تبلیغات
هزار حرف نگفته... - روشنفکری چه آسان!


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:چهارشنبه 18 آبان 1390-05:55 ب.ظ

روشنفکری چه آسان!

همیشه طبع و نفس انسان به دنبال انتخاب راحت ترین راه برای نیل به مقاصدش است.
به همین علت هرچه انسان به نفس خود بها بدهد او در مقابل، انسان را خوار و ذلیل تر خواهد کرد تا جایی که انسان را برای کوچکترین نیاز های خود حتی تهیه آب و غذا وابسته به دیگران می کند.
برخی انسان ها به قدری پیش و پا افتاده فکر می کنند و همواره راحت ترین راه ها را برای رسیدن به مقاصد خود انتخاب می کنند که اصلا به ذهنشان هم نمی رسد که ممکن است راه های دیگر و بعضا پیچیده تری برای رسیدن به مقصود وجود داشته باشد.
به نظر شاید احمقانه برسد ولی خوب است که انسان برای تادیب نفس خود هم که شده گاهی لقمه را چند بار دور سر خود بچرخاند و بعد در دهان بگذارد یا برای رسیدن به مقصد به جای مسیر سنگفرش از مسیر سنگلاخی حرکت کند. 
هدف این نوشته شرح ابعاد پیچیده ی این اژدها ی هفت سر یعنی "نفس" انسان نیست.  ولیکن از آنجا که تثبیت این خلق و خو در انسانها نمود و شئون اجتماعی نیز به همراه دارد و اگر رفتار جمعی به این سمت پیش برود که "راحت ترین راه بهترین راه است"  می توان ادعا کرد که با جامعه ای مرده طرف هستیم که خیلی سخت امید به اصلاح و تغییر آن می رود.
موضوع اصلی این نوشته بررسی این آفت در قشر به اصطلاح روشنفکر جامعه است.
اگرچه بنده (نگارنده) از به کار بردن واژه روشنفکر کهیر می زنم ولی چون بین جامعه تقریبا این واژه مشترک لفظی و معنایی است از آن استفاده می کنم.
فارغ از اینکه از ابتدای ولادت این پدیده مریض متولد شد و هنوز هم که هنوز است این مریضی ادامه دارد بحث ما بر سر آن است که در روشنفکری هم می توان با شعار "راحت ترین راه بهترین راه است" مواجه شد.
اگر تعریف ماهوی روشنفکر را افرادی بدانیم که دارای طرح و ایده ای نو در ساخت جوامع هستند تا حدودی این خصلت در آنها پذیرفته شده است که دارای بینشی انتقادی و نگاهی انقلابی باشند.
چرا که طرحی نو در انداختن مستلزم فلک را سقف بشکافتن است. 
اما اگر روشنفکرانی از داشتن این هردو مقوله توامان بی بهره باشند از دایره این تعریف خارج می شوند
 آنچه که به شکل مریضی در این قشر نفوذ می کند متوقف شدن در مرحله ی نفی و انکار است.
همیشه خراب کردن آسان تر از ساختن و همواره نفی و انکار آسان تر از ایجاب و اثبات است.

 می توان ادعا کرد که از گذشته تا به امروز راحت ترین راه برای روشنفکر شدن ژست اوپوز گرفتن و ابراز مخالفت و اعتراض است که بعضا در پوشش انتقاد سازنده یا سوزنده عرضه می شود.
اینگونه افراد مصداق بارز مرده خوارنی هستند که هیچ هنری از خود نداشته و در کمین آن هستند که ضعف و کاستی را مشاهده کرده و به خیال خود آن را در بوته ی نقد گذارده و با بینش رادیکالی و نه رفرمیستی آن را دستمایه ای برای زیر سوال بردن اساس یک نظام قرار دهند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : چیزی بگو (say sth) 

https://joleenstelzer.wordpress.com/2016/02/
دوشنبه 23 مرداد 1396 04:55 ب.ظ
I think the admin of this site is really working hard in favor of his website, since
here every material is quality based stuff.
Why is my Achilles tendon burning?
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:48 ب.ظ
I am genuinely grateful to the owner of this site who
has shared this impressive paragraph at at this place.
std test kit
یکشنبه 4 تیر 1396 09:55 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی
مناسب در آیا واقعا نشستن بسیار خوب با من پس از
برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما در واقع قادر به
من مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.

من با این حال کردم مشکل خود را با جهش در منطق و شما ممکن است را خوب به کمک پر همه کسانی معافیت.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود در گم.
Marina
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:59 ق.ظ
With havin so much content and articles do you ever run into any problems of plagorism or copyright violation? My website has a lot of unique content
I've either written myself or outsourced but it appears a lot of
it is popping it up all over the web without my authorization.
Do you know any techniques to help reduce content from being ripped off?
I'd definitely appreciate it.
Ellis
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:47 ق.ظ
Greetings, There's no doubt that your website might be having browser
compatibility issues. When I take a look at your web site in Safari, it
looks fine but when opening in Internet Explorer, it's got some overlapping issues.
I merely wanted to give you a quick heads up! Besides that, wonderful website!
محمدرضا
جمعه 18 آذر 1390 02:30 ب.ظ
البته یه چیز رو بهت بگم.
هیچ کس خون این مردم معمولی رو مباح نشمرده.
اینا مردم ما هستن و قابل احترام که اصلا حکم محارب هم ندارن.
توی این اغتشاشات یک و نیم ساله که آتیش اون از طرف همه رسانه های جهان و سرمایه گذاری های سنگین اونها تقویت میشد تعداد کشته های ما فقط 30 نفر بود که از هر دو طرف درگیری بود و فقط یه طرفه نبود که تو بخوای بگی بسیجی ها مردم رو زدن.
این از نظر مدیرت بحران برای کشور ما یه رکورده.
این رو بدون من نماینده حمایت از گفتمان خشونت طلبی یه مشت بسیجی جوگیر که بهشون باتوم و گاز اشک آور میدن نیستم اما کنترل اغتشاشات و آشوب های سنگینی چون آشوب های 88 که مردم به اموال عمومی هم رحم نمی کردن جز با کتک زدن میسر نبود.
تو میخوای از من بشنوی که من از کتک زدن بدم میاد یا خوشم میاد؟؟ بدون من خیلی از کارهای میدانی بسیجی ها بدم میاد و از نظر من هیچی جز گنده بازی و اینکه موتور سوار شن و باتوم بگیرن دستشون و ژست گندگی بگیرن بلد نیستن و عقلشون رو کار نمی ندازن.
اما همین نهاد بسیج سرمایه های خیلی خوب فرهنگی هم داره و کلیت اون رو تایید می کنم و وجود کار های ضربتیشون رو هم گاهی ضروری میدونم
چرا که تو شهرها گاهی مظاهری از گناه دیده میشه جز با اعمال فشار و محدودیت های اینچنینی نمیشه جلوی اونهارو گرفت.
اما به شدت با کتک زدن مخالفم.و همیشه از بسیجی های این چنینی اصلا عقل ندارن اعلام برائت کردم.
محمدرضا
جمعه 18 آذر 1390 01:35 ب.ظ
نچ.
شما همون دوتارو ندارید.
چون آدمی که ببینه راهش درسته و زورش میرسه یه حرکتی می کنه و قدرت رو دستش میگیره.
کاملا واضحه که انقدر تعدادتون کمه که چه از مغزتون استفاده کنید چه از اون دوتاگوهر نداشته تون ره به جایی نمی برید.
ما که هیچ وقت ندیدیم این آدمایی که میگی از مغزشون استفاده کنن!
همه تلاششون اینه که گوهراشون رو تقویت کنن بریزن تو خیابون.
حکم هم صادر می کنی؟؟
کسی که به قصد کشت به "آدم" حمله کنه آره خونش مباحه.
بحث سره اینه که تو منطق ما همه آدم نیستن.
و بعضی ها اعمالی انجام میدن که خونشون هیچ احترامی نداره.
فقط لطف کن دیگه ژست مهربونی نگیر!
اگه من از آیه ای استفاده می کنم خوب از قبل و بعدش خبر دارم و به جا استفاده می کنم.
نه شما که چهار تا آیه قرآن رو حفظ کردی که فقط بتونی حرفاتو بزنی.
مهدی
جمعه 18 آذر 1390 10:13 ق.ظ
در مورد اون چیزایی که برات گوهر گران بها هستن باید بگم گوهر گرانبهای ما مغزه. البته از خیلی وقت پیش معلوم بود شماها مغزتونم همونجاس که به جای فکر کردن می رین سریع سفارت می گیرین!
وقاحت غنی شده 63 درصد!

اون بسیجی هایی که شما می گی چماق دستشون گرفتن اومدن ملتو کتک بزنن! اینا در ردیف محارب قرار می گیرن. کسی که به قصد کشت به آدم حمله کنه خونش در اسلام مباحه! حقش بود! باید مثل سرهنگای زمان شاه تیکه پارشون کنن دل و رودشونو از درخنا آویزون کنن! چون آدم نیستن! تو مشهدم من خودم کم کتک نخوردم. اتفاقا اینجا لانه ی عنکبوته.

این نظر تو هست که می گی منافق. به نظر من اگر اینا بعد انتخابات سکوت می کردن منافق بودن!
نه که خودت واسه حرفات آیه نمیاری؟
محمدرضا
جمعه 18 آذر 1390 05:14 ق.ظ
شما همون دو گوهر وجودی رو ندارید.
باور کن!!
اگه داشتید که یه تکونی میخوردید!
............
جوون من یعنی اینطوری بهت گفتم باورت شد که خیلی زیادین؟؟؟؟!!!
اصلا ما شمارو جزو مردم حساب نمی کنیم.
شما نامردم هستید انقدر کم و کوچیک هستید که بود و نبودتون فرقی نمی کنه.

ملاک ما در پذیرش حقیقت اکثریت نیست.
من بر فرض محال گفتم که اگه یه روز ما بشیم 10 نفر هم وای می ستیم.
چون مرام ما مرام پیروی از حقه نه پیروی از جمع!
شما آب میدین دست یگان؟؟
مهربونم شدین؟؟
بابا خودتو ضایع نکن تو نشسته بودی تو مشهد خبری نبوده از یه مشت وحشی حمایت نکن!
اون بسیجی بدبختی که لخت کردن و شرتش رو هم از پاش در آوردن و با آلتش هم معلوم شد و با لگد هر چی تونستن زدن چی بود؟؟
پس روز عاشورا 88 من داشتم دنده های خورد شده ی بسیجیه رو جلو سازمان تامین اجتماعی با چشای خودم میدیدم چی بود؟؟
رفقای من که بسیجی هم نبودن و فقط ظاهر مذهبی داشتن و کتک خورده بودن چی بودن؟؟
از این حرفای سبک نزن که تو اگه از بیرون یه بویی از داستان به مشامت رسیده من خودم تو وسط درگیری ها بودم.
رحما بینهم اون "هم" مرجع ضمیرش برمیگرده به "الذین معه" و مومنان. که در در اول آیه اومده نه منافقین.
صفات اون "الذین معه" رو هم در آیات بعدی ادامه میده که یکی از صفاتشون اینه که اثر سجده بر صورت آنها نمایان است نه یه مشت گریگوری منافق صفت.

لطف کن از این استفاده های ابزاری از ایات قرآن نکن که به شدت خونم جوش میاد.
مهدی
پنجشنبه 17 آذر 1390 09:06 ب.ظ
والا با این رویی که شما داری اگه چند هزار نفرم باشین بازم حق رو جانب خودتون می دونید
مهدی
پنجشنبه 17 آذر 1390 09:05 ب.ظ
من هزار بار گفتم الانم می گم. من به تداخل اسلام و حکومت کاملا پایبندم.
اگه مردونگی به اون بود که خر الان فردین بود و باید می ذاشتینش جای فرمانده بسیج دانشجویی
ببینی ما آدمایی هستیم که به سرباز یگان ویژه که در حال کتک زدنمون زخمی شده آب می دیم و بهش رسیدگی می کنیم.
منطق و مرام ما اشدا علی الکفار و رحما بینهم هست. ما همه ی هموطن هامونو دست داریم با هر طرز فکری.

آها راستی یاد سربازای انگلیسی افتادم که به خاطر روابط دیپلماتیک ولشون کردین
محمدرضا
پنجشنبه 17 آذر 1390 04:14 ب.ظ
پر کلیپه چیه اینترنت؟؟
کلیب کتک زدن؟؟
خب کتک زدن گارد و پلیس که تو همه دنیا معموله.
کهریزکم که بماند و جز این چیزی نمی تونی بگی و موضوعی هم نبود که مستقیما به برخورد بد نظام ارتباط پیدا کنه و قصه همون فصه ی از کاه کوه ساختنه.
در حالی که تو دنیا ظلم هایی صورت می گیره که 1 میلیونم این هم نیست.

این رو هم یادت باشه اگه ما بشیم یک میلیون نفر هم باز میریم رای میدیم.
مهم همون دوتا گوهر گرانبهاییه که شما لای پاتون ندارید برای مقابله با نظام اگر ادعاتون میشه خیلی زیادین.
مهدی
پنجشنبه 17 آذر 1390 03:44 ب.ظ
آزادی اگه اونه که من می خوا صد سال سیاه وجود نداشته باشه!
نمی خوام وارد جزئیات مسائل قبل و بعد انتخابات و کهریزک و.. بشم. همه چیز معلومه و اینترنت پر از کلیپه. خودمم با چشم خودم دیدم از این چیزا. ماشاالله دیوار که نه دیفال حاشاتونم مث احمدی نژاد بلنده

من الان می گم چه لباس زربفت قشنگی ولی انتخابات مجلس که مگس پای صندوق رای ندیدی خودت متوجه می شی همه چیزو. البته بازم اونجام دیفال حاشا بلنده. ولی تو می ری رای می دی یا شایدم خودت تو سیستم رای گیری خدمت کردی انشاالله. اونجا متوجه می شی چه خبره.
محمدرضا
پنجشنبه 17 آذر 1390 02:14 ب.ظ
من که میدونم کرم شما تو چیه!!!
کرم شما اینه که این چیزا رو بحث سیاسی نمی دونین.
شما فقط و فقط و فقط فحش دادن به آقای خامنه ای و اساس نظام رو بحث سیاسی می دونین!!
و اینکه این نظام اخه گوهه پیف پیفه بریم از غربیای لاشخور یاد بگیریم که چطوری پیشرفت کنیم.
اگه به این میگی بحث سیاسی بله مطمئن باش بسیجی جماعت و ریشو جماعت از همه چیز میگذره جز تخریب ولایت فقیه و اساس انقلاب!
این همه موضوع تو کشور هست برای نقد اینهمه مشکل تو کشور هست برای انتقاد و حل و پیشبرد و بهبود و اصلاح و اما شما تنها نقطه ای رو که هدف میگیری ولایت فقیهه!!!!!
کی از این مردم آزادیشون رو گرفته؟؟
اینا که هرگوهی میخوان میخورن!!
هرجوری دوس دارن تو خیابونای تهران میگردن!! هیچ محدودیتی هم حس نمی کنن!!
تو اگه داری در جهت آزادی غربی حرکت می کنی بهتره اسمش رو بذاری اسارت!!
اسارت در بند شهوات و مادیات.
محمدرضا
پنجشنبه 17 آذر 1390 02:14 ب.ظ
ببین آقا!
فضا برای یک آدم خاص نیست!!
فضا برای یک تفکر و چارچوبه که در راسش یک نفر قرار گرفته.
و اصلا فلسفه وجودیش همینه که نذاره خط منحرف بشه.
باقی تفکرات و سلایق نباید از این چارچوب بیرون بزنن!!
تجربه ی "حزب" تو این مملکت یه تجربه شکست خورده است!
چرا که احزاب مختلف اهدافی به دور از چارچوب انقلاب رو دنبال کردند!
حزب مگر غیر از حزب "الله" در مملکت اسلامی معنی داره؟؟
توی غرب هم اگه دو حزب روی کار باشن هردو منافع اصلی نظام لیبرال و آرمانهاش رو حفظ می کنن!
نه مثل ایران که یه دولت اصلاحات میاد رو کار که بالکل در جهت آمریکانیزاسیون و لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی گام بر میداره و یه دولت اصول گرایی میاد رو کار که دچار افراط و خودسری میشه.
آخه پسر خوب تو داری تو فضای یه مشت آدمی زندگی می کنی که جز ماهواره تو خونه اشون چیز دیگه روشن نمی کنن.
خوب معلومه اینا آدمای ترسویی هستن.
و کاملا هم ترسشون بی مورده!
مگه تو شبکه های ماهواره ای جز ترسیم فضای وحشت از این نظام کار دیگه ای صورت میگیره؟؟
این چیزی که تو از زندانی های سیاسی و شکنجه و مرگ می شنوی هیچکدومش حقیقت نداره!!
چرا که در هیچکدومش نتونستین یه مدرک ارائه کنید!!
مخالفین این نظام انقدر حروم زاده هستن که اگه یه نفر تو این نظام یه اتفاق کوچیکی واسش بیفته اون رو علم یزید کنن و تو تمام جهان پر کنن که نقض حقوق بشر تو ایران اتفاق افتاده!

بیا من واست وسط خیابون بحث سیاسی کنم ببین احدی اصلا باهات کار داره؟؟
شما که بحث سیاسی نمی کنید!!!
اصلا بحث سیاسی می دونی یعنی چی ؟
حرف مفتی میزنی که اصلا هیچ مبنایی نداره جز سیاه نمایی!!
شما بشین از عملکرد شهرداری بد بگو از عملکرد فلان وزیر بد بگو از عملکرد فلان نهاد دولتی بد بگو از عملکرد مجلس بد بگو به مصوبه هاش ایراد بگیر...
ببین کسی کاریت داره؟؟
این اتفاقا که روزانه داره تو همه روزنامه های این مملکت می افته.
همه روزنامه ها یه بخشی از نظام رو مورد انتقاد قرار می دن.
حتی برای افراد مختلف کاریکاتور می کشن.
اینا از نظر شما پشمه؟؟؟
مهدی
پنجشنبه 17 آذر 1390 11:57 ق.ظ
وقتی شما داری جریان انقلاب در حالت فعلی رو فقط به یک شخص نسبت می دی و کسایی رو که احتلاف نظر دارن رو منحرف می دونی چرا من نباید از کسی که قبولش دارم دفاع کنم؟
منظور من از سوپر مذهبی ها آدمایین که برداشت غلطی از دین داشتن یا اون رو دستمایه ی تمایلات خودشون کردن.

داستان شما داستان همون پادشاه عریانه! این مردمو اینقدر از خودتون ترسوندین که حتی تو کره مریخم رو صورت کسی ریش ببینن جرات نمی کنن حرف سیاسی بزنن! سپاه و اطلاعات تبدیل شدن به شکنجه گاه های مردم! این حقیقت تلخیه که اگرچه همیشه حاشا می کنین. نمونش کهریزک و اون بدبخایی که زیر ماشینای سپاه و پلیس له شدن و همه دیدن!
یه روز من داشتم تو خونه ی یه نفر باهاش بحث سیاسی می کردم. بقیه کسایی که اونجا بودن از ترس داشتن خودشونو خراب می کردن! می گفتن این حرفارو نزن! خطرناکه ! یکی از زیر پنجره رد می شه می شنوه!!! حتی یه نفر رفت کلشو بیرون کرد که کسی اون دور و بر نباشه. من همون پسر بچه ی ساده هستم که مصلحت طلبی و ترس از پادشاه رو زیر پا گذاشتم و حرفمو می زنم. تا به حالم اگه کمیته انظباتی رفتم و حتی اگه ستاره دار بشم هیچ ترسی ندارم. برخلاف طرز فکری که از من داری اصلا مادیات دنیا برای من مهم نیست و مسر آزادگی رو راهی جز گرفتن آزادی دیگران می بینم.
بله معلومه که هیچکس از این حرفا جلو شما نمی زنه. ولی من به جرات می گم شما عریانید!
محمدرضا
چهارشنبه 16 آذر 1390 01:21 ب.ظ
یه چیز رو هم این آخرش بهت بگم.
دریای معارف انقدر عمیقه هیچ کس نمی تونه ادعا کنه با چهار تا کتاب خوندن به فهم کامل رسیده.
اما برای نقد و بررسی و بحث و فحص در نظام جمهوری اسلامی باید حداقل هایی رو یاد گرفت.
که آموزش و پرورش ما مردم رو از این حداقل هم بهره مند نمی کنه.
محمدرضا
چهارشنبه 16 آذر 1390 02:46 ق.ظ
اونچه که تو از فضای انتخاباتی ترسیم می کنی کاملا یک سیاه نماییه.
اون افرادی که رای نمیدادن و سال 88 برای اولین بار تو عمرشون رای دادن،
باز هم ندن مهم نیست.
عده ای هم این بین به میرحسین رای دادن که اپوزیسیون نبودن و بعد از کشف فتنه راهشون رو جدا کردن.
اما اونهایی که به احمدی نژاد رای دادن خیل گسترده ای بودند و به آدمی رای دادن که او رو در خط ولایت یافتن.
به اذعان همه سیاسیون چه چپ و چه راست احمدی نژاد حزبی نداشت که روی کار بیاد و انتخاب او در دوره اول برای خیلی از سیاسیون یه معجزه تلقی می شد.
اگرچه اصول گرا و به قول تو ریشو بود اما پشتوانه حزبی قوی نداشت.
بگذریم از دوره اول.
ادر دوره دوم هم احمدی نژاد موفق به تشکیل حزبی نشد و مردم به حساب خدمات وسیعش و تایید ضمنی رهبر او رو باز هم انتخاب کردن.
اما زاویه ای که احمدی نژاد این اواخر گرفته به معنای تشکیل حزب نیست.
و تیم احمدی نژاد کوتوله تر از کوتوله هاست که بخواد حزبی تشکیل بده.
به همین دلیل حرف تو بالکل خطاس که چون احمدی نژادی در کار نیست دیگه مردم به هیچ کس رای نمیدن.
خواهیم دید که مردم ما ولایی اند نه احمدی نژادی و چپ و راست.
اکثر مردم ما هنوز به اشاره رهبر حرکت می کنند
نه بازیهای سیاسی چپ و راست.

فیلمهای زیادی اکران شد زمان خود خاتمی که فحشو کشید به سرتاپای بسیج و سپاه و نظام و رهبری اما کک ما نگزید و هم چنان سرجای خودمون هستیم و خواهیم بود به حول الله.
محمدرضا
چهارشنبه 16 آذر 1390 02:46 ق.ظ
حالا دلیل تشکیل این وبلاگم که به دلایلی معلق نگهش داشتم رو هم دقیق بهت گفتم.
من هزار حرف نگفته دارم فرای اون بازی های سیاسی که تو داری از چپ و راست می بینی.
تو حق داری بگی این حرفا همه شعاره!
چون نمیدونی حقانیت کجاست.
نمیدونی معیار ثابت چیه
انقدر دو رویی و ریاکاری دیدی که دیگه نمی تونی اعتماد کنی به کسی.
پیش خودت می گی امیدی به نجات این نظام نیست.
شما چون مبانی دینیت رو محکم نکردی و جهان بینی اسلامت رو مثل من کامل درک نکردی و خودتم اظهار کردی که "سوپر مذهبی" نیستی و با افتخار هم اعلام می کنی!!!!
و من حیران موندم که مسلمانی رو اختیار کردی برای چی و ایمان قلبی داری به چی و بالاخره غایت زندگی رو در چی می بینی شهادت یا شهوت؟
معنای عمیق ولایت رو به سخره میگیری.
البته انتظاری جز این نیست. کسی نبوده بهت بگه... تو محیطی رشد پیدا نکردی که برات استدلال بیارن و قانعت کنن.
و ای بسا به جای استدلال تخریب کردن...
و چون همین ولایت با سیاست و تامین عدالت در کشور ما پیوند خورده دیگه هیچ وقت نمیتونی باور کنی که انسان موید من عند الله و تحت عنایات خاصه یعنی چی...
و چون در ظاهر همه چیز رو بد می بینی تا فیها خالدون باطن اون رو هم بد می دونی
من دارم تمام زورم رو میزنم و به قدری که خدا بهم فهم و شعور داده بگم که آقاجون ما یه اصول ثابت داریم.
شما به این اصول ایمان بیار.
هر وقت دیدی هرکسی داره از این اصول کج روی می کنه فوری شناساییش کن فوری اعلام خطر کن.
اینه تمام خون جیگر من که میگم بچه مسلمون ابتدا باید دینش رو دقیق یاد بگیره.
اگه دقیق یاد گرفت دیگه گول شعار هارو نمیخوره میفهمه کی به حق نزدیک تره و کی داره دور میشه.
اگه دینت رو یاد بگیری و متقی بشی
خدا بهت توانایی تفریق حق از باطل رو میده.
محمدرضا
چهارشنبه 16 آذر 1390 02:45 ق.ظ

یه خورده فیتلیه رو بکش بالا ببین چی دارم میگم:
تا به حال به این دقت کردی که من تو حرفام سیاسی صحبت نمی کنم؟؟
یا اصلا بحث رو به شخصیت ها و جریان ها و احزاب، خیلی کم می کشونم؟؟
یا اگه حرف بزنم به عنوان مثال از عملکرد یه جریان یا شحصیت یاد می کنم؟؟
اما تو فوری میری تو فاز احمدی نژاد و خاتمی و چپ و راست و عملکردشون و بازخوردها و بازتاب هاشون.
میدونی چرا؟
چون تو ذهنت معیار ثابت وجود نداره.
و حقانیت و صلاحیت رو با افرادش می سنجی نه با خود حق.
و حداکثر معیارهایی که تو ذهنت وجود داره ایناست "پیشرفت" "تکنولوژی" "به روز بودن" " داشتن روابط حسنه بین اللمل".
اما من به دنبال اینم که به تو نشون بدم یه حاکمیت و دستگاه فکری فراتر از احمدی نژاد و خاتمی و تقی و نقی و حسن و حسین تو این مملکت وجود داره که ما طرفدار اون هستیم.
من از احزاب صحبت نمی کنم.
من دارم از یک حزب ثابت صحبت می کنم.
یک جریان ثابت از ابتدای انقلاب تا الان که افراد مختلفی که به منصه قدرت میرسن باید خودشون رو با اون تطبیق بدن.
تو کما بیش با این حزب آشنایی و اسمش تو ادبیات تو هست: "ریشو ها"!!

اما تو ادبیات ما بهش می گن "ولایت مدار ها".
مهدی
سه شنبه 15 آذر 1390 09:19 ب.ظ
همه رو از دست خودتون فراری کردین! حالا اصلاحاتی هارو بگین از اول تفکراتشون فرق داشت با شما. ولی همین احمدی نژادی که 8 سال پیش به قالی باف و رضایی و لاریجانی ترجیحش دادین و براتون اصولگراتر بود، از دستتون عاصی شده. اگر اون آدمایی که گفتم به جای احمدی نژاد میومدن صد درصد مشکل عمیقتر می شد. شما یک مشت باطل برداشتین و یکی یکی مهرتونو می زنین رو آدما. در صورتی که می خواین با کیا حکومت کنین؟ الان ببین تو کشور ما یه عده که از اول رای نمی دادن. یه عده طرفدارای فتنه گران منافق 88 هستن که رای نمی دن یه عده هم هستن که احمدی نژادین! این احمدی نژادیا تو انخابات آینده یا رای نمی دن یا اگه رای بدن یه چیزی مث فتنه 88 می شه! من خودم وقتی با کسایی که چندسال پیش به عنوان مخالفم بحث می کردم، الان صحبت می کنم می بینم صدتای مارو می زارن تو جیب کوچیکشون. در مورد واژه ی احمدی نژادیم بگم اینا کسایین که مثل ما فکر می کنن و لی چیزایی که ما تو اصلاحات دنبالش می گشتیم اونا تو احمدی نژاد می دیدم. که البته تاکید کنم من هنوز هم اینارو تو احمدی نژاد ندیدم و مثل ما و اونا مثل نمی دنم چیه ولی هرچی هست ممکنه یه روز جزو ما بشن ولی ما جزوشون نمی شیم.

بله برادر من. شما هرچه دشمنی کنی دشمنات بیشتر می شن. تو جامعه بین الملل هم همینطوره. شما به جز چند میلیون نفر تو ایران و لبنان و ... همه رو داری می فرستی جهنم! اسلام اینجا مثل حقوق بشر امرکاست! همه جا باید اجرا بشه الا در مورد خودش!
اینجوری نمی شه

انگلستانو هم که به خاک سیاه نشوندین
لااقل می ذاشتین واسه بعد المپیک که اینجوری بدبخت شدن آبروشون جلو بقیه نره
مهدی
سه شنبه 15 آذر 1390 09:19 ب.ظ
مشکل اینجاست که شما رفتی دانشگاه جهارتا کتاب خوندی فک می کنی به فهم کامل از دین رسیدی عزیز!
حرفایی که الان به مردم ما توسط امسال شما زده همش شعاره! شماها چون ریش دارین مردم ازتون می ترسن حرف سیاسی بزنن جلوتون! خودتم می دونی اینو. البته که من همیشه بین تو و اون وحشیایی که چماق دستشون می گیرن و چوب تو سر مردم می زنن فرق می زارم ولی مردم عادی اینو نمی دونن. همین فیلم شرایط که اخیرا اکران شد، سعی داشت بگه نمازخونا و مسجدیا هستن که ملتو کتک می زنن در صورتی که اونا اگه اعتقادم داشته باشن به نظام بازم این کارو نمی کنن. اینایی که به عنوان لباس شخصی شناخته می شن یه سری آدم بی اعتقادن که نه نماز حالیشونه نه حروم و حلال. به عنوان یک کسی که تو این جامعه بزرگ شدن چندین نفر از همکلاسی های راهنمایی و دبیرستانمو می شناسم که الان اینجورین. بگذریم...
مهدی
سه شنبه 15 آذر 1390 04:26 ب.ظ
من اگه کلا اهداف تو رو قبول کنم باز هم می بینم که دارین با هدفتون وسیله رو توجیه می کنین ولی ابزار غلط نتیجه ی غلط هم می ده.
محمدرضا
سه شنبه 15 آذر 1390 02:41 ق.ظ
بابا به خدا ما شیعه ایم نمی خوایم اونطوری که اونها دوس دارن کشورمون رو اداره کنیم دوس داریم مستقل باشیم دوس داریم حکومت اسلامی تشکیل بدیم
چرا اونا اسلام ستیزی می کنن؟؟؟
چرا اونها میان با تشکیل بلادن و طالبان و وهابی هاو سلفی های مجعول اسلام رو خشونت طلب نشون بدن؟؟
چرا برای پیامبر ما کاریکاتور وحشیانه میکشن؟؟
ما چون بوق های تبلیغاتی اونهارو نداریم باید بشیم وحشی؟؟؟؟؟!!!!
ما تا خواستیم استقلال پیدا کنیم با ما جنگیدن و تحریم هاشونو شروع کردن هنوزم می جنگن.
چرا؟
چون میخوایم مستقل باشیم.چون نمی خوایم وابسته باشیم
پس اینو بدون هیچ کشوری تو دنیا پیشرفت نکرده مگر اینکه وابستگی به نظام کاپیتالیسم پیدا کرده باشه.
چیزی که ما از اساس باهاش مشکل داریم همینه به خدا.
نمیشه در حال حاضر تو این دنیای تاریک که سرمایه داری در اون قدرت داره پیشرفت کرد و وابسته نشد.
ما دچار چالش های جدی با غرب هستیم.
همه این مشکلات و کج فهمی های تو از مواضع نظام جمهوری اسلامی به این دلیله که دینت رو ناقص میشناسی.
ای خدا بترکونه این آموزش و پرورش لعنتی مارو که نه آموزش اسلام رو به طور کامل به بچه های مردم میده نه پرورشش رو.
ایکاش می شد واست یه دوره اصول عقاید بذارم.
ایکاش می شد یه سیر مطالعاتی شهید مطهری واسه همه بچه ها واجب میکردن همونطور که زبان انگلیسی رو واجب کردن....
محمدرضا
سه شنبه 15 آذر 1390 02:38 ق.ظ
تو هنوز غرب رو نشناختی!!
غرب پیشرفت کسی رو نمیخواد مگر در یک صورت: "وابستگی وابستگی وابستگی" اینو پونصد بار برای خودت تکرار کن.
و وابستگی سیاسی به غرب کم کم وابستگی فرهنگی و اقتصادی و همه چیز رو به همراه خودش میاره.
بابا مگه تو قرآن نخوندی؟؟
نشنیدی خدا می گه "ولن ترضی عنک الیهود و لانصاری حتی تتبع ملتهم"
مگه خدا با آیه نفی سبیل از ما نخواسته استقلال داشته باشید؟؟
بابا پس تو مبانی زندگیت رو از کجا اخذ می کنی؟؟!!!
از رو هوا؟؟ یا از رو میل شخصیت؟؟؟یا از رو عقل ناقص بشریت؟؟
اقا یه سوال اساسی اصلا شما مطمئنی مسلمونی؟؟؟ میدونی تو قرآن خدا چه چیزا گفته شده؟؟
بابا به خدا ما نخواستیم وحشی باشیم
آمریکا بود بعد از انقلاب 10 سال با ما جنگ مستقیم نظامی راه انداخت
دو سال قائله گروهک های نجزیه طلب و 8 سال جنگ!!
8 سال جنگ میدونی تو عصر معاصر یه رکورده؟؟؟ دو تا جنگ جهانی رخ داد که مجموعش شد 8 سال ولی ما یه جنگ جهانی انجام دادیم 8 ساله.
من تو کامنت های پایینی گل لقد نمی کردم که!!!
سابقه توحش آمریکا و غرب که از ما بیشتره و کارنامه اش سیاه تره!!
آخه این چه تحلیل خنده داریه؟؟
بابا مگه تو مسلمون نیستی؟؟؟ مگه خدا تو قرآن نگفته یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم...
"در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی ترسند..."
ما چون مظلومیم و نمیتونیم این فریاد رو به گوش عالم برسونیم باید از مواضع خودمون دست بکشیم؟؟؟!!!!
اینکه عین بی غیرتیه!!
مگه به امام حسین نمی گفتن تو کافری و از دین خارج شدی؟؟؟
مگه تو اوج غربتش سوت و کف و هلهله و مسخره اش نکردن؟؟؟!!
مگه امام حسین تک و تنها و بی یاور نبود؟؟؟!!!
اما چیکار کرد؟ جنگید تا آخرین نفس.
محمدرضا
سه شنبه 15 آذر 1390 02:34 ق.ظ
راجع به هندم که اصلا واقعا حرفت بی مایه بود.
من نفهمیدم بالاخره 200 سال استعمار انگلیس از نظر شما خوبه یا بد!!!!!!!
این چه کشور پیشرفته ایه که بهش میگن انگلیس شماره 2؟؟؟
و حتی فرمون ماشین هاشون هم مثل انگلیس سمت راسته...
چقدر آدم هاش سیب زمینی پیاز هستن که زبان رسمیشون رو هم مدتها به انگلیسی تغییر دادن و ثروت عظیم کشورشون رو سالها خوردن اما الان دارن پیشرفت می کنن!!!!!!
ای بخوره تو سرشون این پیشرفت که عملا یکی از ایالت های انگلیس در آسیا هستن
واقعا چقدر مردمش زحمت کشیدن و خونها دادن در راه این پیشرفت!!!!!
باز خوبه حداقل یه گاندی دارن که بهش افتخار کنن که نهضت اون هم ره به جایی نبرد.
محمدرضا
سه شنبه 15 آذر 1390 02:33 ق.ظ
اگه انقدر راحت بود که با سلام و صلوات و ارتباط با همه دنیا کشورما پیشرفت میکرد تا الان ما راهشو پیدا کرده بودیم.

اصلا حرفی که راجع به ترکیه میزنی از بیخ و بن خطاست و اون آینده ای رو هم که براش تصور کردی به عنوان یه ابر قدرت و تهدید علیه اسرائیل کاملا ساختگیه!
و اتفاقا اون چه که قراره تو منطقه از ترکیه بسازن کاملا منافع اسرائیل رو حفظ میکنه.
ترکیه تازه نزدیک به یک قرنه اعلام موجودیت کرده و این ترکیه فعلی قبل از اون بخشی از امپراتوری عظیم عثمانی محسوب می شد.
امپراتوری عثمانی داعیه رهبری جهان اسلام رو داشت و مکه و مدینه رو هم فتح کرده بود و تا اواخر عمرش یک تهدید جدی علیه غرب به حساب می اومد و تو اوج قدرتش قسمتهای شرقی اروپارو هم فتح کرد.
کم کم قدرت ترکان عثمانی رو به انحطاط رفت و تا جایی که در زمان رضا خان از هم پاشید و تیکه های مختلفش هر کدوم شدن یک کشور جدید. و ترکیه فعلی با یک حکومت لائیک هم همون موقع به رهبری آتاتورک دست نشانده ی غرب تشکیل شد و رضاخان انگلیسی همون موقع به ترکیه سفر کرد و پس از این سفرش بود که سیاست های ضد مذهبیش رو تو ایران شروع کرد.
این ترکیه فعلی رو غرب تشکیل داد و تو این یه قرن نظام سیاسیش سعی کرد بافت مذهبی اون رو نابود کنه و تا حد زیادی هم این اتفاق افتاد و الان قسمت غربی یورو رواج داره و قسمت شرقیش هنوز واحد پولش لیره.
نظام ترکیه سکولار هم نیست بلکه لائیکه تفاوت این دو در اینه که سکولاریسم مخالف دین در سیاسته ولی لائیسم به کلی مخالف دین و مذهبه.
تو تمام این سالها خواسته خودش رو جزء اروپا حساب کنه اما اروپایی ها پشمش می کردن.
اما به دلیل شرایط کنونی منطقه و انقلاب های اخیر، آمریکا و غرب به فکر یه راه حل جدید در اداره منطقه افتادن که عبارته از طرح "عثمانی سازی نو"
دنبال این هستن که الان ترکیه منطقه رو تو دست خودش بگیره تا بتونن توسط اون منطقه رو کنترل کنند.
این حال و روزه ترکیه است نه اون چیزی که تو صرفا از پیشرفتش دیدی و فکر کردی گل و بلبله.
پسر خوب حالا تو این ترکیه وابسته به غرب رو با این نظام درب و داغون ، با کشور شیعه مذهب ما که نظام اسلامی داری مقایسه می کنی؟؟؟؟
محمدرضا
سه شنبه 15 آذر 1390 02:32 ق.ظ
خب اون داستانهای دانشگاتون که توش ژانگولر بازی در آوردی و پشتت رو خالی کردن اجرت با امام حسین.
درس عبرت بگیر دیگه به مردم کوفه تکیه نکنی
حرفات راجع به روسیه رو هم تو کامنت های قبلیم مفصل جواب دادم.
سه چهار بار هم تکرار کردم ارتباط با روسیه به معنای وابستگی و دوستی نیست.
قبل از اینکه جوابت رو بدم یه چیزی میگم خوب روش فکر کن.
وقتی میخوای دوتا شیء رو با هم مقایسه کنی اول به سرمایه ها و شرایط هر دو خوب و کامل واقف شو بعد راجع به اون دو اظهار نظر کن.
هر گردی که گردو نیست.
مشکل همینه دیگه: نداشتن تفکر قیاسی و داشتن تفکر تمثیلی.
میدونی یعنی چی؟؟
قیاس یعنی قرار دادن صورت و ماده سالم و تشکیل برهان و استدلال صحیح در اظهار نظر.
و تمثیل یعنی سرایت حکم یک چیز به چیز دیگه به صرف داشتن شباهت.

مثلا اگه به یه بچه یه دکتر عینکی آمپول بزنه از اون به بعد هر چی آدم عینکی می بینه ازش می ترسه.
استدلال تمثیلی از ضیعیف ترین استدلال هاست و بیشتر تو خطابه و اقناع بچه ها کاربرد داره.
(این نوع تحلیلی که ارائه دادی از نوع همون تحلیل های آسانه که تو پست جدید گذاشتم)
مهدی
دوشنبه 14 آذر 1390 07:56 ب.ظ
البته کلیت اینکه سکوت کردم مربوط می شه به اینکه ما نمی خوایم مثل لیبی و سوریه و یمن و .. هزاران کشته بدیم و با تندخویی به کشور خودمون آسیب بزنیم.
الان لیبی و مصرو ببین. خیلی زود مردم کار خودشونو کردن ولی از راه غلط به طوری که باعث شده ثبات سیاسی رو برای چندین سال از دست بدن!
مهدی
دوشنبه 14 آذر 1390 06:55 ب.ظ
ما باید روابطمونو با همه ی دنیا حفظ کنیم تا به منافعمون برسیم. نباید اینطور شدید موضع گیری کرد. به عنوان مثال دو تا ابر قدرت در حال شکلگیری رو برات توضیح می دم.
اول ترکیه. این کشور از زمان رضاخان که ما تو سر و کله ی هم می زدیم، شروع کرد به پیشرفت و ساخت و ساز. مردم ترکیه به شدت میهن خودشونو دوست دارن. به جز یه عده کم از کردها. کشور ترکیه با همه ی دنیا ارتباط خیلی نزدیکی داره. گرچه تمایلی به غرب داشت ولی کم کم خودشو اصلاح کرد. امروز ترکیه نیازی نداره به کسی تمایل داشته باشه! یک کشوریه که دوره ی رشد اقتصادیش رو داره پشت سر می ذاره و به توسعه می رسه. همین ترکیه که می گم به غرب گرایش داشت الان بزرگترین تهدید بر علیه اسرائیله و عقب نشینی های اسرائیل در مورد تاسیس فلستین به خاطر همین ترکیه بوده. انرژی هسته ایشو هم داره. عزتش رو هم داره ولی هیچوقت سفارت کشوری رو اونجا داغون نکردن! خود ایرانم الان به خاطر مسئله ی هسته ای و.. دستش پیش اونا درازه. تو هم که می گی کشورمو اینقدر خار می دونم کشور مارو شماها خار و ذلیل کردین!
2کشور هندوستان. کشور هندوستان دیگه داغونترین مستعمره ی تاریخ انگلستان بوده! ولی با وجود اون فقری که داشته الان می بینیم که نه سفارت فتح کردن توش نه به کسی فحش می ده. ولی بمب اتمی هم داره و در ردیف کشورهاییه که دارای بیشترین رشد اقتسادی سالانه هستن.

منم می خوام کشورم اینجوری باشه. نمی خوام دستمون جلو این و اون بلند باشه. نمی خوام وقتی می رم تو یه کشور دیگه به چشم یک وحشی عقب مونده بهم نگاه کنن! همون دیدی که ما نسبت به افغانیا داریم. نمی خوام پرچمم سوزونده بشه. راه عزت در دوستی و ساختن با دیگرانه نه در تندخویی و توحش. اگه این راهش بود اسرائیل الان با عزت ترین کشور دنیا بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30