیان از ما یاد بگیرن.
اینکه مردم هنوز اشراف ندارن به مسائل یه بحث دیگه است.
2- این جمله یعنی چی : " مسئله ترس مجرم از اجرای عدالت مسئله کاملا درستیه و منم منکر نیستم. ولی اینکه بخوای به خاطر این مسئله روی حق پا بزاری نمی شه" ؟ رو کدوم حق پا گذاشته میشه اینجا میشه به من بگی؟؟ بالاخره ما مجرمین رو بترسونیم یا نه؟؟
3-آقا جون قصاص فقط با شاکی خصوصیه؟؟ عجب!! نمردیم نظریات شاذ حقوقی شمارو هم شنیدیم.
پسرم!!
اولا هر حامل مواد مخدری لزوما اعدام نمیشه باید بررسی بشه چند گرم یا چه مواد مخدری حمل میکنه
ثانیا باید بررسی بشه که حامل، توزیع کننده هم هست یا نه. عموم حاملین مواد مخدر توزیع کننده هم هستند.
ثالثا در قتل نفس هم اگر مقتول راضی به کشتن باشه کسی حق کشتن نداره و اگه بکشه باز هم قاتل محسوب میشه ای بسا مقتول اون لحظه که اعلام رضایت کرده عقلش زایل شده باشه در مساله اعتیاد هم همینطوره. کسی که اعتیاد نداره فریبش میدن و تحریکش میکنن و نمیذارن عاقلانه تصمیم بگیره و معتادش میکنن، کسی هم که اعتیاد داره دیگه عقلش درست کار نمیکنه که بخواد بفهمه داره به دست خودش مرگ خودش رو رقم میزنه.
رابعا: مگه فقط حکم قصاص به خاطر قتل نفسه؟؟ خوبه خود سروش جون گفت ارتداد به علت اینکه بازگشت از حقه حکمش قصاصه هرچند اونم شرایطش به همین آسونی نیست و باید مرتد ارتدادش علنی بشه.
نکته بعدی اینکه از منظر اسلام کسی که منجر به فساد گسترده میشه حق زنده موندن نداره جان چنین آدمی از نظر اسلام اصلا ارزش نداره چرا که زنده بودنش مفسده داره و اگه اثبات بشه که مجرمی خلاف های سنگین داره و باعث فسادهای گسترده میشه حکم قصاص برای اون صادر میشه.
فرشگرد
سه شنبه 24 خرداد 1390 02:49 ب.ظ
اما موردی که شما تو مثالت گفتی هم مشکل داره. خوردن شراب تا جایی که توی خونه شخصی باشه به نظر من مشکلی نداره ولی مجازات داره که یک حق کثل کفارست، کما اینکه در زمان پیامبر خود برخی از مسلمین با میل و رغبت شخصی میومدن و می گفتن «پاکم کن».(جات خالی سر صب یه امتحان آیین داشتیم به چه سختییییی، این مثالم تو کتابمون بود)
ولی اگر شخصی بیرون از خانه این کار رو بکنه و با مستی و.. موجب بر هم زدن نظم عمومی بشه، حاکم اسلامی موظفه اون شخصو مجازات کنه و کاری به اعتقادات شخصیش نداره.

شما اینقدر حواست به جواب دادنه که متنو کامل و با دقت نمی خونی!
من آنالیز دیکتاتوری در اسلام رو با تعریف روشنفکریش تفکیک کردم.!! لصلنم نمی خوام از کتاب سروش اینجا دفاع کنم. من این قسمتی که می گم رو مناسب می دونم.
به نظر من طاغوت در اسلام همون دیکتاتوریه که باید برچیده بشه.
رضا
سه شنبه 24 خرداد 1390 02:48 ب.ظ
نه ... با محمد رضا بودم و نه شما...
فرشگرد
سه شنبه 24 خرداد 1390 01:34 ب.ظ
والا منم به مسئله حق و تکلیف اشاره کردم.
ببین من فقط قسمتی از حرف های اون کتاب رو آینجا آوردم ولی شما خودت میای یه تیکه دیگه رو میاری، حودتم یه تفسیر عجیب غریب می کنی!!
به نظر من حق و باطل همه جا هست و من کلا احکام اسلام رو به معنی میل به حق و و دوری از باطل می دونم. به نظر من هیچ جا خلا حق و باطل دیده نمی شه. می شه یه مثال بزنی که گفته شده اسلام در کجا مسکوته؟
حرفی که من زدم کاملا با نتیجه گیری شمامتفاوته! من تئوکراسی رو می خوام که بر اساس دموکراسی باشه و دموکراسی رو می خوام که بر اساس تئوکراسی باشه. البته شاید این اغراق آمیز و آرمانشهری باشه!! یک جمهوریتی که همراه با اسلامیته. در اون همه ی مردم نسبت به مسائل اشراف دارند. خوب و بد رو درک می کنن.
اینجا اصلا نیازی به دیکتاتوری نیست
شما گفتی ایجاد رعب و وحشت!! مسئله ترس مجرم از اجرای عدالت مسئله کاملا درستیه و منم منکر نیستم. ولی اینکه بخوای به خاطر این مسئله روی حق پا بزاری نمی شه. در مورد مسئله مواد مخدرم بگم که حرفت کاملا ناحقه!! چرا؟ چون حامل ماده مخدر شاید گناه بزرگ و چند بعدی از لحاظ مال حرام، فساد در جامعه و ... داشته باشه ولی وقتی ما قصاص می کنیم که شاکی خصوصی بخواد ولی اگه اون نخواد از جنبه عمومی باید بهش پرداخته بشه که اون جداست. بهدشم تو این مقوله خود شخص آسیب دیده از آسیب دیدنش راضیه!! اونی که مواد حمل می کنه به زور که تو حلق طرف نمی چپونش!! مقصر اصلی خود فرده. اما وقتی ما قصاص رو بکار می بریم که آسیب دیده بهش ظلمی شده بدون اینکه خودش نقشی داشته باشه.
سیگار هم در طولانی مدت باعث مرگ می شه هرچی سیگار فروشیه اعدام کنیم؟؟؟
منم فک نمی کنم مجازات اون چیزی که شما می گی اعدام باشه.
فرشگرد
سه شنبه 24 خرداد 1390 01:00 ب.ظ
@آقا رضا: من اینارو تو کتاب اخلاق خدایان و ادب قدرتش خوندم
محمدرضا
دوشنبه 23 خرداد 1390 11:48 ب.ظ
میخواستم مفصل تر جواب بدم اما فعلا همینا کافیه.
و اما راجع به حرف تو.
من نمیدونم تو چرا دو زاریت کج میفته داداش من!!
من که تو همین متن گفتم حکومت اسلامی باید دو تا دغدغه داشته باشه یکی توجیه احکام یکی اجرای احکام.
اما اون چیزی که روشنه اینه که نمیشه حکومت قوانین رو اجرا نکنه با این حساب که مردم نمیفهمن چرا باید مثلا به خاطر شراب خوری حد بخورن!!
دلیلشم اینه که قانون استثنا بردار نیست و الا از قانون بودن خارج میشه و تبدیل به یه امر سلیقه ای!!
فرض کن دو نفر شراب خورده باشن بعد ما هر دو رو بگیریم و بعد ازشون بپرسیم آقا شما اعتقاد داری به اینکه باید حد بخوری یا نه؟؟
بعد یکیشون میگه آره اون یکی میگه نه!!
بعد ما روی اونی که اعتقاد داره حد جاری میکنیم اون یکی رو هم که اعتقاد نداره بی خیالش میشیم. خب این به نظرت خنده دار نیست؟؟؟
حالا این موضوع رو تو ابعاد کلان بررسی کن. ببین اصلا میشه اینطوری حکومت داری کرد؟؟؟
محمدرضا
دوشنبه 23 خرداد 1390 11:34 ب.ظ
اما نکته بعدی اینه که اسلام از مجازاتها قصد لولو خورخوره سازی نداره و این پایین ترین ثمره ی یک مجازاته. که تازه اون رو هم میشه بر مبنای حق تعریف کرد. به این شکل که این حق مردمه که امنیت داشته باشن و بر این اساس این یک تکلیف به دوش حکومته که فضای رعب برای متخلفین ایجاد کنه. تا به راحتی و بدون ترس به حریم دیگران تجاوز نکنند.
صد البته ما هم معتقدیم به اینکه معیار اسلام حقه. و حق در اسلام حقی نفس الامری است و به خودی خود ارزشمنده ولو اینکه ما نتونیم اون رو درک کنیم و مجبور بشیم که اون رو تعبدا بپذیریم.
اعتقاد فلسفی اسلام اینه که همه جهان بر مبنای حق و حقیقت استواره و باطل در اون راه نداره.
وهمه احکام اسلامی هم بر مبنای حقه.
ولی متاسفانه نگارنده در آوردن مقدمات درست عمل کرده ولی نتیجه ی که از اون گرفته نادرست بوده.
در بحث آزادی اون چیزی که شاهد مثال از حکومت مالک اشتر آورده بر مبنای دموکراسی مورد نظر خودش بوده و در نهایت میخواسته بگه که در نظام ولایت فقیه باید در چارچوب ولایت فقیه به نقد بپردازی و الا نقد تو مورد قبول نیست و طرد میشی. این حرف درسته. اما یک نکته مهمی وجود داره واونم تشخیص حکومت حق از نا حقه. تشکیل حکومت طاغوت از غیر طاغوته.
بزرگترین مغاطله ایشون همین بوده که این موضوع رو به طور کلی نظر اسلام دونسته و در نهایت نتیجه گیری میشه کرد که اسلام اگر حکومت تشکیل بده کاملا دیکتاتوری میشه و هیچ کس با یک تفکر خارج از اون نمیتونه وارد بشه و اظهار نظر کنه.
این مشکل در منهج اهل سنت وجود داره که هرگونه شوریدن علیه خلیفه حاکم رو ارتداد و خارجی گری به حساب میارن. ولی در منهج شیعه این موضوع وجود نداره و باید تشخیص داد که چه حکومتی طاغوتی و چه حکومتی غیر طاغوتی ست. که اگر این تشخیص درست بود میشه علیه اون قیام کرد که بزرگترین مثال اون در تفکر شیعه قیام حسین بن علیه(ع).
و ضمیمه ی همین نکته هم باید گفت که هر حکومتی و نظامی و ایدولوژی ای خودش رو بر حق میدونه و حاضر نیست به اسم دموکراسی به حکومتش آسیب وارد بشه.
و اصلا دموکراسی به این معنا هیچ وقت قابل تحقق نیست چون به هر حال و ناگزیر باید ایدولوژی و گفتمانی حاکم بشه که طبعا عده ای معترض و عده ای موافق داره.
محمدرضا
دوشنبه 23 خرداد 1390 10:30 ب.ظ
ور داشتی کتاب رو واسه من اینجا کپی کردی داداش؟؟ بی خیال بابا ما اینکاره ایم
یه بارکی بگو بشین این مزخرفات سروشیست رو نقد کن دیگه
ور داشتی لا به لاش حرفای خودتم قاطی کردی ما هم جدیدا خیلی گوشامون دراز شده ظاهرا

ما که بخیل نیستیم داداش... باشه تا جایی که مقدوره جواب میدیم.
اول خلاصه حرفای کتاب: در اسلام همه چیز بر مدار حقه. پس در این صورت جایی که حق وجود نداشته باشه قانون اسلام مسکوته، پس اسلام تو برخی حوزه های قانون مدنی نمیتونه ورود کنه.
و جالب تر از همه اینکه وقتی حکمی صادر بشه از نظر خود اسلام اون حکم دیکتاتوریه. یعنی در کمال ظرافت و وقاحت مغلطه کرده و توپ رو هم تو زمین خود اسلام انداخته و از منظر اسلام اون رو دیکتاتوری دونسته.
بزرگترین مغلطه ی که تو این مبحث وجود داره اینه که تنها به حق های اولیه اشاره شده و حقهای ثانویه رو جزو حقوق به حساب نیاورده.
در اسلام وجود "حق" و "تکلیف" با هم تلازم دارند. یعنی به محض اینکه شرایطی منجر به تولید حقی بکنه. در قبال اون تکلیف ایجاد میشه.
در مثالهایی که زده که بسیار ناشیانه عمل کرده:
مجازات اعدام برای حمل مواد مخدر.
کاملا بر اساس یک حقه، چطوری؟؟؟
اینطوری که کسی که حمل مواد مخدر میکنه در واقع قاتل جان یک عده محسوب میشه چرا که مواد مخدر هم نهایتا منجر به مرگ انسان میشه و کسی که مواد مخدر حمل میکنه در واقع یک قاتل محسوب میشه. و اگر بخوایم ابعاد حقیقی جنایت اون رو بررسی کنیم از یک قاتل معمولی چندین برابر بیشتره.
حالا با این حساب برای مردمی که تحت لوای حکومت دینی هستند حقی تعریف میشه که حکومت در قبال اون تکلیفی داره. یعنی همون حکم قصاص برای کسی که منجر نابودی خانمان و زندگی و مردم و در نهایت مرگ انسانها میشه.

این از اولیش
رضا
دوشنبه 23 خرداد 1390 07:28 ب.ظ
بچه جالبی هستی فرشگرد...خوب پیدات کردم
:D
پاسخ محمدرضا : خدا در و تخته رو با هم جور میکنی رضا جوووووووون پیوندتان مبارک :D
رضا
دوشنبه 23 خرداد 1390 07:26 ب.ظ
نظریه ی دیکتاتوری صالحان سروش رو خوندی؟
فرشگرد
دوشنبه 23 خرداد 1390 06:03 ب.ظ
حکومتی که شما اونجا بهش اشاره کردی یک مسئله ظاهریه که نتیجه ای در بر نخواهد داشت. مثلا یک بچه با کتک خوردن می فهمه که نباید بره تو کوچه ولی نمی فهمه که رفتن تو کوچه بده! (بین این دوتا خیلی تفاوت هست)
حکومت اسلامی که من می گم همون چیزیه که بعد از ظهور قراره انجام بشه. و طبق حدیثی که یادم نیست از کدوم یک از معصومین بود( ماشششاللا حافظه :)))) ) بهترین نوع انتظار اونه که شما در عصر غیبت برای چیزی بکوش که امام زمان در عصر ظهور خواهد کوشید.
الهم عجل لولیک الفرج
فرشگرد
دوشنبه 23 خرداد 1390 05:53 ب.ظ
اما بنده در پست بحث برانگیز وبلاگ خودم گفتم که حکومت ابتدا اصول اسلام رو نهادینه کنه. اون وقت ما به جای رعیتی که باید تحت وللیت به زور هدایت بشن، بندگان خدارو داریم که باید بر اساس اسلام مدیریت بشن. سپس راه برای اجرای احکام الهی باز می شه.

دلیل دور موندن مملکت ما از اسلام هم همینه که از ابتدا اهتمام بر اجرای سطحی احکام بوده.(با نادیده گرفتن انحراف حاکمین) و در حکومت اسلامی که مد نظر منه لازم نیست با مشکل حجاب مسامحه بشه چون چیزی به نام این مشکل وجود نداره.

خوب حالا رسیدیم به دعوای قدیمی من و شما
من همین حرف های شما در ذیل پست شهید چمران اشاره کردم ولی شما چون به مسئله سیاسی نگاه کردید در صدد رد کردنش بر اومدی.
همین الان داری می گی ما بعضی احکامو اجرا نمی کنیم چون نمی خوایم چهره اسلام مخدوش بشه!!!
در صورتی که تو وبلاگ من گفتی ما نباید مخدوش شدن چهره ی اسلام رو در نظر بگبریم و لازم به توجیه همه امور نیست و باید حتما حکم رو اجرا کنیم.
اینجا حرفت تنافض داره
(البته قصد من مچگیری نیست)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30