تبلیغات
هزار حرف نگفته... - سینمای طعنه زن


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:دوشنبه 10 مرداد 1390-07:23 ب.ظ

سینمای طعنه زن

چندی است مخصوصا از دهه هشتاد به بعد شاهد ساخت فیلمهایی هستیم که فیلنامه های آن به طعنه و تخریب ارزشها به شکل غیر مستقیم می پردازد: 

1- تخریب چهره های مذهبی:
هدف این نوع سینماها بزرگ نمایی لغزش ها و خطاهای قشر مذهبی است.
به این ترتیب که معمولا ژانر اصلی فیلم را یک شخصیت مذهبی و ارزشی بازی میکند که چهره ی موجه ای در جامعه دارد اما همین شخص در خلال فیلم اشتباه و لغزشی می کند که باعث می شود به اصطلاح هفتاد سال عبادتش یک شبه به باد برود.
بزرگترین خطری که این نوع سینما دارد از بین رفتن و وجاهت و اعتبار شخصیتهای مذهبی و به تبع آن از بین رفتن اعتبار دین و مذهب در جامعه است.

2- بزرگ نمایی زشتی ها و کژی ها:
نوع دیگر سینمای طعنه زن، سینمایی ست که فقط چهره های بارز مذهبی را هدف نمی گیرد بلکه به بزرگ نمایی دروغ و ریاکاری و فساد و تزویر در جامعه دینی می پردازد و "این نوع سینما سعی می کند به جای تعریف هنجاری از ارزش ها تعریف توصیفی ارائه بدهد."
به عبارت دیگر به جای نمایش ارزشهای حقیقی و تبلیغ آنها، به نمایش عدم پای بندی مردم جامعه به ارزشها می پردازد و سپس از آن نتیجه گیری می کنند که وضعیت جامعه بسیار اسف بار است و باید از نو به دنبال یک آرمانشهر بود.

حال جای این سوال اساسی باقی است که آیا همه ارزشهای حقیقی را مردم می شناسند که اولویت فیلمسازان ما طعنه و تعریض به ارزشها و چهره های مذهبی شده است؟؟
 
آیا فیلمسازان ما دغدغه ی نمایش ریاکاری ها و دروغ ها و کژی ها را دارند یا دغدغه نمایش حقیقت ها و ارزشها؟؟

 در یک کلام: سینمای طعنه زن سینمایی است که دائما نیمه ی خالی لیوان را می بیند، و با تبلیغ عدم پای بندی به ارزش ها و نمایش دروغ ها و ریاکاری و لغزش های قشر مذهبی، جامعه و جوانان را از گرایش به مذهب دور کرده و مبدا میل آنها را به سمت ارزشهای بیگانه تغییر می دهد و خواسته یا نا خواسته آب در آسیاب تهاجم فرهنگی می ریزد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : چیزی بگو (say sth) 

Why do they call it the Achilles heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:04 ب.ظ
Hello there! This is kind of off topic but I need some help from an established blog.
Is it hard to set up your own blog? I'm not very techincal
but I can figure things out pretty quick. I'm thinking about creating
my own but I'm not sure where to start. Do you have any ideas or suggestions?

With thanks
سربازان خودسر امام زمان
دوشنبه 31 مرداد 1390 06:19 ب.ظ
اگر برای دكتر احمدی نژاد دكتر احمدی نژاد ، كابینه خط قرمز است ، برای ما حجاب _خاصه چادر _ خط قرمز بوده زیرا میراث مادرمان ، حضرت زهرای مرضیه است و یاد آور كوچه های مدینه و زخم پنهان شیعه است . با مطلبی با عنوان "سرنوشت خلیفه سوم(عثمان )در انتظار مشایی " به روز هستم .
((وبلاگ سربازان خودسر امام زمان ))
SBZ
چهارشنبه 26 مرداد 1390 12:23 ب.ظ
آخر این خامنه ای منفور جنایتکار خائن چه شباهتی به سید حسنی روایات دارد. سید حسنی باید از دیلم و قزوین قیام کند . اصلا خامنه ای که رهبر هیچ قیامی نبوده. فقط شانس آورده یک مشت آخوند پست فطرت مثل خودش او را انتخاب کردند چون بین آنها قحط الرجال بود بعد از مرگ چند نفر و حذف چند نفر دیگر. مگر هر کس که در مشهد زندگی کرد سید خراسانی می شود؟ چرا خیانت آشکار را نمی بینید؟ کسی که جمهوری را به سلطنت مطلقه تبدیل کرده خائن به اسلام و انقلاب است. کسی که برای سلطنت پسرش خون جوانان ایران را ریخته جنایتکار است . مگر پیغمبر در مورد فقهای خائن هشدار نداد مگر علی نگفت مثل بچه شتر باشید به کسی سواری ندهید مگر در بحار الانوار نخواندید که بعضی سادات در آخرالزمان آبروی اسلام را در جهان میببرند؟ مگر نخواندید گروهی ملعون در نزدیکی کوفه (یعنی ایران) بعد از سرنگونی شاهان دیده می شوند که مردم را به سوی مهدی دعوت می کنند ولی خودشان از مهدی نفرت دارند و از رحمت خدا بدورند ؟
تا جایی که می دانم خوشبختانه روایات اهل بیت برای کسانی که طالب هدایت باشند، ماهیت پلید این رژیم خائن را افشا کرده اند. مایه تاسف است که مردم – مذهبی و غیر مذهبی - به هشدار های معصومین توجه نمی کنند. به همه توصیه می کنم جلد 13 بحار الانوار را مطالعه و روایاتی که من به آنها اشاره کردم را دقیقا با شرایط امروز مقایسه کنند تا موضع اهل بیت نسبت به این رژیم را خودشان تشخیص دهند. خدا ظالمین را با هم مشغول کند انشاالله.
پاسخ محمدرضا : آیت الله خامنه ای سید خراسانی نیست. این حرف یک عده بی سواده. و فقط هم در حد یک حرفه.
اساسا مصداق سازی برای روایات آخرالزمان کار صحیحی نیست. و هیچ یک از فقها هم اون رو قبول ندارند.
شما به فحاشیت ادامه بده.
ضمنا به ما که داریم عمرمون رو میذاریم پای روایات معصومین نیازی به معرفی کتاب نیست.
اونایی که تو رفتی خوندی و نتیجه دلبخواهتو ازش گرفتی ما بیشترش رو خونیدم.
والعاقبه للمتقین...
محمدرضا
یکشنبه 23 مرداد 1390 05:55 ب.ظ

1- مگه فک کردی حدود اختیارات پیغمبر یا فقیه چقدره؟؟
گفتم که اونها، فقط در مسائل اجتماعی دخالت می کنن. یا مسائل فردی ای که مستقیما تاثیر تو اجتماع بگذاره مثل ماهواره.
ثانیا مادام العمر یعنی چی؟؟؟
ولایت فقیه مادام العمر نیست.
مادام الصلاحیته.
یعنی هر ثانیه ممکنه با یک خطای بزرگ عزل بشه.
حالا خطای بزرگ چیه؟؟ کی تشخیص میده؟؟
باید خبرگانی در فقه و آشنا با مصالح اداره حکومت این تشخیص رو بدن.

(حالا حتما میخوای بگی خبرگان و شورا نگهبان هم زیر نظر خود رهبره و شبهه معروف دور رو میخوای وارد کنی.
انقدر با امثال تو بحث کردم دقیقا میدونم حرف بعدیتون چیه. )

2-ولی فقیه یک پیمان بین خودش و مردم بسته اونم التزام به قانونه.
اگه دائم بخواد از قانون تخطی کنه از عدالت ساقطه.
شما خودت میتونی بری بشماری و ببینی تو تاریخ همین انقلاب دو ولی فقیه چند بار با حکم حکومتی، دستوری فراقانونی صادر کردند!!
چرا سعی می کنی سیاه نمایی کنی؟؟؟
جوری میگی انگار ولی فقیه مثل یه پادشاه نشسته اون بالا هر غلطی دلش میخواد داره می کنه.
البته حق هم همینه کسی که سیلی خورده باشه تمام تلاشش رو میکنه برای لجن پراکنی.
در حالی که حقیقت چیز دیگه ایه و عملکرد فراقانونی ولی فقیه تعدادش خیلی کمه و انگشت شماره.
ولی فقیه اگر قدرتی فراقانونی هم داشته باشه به مصلحت جامعه و اسلام عمل می کنه.
جایی که قانون نتونه جلوی ضرر احتمالی رو بگیره.
و یا موضوعات بغرنجی پیش بیاد که قانون برای حلش چاره ای تصویب نکرده
ولی فقیه ورود میکنه.

3- گذشته از همه اینها مثل اینکه یادت میره ما برای ولی زمان قائل به تقوا و عدالت و خداترسی هستیم.
اگر ولی فقیه بخواد بدون دلیل و بدون تشخیص مصلحت نظام فراقانونی عمل کنه و هرچی که هوای نفسش گفت رو انجام بده فاسده و باید حذف بشه.
ما اساس نظاممون رو بر پایه قدرت طلبی و سرمایه داری نگذاشتیم... ما مسلمان هستیم ما اساس رو بر تقوا و راستی گذاشتیم دیگه برای ولی فقیه که باید این موضوع چندین برابر باشه!!
تازه برای همون ولی فقیه هم برای جلوگیری از قدرت بیش از حد تفکیک قوا انجام دادیم که یه وقت اینطور نشه که ولی فقیه هم قانون تصویب کنه هم خودش اجرا کنه هم خودش قضاوت کنه.
SBZ
یکشنبه 23 مرداد 1390 04:18 ب.ظ
تو خود آمریکا و غرب هم یه نفر از همه بالاتره.
درست. ولی با چه میزان اختیارات ؟ رئیس جمهور غربی ها اختیارات پیامبر را دارد؟
توجیه نشدی که باید حکومت تشکیل بشه.
بحث سر شكل منطقی حكومته.
ولایت فقیه یک "بدل اضطراری" از معصومه نه یک بدل بدیل.
ولی ولایت فراقانونی مادام العمر با این شعار جور در نمیاد.
محمدرضا
شنبه 22 مرداد 1390 06:14 ب.ظ
اینهمه اشاراتی که معصومین راجع به فقهای بعد از خودشان کرده اند حتی اگر دلالت مستقیم بر تشکیل حکومت هم نکند، اما این موضوع را اثبات می کند که اگر حکومتی تشکیل شد و زیر نظر فقها نبود مشروعیت ندارد.
پس چه بهتر که یک مقام رهبری و نظارتی فقیه در رأس هرم قدرت قرار بگیره تا با تشخیص اون نظام از حدود و ثغور موازین دین تخطی نکنه.
به علاوه در فقه ظاهر روایات همواره دلالت بر نظر اصلی معصوم نمیکنه. بلکه باید یک روایت را علاوه بر بررسی دقیق لغوی و معنایی با منابع دیگر استنباط، محک بزنیم.
منابع چهارگانه ما در استنباط اینهاست:

1- کتاب 2- سنت 3- عقل 4- اجماع

به صرف اینکه در یک روایت جمله ای گفته شده ما را دلالت به عمل و پیروی از اون نمیکنه و باید آن را با عقل و قران و سیره عملی خود معصومین و اجماع آرا فقها که منکشف از قول معصوم باشه سنجید.
در نظریه ولایت فقیه هم ممکن است از لحاظ نقلی اشاره مستقیم به تشکیل حکومت نشده باشه و یا کمرنگ باشه.
اما با قرار دادن عقل و نقل و کتاب به این نتیجه میرسیم که تشکیل حکومت در عصر غیبت یک ضرورته که تنها فقها مشروعیت الهی این امر رو دارند.

3- چه کسی ادعا کرده که فقها مثل معصومین هستند؟؟؟
ما در عصر غیبت قرار داریم و از این جهت دچار یک نقصان بزرگ هستیم.
اگر تشکیل حکومت توسط معصوم سرعت حرکتش مثل یه مرسدس بنز باشه سرعت حرکت حکومت توسط ولایت فقیه مثل یک ژیان میمونه و اصلا قابل مقایسه نیستند این کاملا واضحه.

نکته اساسی که وجود داره اینه که باید بدونیم.
ولایت فقیه یک "بدل اضطراری" از معصومه.
نه یک بدل بدیل.
و هرگز حکومت این دو شبیه هم نیست.
ولایت فقیه تلاشی است برای نزدیک شدن به حکومت معصوم.
4- حدود اختیاراتی که از معصوم به ولی فقیه محول میشه فقط در شئون اجتماعیه.
بعضی از مسائل و تصمیم گیری های خطیر مثل جهاد ابتدایی هم از عهده ی فقیه برداشته شده.
محمدرضا
شنبه 22 مرداد 1390 06:12 ب.ظ
1-آقا جون شما مث اینکه اصلا نمیدونی ضرورت وجود یک حاکم چیه!!
تو هیچ جای دنیا تو هیچ جای تاریخ تو هیچ نظام و مملکتی نیست که،کسی وجود نداشته باشه که نقش رهبر رو ایفا کنه.
تو خود آمریکا و غرب هم یه نفر از همه بالاتره.
آیا تو آمریکا کسی هست که حرفش از باراک اوباما بالاتر باشه؟؟
اگرچه آمریکارو هم صهیونیزم جهانی اداره می کنه ولی "ظاهرا" رئیس جمهور بالاترین مقام رو از لحاظ قدرت داره.
باید یک رأس هرمی همواره وجود داشته باشه.
این در همه نظامهای دموکراتیک و توتالیتر یه اصل منطقیه.
و عقلا محاله که در اداره حکومت همه با هم مساوی باشن و در عرض هم حرکت کنند.
باید همیشه یه نفر باشه که حرفش بر دیگران ارجحیت داشته باشه تا بتونه یه سیستم رو مدیریت و رهبری کنه.
در عین اینکه اجزای اون سیستم خودشون دارن کارشون رو انجام میدن.

2-هنوز مثل اینکه شما توجیه نشدی که باید حکومت تشکیل بشه. اول این رو قبول کن:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ .

خدا تو این آیه قرآن داره میگه که یکی از اهداف مهم رسالت پیغمبران از آغاز اجرای عدالت بین مردم بوده که ما میدونیم اجرای عدالت بین مردم تنها با استفاده از ابزار قدرت امکان پذیره.
از لحاظ منطقی اگر یک قدرتی فوق قدرت های دیگه نتونه عمل کنه و هرکس ساز خودش رو بزنه نمیشه به هدف اصلی که همانا اجرای عدالته رسید.
حالا از اونجایی که ما تو عصر غیبت هستیم و دین اسلام یک دین سیاسی اجتماعیه که احکامش در عبادات خلاصه نمیشه. نباید بگذاریم که احکام اجتماعی خدا روی زمین بمونه.
در این صورت دین ناقص خواهد ماند و این با حکمت خداوند در تضاده که دینی رو بفرسته و احکامش رو معطل بگذاره و مردم از سعادت اخروی باز بمونن به علاوه حق مراجعه به طاغوت رو هم ندارن.
همونطور که گفتم تشکیل حکومت و بدست گیری قدرت یک و سیله است نه یک هدف!!!
تشکیل حکومت یک ابزاره برای اجرای عدالت!!
قدرت، اصالت نداره، این اجرای عدالته که اصالت داره.
حالا با توجه به اینکه فقها ورثه انبیا و خلفای معصومین هستند. تنها کسانی هستند که صلاحیت بدست گیری قدرت رو دارند.
یا اشخاص دیگری که به اذن این فقها قدرت را بدست می گیرند.
SBZ
شنبه 22 مرداد 1390 02:28 ب.ظ
آقا شما می خواهید از كلمه حاكم، تشكیل حكومت را نتیجه بگیرید ؟ شاه حاكمه، مرجع تقلید حاكمه، قاضی حاكمه یك معلم هم بین شاگردانش حاكمه. حدیث میگه : بجای مراجعه به قاضی منصوب توسط خلیفه غاصب ، به فقیه خودتان مراجعه كنید (كه در آن زمان پست و مقامی هم نداره). همین.
اجرای احكام خدا وظیفه هر مسلمان ، فقیه و غیر فقیه است اگر با تشكیل حكومت همراه بود چه بهتر. اما بحث سر حدود اختیارات یك شخص بنام فقیه است. نایب عام (مرجع تقلید) در غیبت كبری وجود دارد اما : نایب خاص، ولی امر مسلمین جهان، حكومت اهل بیت، خلافت حق، رهبر منصوب توسط مهدی وجود ندارد. هیچ مرجعی ولی امر مسلمین نیست . حق ندارد خودش را به عموم مردم تحمیل كند. "اولی بالمومنین من انفسهم" نیست. یك شخص گناهكار میتونه اختیارات پیغمبر را داشته باشه كه هم معصوم بود هم علم غیب داشت ؟! این اختیارات ظرفیت و لیاقت نمی طلبد؟ آبدارچی می تونه كار مدیرعامل را به عهده بگیره؟ میشود پذیرفت كه محدوده وظایف همه حكومتها از صدر اسلام تا بحال كلا یكی است ولی حدود اختیارات افراد حاكم برابر با پیغمبر نیست . ولایت فراقانونی مادام العمر قابل توجیه نیست. كشور هایی كه چنین رهبری ندارند نمی توانند تصمیمات سریع بگیرند؟ این چه استدلالیه؟ امام زمان معصومه با خامنه ای خیلی فرق داره و حكومتش ولایت عشقه.
سربازان خودسر امام زمان
جمعه 21 مرداد 1390 01:45 ق.ظ
در برهه بیداری های اسلامی در منطقه خاورمیانه ، ضعف موجود در تشكل های دانشجویی خود را به خوبی نمایان ساخت و طرز فكر برادران صاحب جایگاه كه در چندین سال گذشته به یك منش فكری تشكل پرستی تبدیل شده بود ، تنها دود حاصل آن به چشم مردم بی دفاع منطقه رفت ، بعد از دیدار رهبری عزیز با تشكل های دانشجویی بر آن شدم كه یك مقاله بایگانی شده خود را كمی پرورش دهم و با نام " تشكل های با چاشنی خنثی " به پیشگاهتان تقدیم كنم ، باشد كه مورد استفاده قرار گیرد .
((سربازان خودسر امام زمان ))
سربازان خودسر امام زمان
جمعه 21 مرداد 1390 01:45 ق.ظ
در برهه بیداری های اسلامی در منطقه خاورمیانه ، ضعف موجود در تشكل های دانشجویی خود را به خوبی نمایان ساخت و طرز فكر برادران صاحب جایگاه كه در چندین سال گذشته به یك منش فكری تشكل پرستی تبدیل شده بود ، تنها دود حاصل آن به چشم مردم بی دفاع منطقه رفت ، بعد از دیدار رهبری عزیز با تشكل های دانشجویی بر آن شدم كه یك مقاله بایگانی شده خود را كمی پرورش دهم و با نام " تشكل های با چاشنی خنثی " به پیشگاهتان تقدیم كنم ، باشد كه مورد استفاده قرار گیرد .
((سربازان خودسر امام زمان ))
محمدرضا
پنجشنبه 20 مرداد 1390 04:48 ب.ظ
آقا شما از عبارت‌ "انی قد جعلته حاکما" قضاوت رو می فهمی یا حکومت؟؟
اگر قرار بود به معنای داور یا قاضی باشه باید می فرمود "حکما" یا "قاضیا".
ضمنا بر فرض به معنای قاضی بوده باشه.
قضاوت فقیه در حکومت طاغوت که معنا نمیده!!
حکومت باید مبنای دینی داشته باشه و رهبر دینی داشته باشه.
حساب دو دو تا چهارتاست.
اگر پیغمبر و امامان حق تشکیل حکومت رو دارند. الان هم فقها ورثه ی اونها هستند و اونها هم باید به تشکیل حکومت برای اجرای عدالت اقدام کنند.
کجاش مبهمه؟؟
وقتی فقها خلفای معصومین هستند همه حدود اختیارات اونها در زمان غیبت به فقها هم محول میشه.
...............
اینکه فقیه خودش میتونه رئیس جمهور و مسئولین رو انتخاب کنه از سیره معصومین بدست میاد.
امیرالمونین والیان حکومتی و کارگزرانش رو خودش انتخاب میکرد.
حکومت فقه میتونه از طرق مردم سالاری تشکیل بشه؟؟؟
خب بشه.
ولی شما نمیتونی ضرورت وجود یک زعیم و رهبر رو از بین ببری.
ما در هیچ جای اسلام نداریم که مردم بر مردم حکومت کنند و علما فقط نقش نظارتی داشته باشن.
امتیازات داشتن شخص رهبر و زعیم خیلی زیاده.
تو داری همون بحث ولایت فقه شورایی رو مطرح میکنی که خیلی وقت پیش بحث شد و نا کار آمدیش مشخص شد.

وجود شخصی به نام رهبر و زعیم ضروریه . وجود شخصی که بتونه فوق حرف همه حرف بزنه.
وجود شخصی که حرفش فصل الخطاب باشه.
وجود شخصی که در مواقع تصمیم گیری های سریع بتونه نظر قاطع بده.
و از همه مهمتر عشق و علاقه ی مردمیه که نسبت به شخص میتونه به وجود بیاد ولی نسبت به شورا عموما بدبینی و تنفر از سوی مردم حاصل میشه.
و عشق به رهبر و قائد و یاری کردن اون تا پای جان موضوعیه که در مذهب وجود داره.
گذشته از همه اینها در خود شورا هم باید کسی باشه که از همه حرفش بالاتر باشه و در مباحث اختلافی تصمیم گیری نهایی بکنه
............
شما با این مبنای خنده داره اکثریت مطمئن باش یه روزی اگه امام زمان هم ظهور کنه داد و بیداد راه میندازید که امام زمان هم باید رای گیری کنه و حق نداره حکومتش رو به کسی تحمیل کنه
SBZ
پنجشنبه 20 مرداد 1390 11:31 ق.ظ
روایت امام صادق كه كاملا داد میزنه فقط مربوط به قضاوته هیچ اشاره ای به تشكیل دولت توش نیست.
حكومت فقه می تونه از طریق مردم سالاری باشه.
كدام آیه و حدیث گفته : ولی فقیه میتونه خودش رئیس جمهور انتخاب کنه و خودش میتونه رئیس مجلس انتخاب کنه و..... پس حقوق ملت چی میشه؟! از كیسه خلیفه می بخشی؟
شما با فریاد زدن مردم را ساكت نكردین با تیراندازی و زندان وشكنجه ساكت كردین و مسئولیت همه این جنایات بر عهده همه نوچه های دیكتاتور هست.
خواست اكثریت ملت ایران 25 خرداد 88 مشخص شد.
علیرضا ملوندی
پنجشنبه 20 مرداد 1390 11:01 ق.ظ
سلام
بالاخره روشنفکر نمایی هم اقتضائاتی داره دیگه، یکی از اقتضائاتش هم به سخره گرفتن مذهب و مذهبیاست که به این طریق افه روشنفکری بذاری و بگی من ذهنم در بند هیچ عامل اسارت بخشی (به خصوص مذهب) نیست!
اللهم العن الجبت و الطاغوت
مریرزا
پنجشنبه 20 مرداد 1390 02:00 ق.ظ
ببین محمدرضا من کاملاً باهات موافقم و از این سینمای سیاه نما رنج می برم ولی باید قبول کنیم مشکل از منو تو هم هست امثال ما اگر به این عرصه وارد می شدن و میدون رو برای مخالف ها خالی نمی کردن الان وضع ما این نبود به امید تحول
یا علی
محمدرضا
چهارشنبه 19 مرداد 1390 03:41 ب.ظ
مردم تو شئون فردی میتونن به مرجع خودشون مراجعه کنن بله چرا نتونن.
ولی کدوم مرجع؟؟
مرجعی که از مسائل فردی پاشو دراز تر کرده و تو امور ولی فقیه اخلال ایجاد کرده.
...............................
دوست متوهم من برو این حرفای خنده دار رو یه جا دیگه بزن.
اگه شما 25 خرداد سطل آشغال سوزوندید ما هم 9 دی و 22 بهمن اومدیم و بیرون چنان فریادی زدیم که همتون عین موش رفتین تو سوراخ.
اگه مبنای خنده دار شما همون مبنای اکثریته به خرد جمعی و رای اکثریت احترام میذارید فعلا اکثریت جامعه رو کسان دیگری تشکیل میدن.
اگه احساس میکنی اینجا واست جهنمه میتونی بری بیرون از این مملکت
محمدرضا
چهارشنبه 19 مرداد 1390 03:32 ب.ظ
این فرمان که امام(ع) صادر فرموده کلی و عمومی است؛ همان طور که حضرت امیرالمؤمنین(ع) در دوران حکومت ظاهری خود، حاکم و والی و قاضی تعیین می‏کرد و عموم مسلمانان وظیفه داشتند که از آنها اطاعت کنند و تعبیر به «حاکماً» فرموده تا خیال نشود که فقط امور قضایی مطرح است و به سایر امور حکومتی ارتباطی ندارد؛
(ولایت فقیه امام خمینی)
................................
شما چن تا کتاب راجع به ولایت فقیه بخون تا دلالت روایت ها و استدلال های اون رو مبنی بر تشکیل حکومت کاملا دریافت کنی.
اینطور نبوده که من در آوردی باشه و یه سری آخوند بشینن از سر قدرت طلبی برای خودشون حرف در بیارن!!
............................
اینکه من گفتم ولایت فقه بر مردم وجود داره. لا محاله منجر به ولایت فقیه میشه.
چون فقها هستن که حاملان فقه هستن این کاملا واضحه!!
و باید یک افقه رو به عنوان رهبر برای اجرای احکام کشف و انتخاب کنند.
شما در دو ساحت داری تشکیک میکنی یکی ساحت فقهه یکی ساحت جمهوری اسلامی فعلی.
این دو رو از هم جدا کن.
اگر ما بخوایم مبنای فقهی رو در نظر بگیریم. مطمئن باش خیلی دیکتاتوری تری از اینی که به نظرت میرسه میشه.
اگر مبنای فقه رو در نظر بگیریم.
ولی فقیه میتونه خودش رئیس جمهور انتخاب کنه و خودش میتونه رئیس مجلس انتخاب کنه و.....
همه این اختیارات از نگاه فقه به فقیه محول میشه.
ولی ما تو نظام برای جلوگیری از قدرت زیاد فقیه تفکیک قوا انجام دادیم
ولی فقیه طبق قانون اساسی میتونه گاهی به مصلحتهایی فراتر از قانون عمل کنه.
که این موضوع تو تاریخ انقلاب انگشت شماره و کمه. و ولی فقیه همواره به قانون پای بند بوده هرچند خیلی جاها تشخیص میداده که باید فراتر از قانون عمل کنه ولی برای اینکه زبون امثال شما دراز نشه سکوت کرده.
یه نمونه اش مثل قضیه بنی صدر
که امام خمینی از همون ابتدا حتی این قدرت قانونی رو داشت که حکمش رو تنفیذ نکنه ولی به رای مردم احترام گذاشت
محمدرضا
چهارشنبه 19 مرداد 1390 03:19 ب.ظ
میفرمایی که:
ضرورت های عقلی تشکیل حکومت درسته ولی از روایات نمیشه نتیجه گرفت که فقیه باید رهبر بشه.
قبل از اینکه جوابتو بدم یادت باشه ولایت فقیه از نظر من سلطنت نیست.
لطفا لجن پراکنی نکن.
..............
شما اگر ضرورت های عقلی رو به شکل صحیح در کنار روایات قرار بدی متوجه میشی که راهی جز تشکیل حکومت توسط یک فقیه نیست.
ضمن اینکه روایت عمر بن حنظله از امام صادق کاملا گواه تشکیل حکومته:

من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخف بحکمنا و علینا رد و الرادعلینا کالراد علی الله وهو علی حد الشرک بالله» اصول کافی، ج 1، ص 67؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 98..
کلینی(ره) به سند خود از عمر بن حنظله روایت می‏کند: «از امام صادق(ع) پرسیدم: دو نفر از ما (شیعیان) که در باب «دین» و «میراث» نزاعی دارند، پس به نزد سلطان یا قاضیان [ حکومت‏های جور] جهت حل آن می‏روند؛ آیا این عمل جایز است؟ حضرت فرمود: هر کس در موارد حق یا باطل به آنان مراجعه کند؛ در واقع به سوی طاغوت رفته و از او مطالبه قضاوت کرده است. از این رو آنچه بر اساس حکم او [که خود فاقد مشروعیت است ]دریافت می‏دارد، به باطل اخذ نموده است؛ هر چند در واقع حق ثابت او باشد؛ زیرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است. خداوند امر فرموده است: باید به طاغوت کافر باشند [و آن را به رسمیت نشناسند] و می‏فرماید: (یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ).
آن‏گاه پرسیدم: پس در این صورت چه باید کنند؟ امام(ع) فرمود: باید به کسانی از شما (شیعیان) که حدیث و سخنان ما را روایت می‏کنند و در حلال و حرام ما به دقت می‏نگرند و احکام ما را به خوبی باز می‏شناسند (عالم عادل)، مراجعه کنند و او را به عنوان حاکم بپذیرند. من چنین کسی را بر شما حاکم قرار دادم. پس هرگاه به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، حکم خدا کوچک شمرده شده و بر ما رد شده است و آن که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و چنین چیزی در حد شرک به خداوند است».
SBZ
چهارشنبه 19 مرداد 1390 11:05 ق.ظ
مساله اصلی اینه كه هیچكدام از احادیثی كه آوردی ربطی به تشكیل حكومت نداره، فقط مرجعیت از آنها فهمیده می شه و 3 دلیل عقلی ضرورت حكومت هم اگر چه درست است ولی شكل دیكتاتوری فردی را ثابت نمی كند. اجرای احكام خدا می تواند از طریق مردمسالاری با استفاده از ارائ همه اندیشمندان باشد.
ولی فقیه به نصب عام توسط معصوم معین شده ، این هم یعنی مرجعیت نه سلطنت فقیه.
ولایت فقه مستلزم ولایت یك شخص غیر معصوم نیست.
خلافت همه فقها یعنی همان مرجعیت همانطور كه گفته شده : العلما ورثه الانبیا.
رهبر شما ممكن است مشورت كند ولی بدون نظارت و كنترل ملت و بدون تقید به قانون هر غلطی خواست می كنه و این یعنی دیكتاتوری. تو خیال می كنی سایر دیكتاتورها مشورت نمی كنن؟!
مردم می توانند در شئون فردی دین به مرجع خود مراجعه کنند. لطف فرمودین.
نمی بینی كه سایت آقای صانعی فیلتره، به دفترش حمله كردن، آقای منتظری سالها در حصر خانگی بود.
من آدمی هستم كه با هر ظلمی مخالفم مخصوصا ظلم به ملت ایران و به نام اسلام.
تو در مقابل ظلم به ملت ایران چكار كردی؟ ندیدی ملت 25 خرداد 88 حقوقش را مطالبه می كرد؟
ندیدی رهبرت چطور جواب ملت را داد؟؟!!
SBZ
سه شنبه 18 مرداد 1390 12:25 ب.ظ
با سلام
من كاملا با نظر شما موافقم: ولایت فقیهی كه در روایات آمده چیزی جز مرجعیت نیست. این سلطنت فقیه یك طرح من در آوردی است كه بقول مصباح یزدی دكان آخوندهاست. البته مصباح از قول دیگران این را گفته ولی واقعیت همین است. روایتی كه محمد رضا نقل كرده در مورد حكم كردن فقها دلالت به تشكیل دولت نمی كند بلكه همان كار مراجع می تواند باشد . مخصوصا روایت سوم بخوبی نشان می دهد كه منظور از خلیفه كسی كه تشكیل دولت داده نیست بلكه همه علما همزمان خلفای پیغمبر هستند از این جهت كه سنت وی را نشر می دهند (پس ربطی به دولت ندارد). در روایت دوم هم مراجعه یك عمل كاملا داوطلبانه بر اساس اعتماد و نیاز مردم به راهنمایی است نه یك دولت كه خودش را به عموم مردم تحمیل كند. نتیجه گیری محمد رضا خیلی بچه گانه است چون از ضرورت حكومت نمی شود نتیجه گرفت كه یك فقیه باید ولایت داشته باشد بلكه حكومت باید از نظرات عموم فقها و متخصصین رشته های مختلف بهره ببرد كه به نظرم از طریق مجلس شورا خیلی خوب قابل اجرا ست. اینها كی می خواهند بفهمند كه برپایی عدل و اجرای احكام خدا مستلزم تحمیل یك آقابالاسر به مردم نیست و راه های منطقی تری وجود دارد. می گویند : آیا وظیفه ی مومن سکوت در برابر ظلم جهان خواران است؟؟ ولی در مقابل ظلم فقیه جز سكوت یا چاپلوسی كاری نمی كنند.
پاسخ محمدرضا : شما که نمیدونم کی هستی ولی میدونم از کدوم وبلاگ داری میای!! ضرورت های تشکیل عقلی حکومت رو که تو کامنت دیگه ای تو همون وبلاگ نوشته بودم رو نخوندی!!
البته مدیر وبلاگ کامنت منو سانسور کرد!!
1- ضرورت عدم مراجعه به طاغوت
2- ضرورت اجرای احکام اجتماعی اسلام و تقلیل ندادن دین به احکام فردی
3-عدم تشکیل حکومت دینی با حکمت خداوندی در تضاد است.
...........................
ضمنا آنچه که بنده نوشتم به این معنا است که ولی فقیه به نصب عام توسط معصوم معین شده و تنها کار، کشف آن است.
آنچه بر مردم در شئون اجتماعی ولایت دارد، ولایت "فقه" است.
که به تلازم باید فقیه ای این مسئولیت را عهده دار شود.
و برای اداره امور اجتماع تنها باید حکومت تشکیل داد.
نه آنکه همه فقها با هم منصوب به خلافت توسط پیغمبر شده باشند.
چرا که اینگونه هرج و مرج به وجود می آید.
اما این موضوع به این معنا نیست که رهبر در تصمیمات خود مشورت نمیکند.
و با توجه با روایت مشهور امام صادق که ویژگی های فقیه را بر می شمارند و به آن تخصیص می زنند دایره فقها را کمتر می کنند و آن را واجد ویژگی های خاصی می دانند.
ضمنا شما کوری یا کری؟؟؟؟!!!
تو نظام ما، ولی فقیه فعلی تنها تصمیم گیرنده در مسائل و احکام اجتماعی است و تنها در شئون اجتماعی ولایت دارد.
و مردم می توانند در شئون فردی دین به مرجع خود مراجعه کنند.
به علاوه شما فکر کنم واقعا خیلی زیاد از حد توهم برت داشته!!
در نظام ولایت فقیه تفکیک قوا صورت گرفته و متخصصین هر رشته در حوزه مورد نظر خود فعالیت می کنند و امور مملکت را پیش میبرند.
و از همه مهمتر زعیم مملکت که همان ولی فقیه هست هم در تصمیم های خود مشورت می کند و آرا دیگران را جویا می شود.
...................
شما آدمی هستی که ظلم آشکار جهانی رو به مردم دنیا و سرمایه داران کثیف رو نمی بینی و فقط دنبال این هستی که به هر نحوی نظام ولایت فقیه رو متهم کنی.
حق هم همینه البته. چون خودتم از همون قماش هستی.
مهدی
سه شنبه 11 مرداد 1390 09:21 ب.ظ
سینما به عنوان یک هنر باید در خدمت فرهنگ و مسائل اجتماعی باشه. حالا اون هنر سازندگانشه که فیلم رو چجوری بچرخونه. من خودم بعضی آدما رو دیدم که با ریاکاری به یه جاهایی رسیدن که اصلا آدم فکرشم نمی کنه! خوب این یک معضل اجتماعیه و مردمم از اینجور آدما متنفرن! به خاطر همین وقتی اینجور فیلم ها رو می بینن از ته دل حال می کنن!

درسته، نباید سیاه نمایی بشه و تر و خشک رو با هم سوزوند. آدماییم که ظاهر و باطنشون هردو خوبه زیادن اما نباید صورت مسئله پاک بشه...
مهدی
سه شنبه 11 مرداد 1390 02:35 ب.ظ
البته وجود ریاکاری رو نمی شه کتمان کرد. اعتراض به این مسئله از قدیم در کشور ما بوده، به ویژه در ادبیات، آثاری از عبید، سعدی و حافظ
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس/توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
گوییا باور نمی دارند روز داوری/کین همه قلب و دغل در کار داور می کنند

این مشکل اجتماعی از قدیم بوده الانم هست و فیلمسازها هم مثل بقیه این مسئله رو بازتاب کردن. می شه مثال بزنی کدوم فیلم دقیقا؟ من تا حالا فیلمی ندیدم که همه رو زیر سوال برده باشه
پاسخ محمدرضا : کسی منکر ریا کاری نمیشه حالا اینکه از قدیم بوده ربطی نداره
ما همیشه ادبیات انتقادی داشتیم.
بحث سر شناخت اولویت هاست.
شریف ترین موضوعات که میتونه دست مایه ای برای ساخت فیلم و نوشتن فیلم نامه باشه روی زمین مونده ولی ما فقط به سراغ سینمای انتقادی میریم.
انتقاد همیشه باعث رشده ولی انتقاد بی پروا و بدون در نظر گرفتن شرایط و مصلحت ها ممکنه نتیجه عکس بده.
بازتاب این موضوع خطرناکه، هدفم اینه که این خطر رو گوشزد کنم.
ما باید عمق این فاجعه رو درک کنیم که دشمن منتظره فرصته که دین و مذهب و فرهنگمون رو ازمون بگیره و مال خودش رو جایگزین کنه تا الانم خیلی خوب موفق شده. این نوع رویکرد میتونه تشدیدش کنه.
هرچند اعتراف میکنم که نمیشه اصلا نباشه. اما باید در کنارش سینمایی باشه که حقایق و ارزشهارو به نحو احسن تبلیغ کنه و آموزش بده.

از این فیلمها میشه میوه ممنوعه، کتاب قانون، اخراجی ها 3، مارمولک، گزارش بک جشن.....
همینارو فعلا یادم میاد ولی بازم هست.
البته همینطور که خودت گفتی لزوما این فیلمها برای اینکه همه ارزشهارو هدف بگیره ساخته نشده اما خواسته یا نا خواسته به خاطر انتقاداتش به اون دامن میزنه.
شاید فکر کنی من با انتقاد مخالفم.
اما من با نتقاد مخالف نیستم.
من با "انتقاد صرف" مخالفم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر