تبلیغات
هزار حرف نگفته... - قانون جهاد در اسلام


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محمدرضا
تاریخ:چهارشنبه 17 فروردین 1390-08:33 ب.ظ

قانون جهاد در اسلام

یکی  از فروع دین اسلام جهاد است و وجود این مطلب موجب اعتراضاتی بر ضد اسلام شده است سوالاتی که در این زمینه مطرح می شوند عبارتند از:

1-چرا چنین قانونی در اسلام وجود دارد؟ زیرا می دانیم که جنگ بد است و صلح خوب است و دینی که از جانب خداست باید طرفدار صلح باشد، نه طرفدار جنگ. در حالی که اسلام دین جنگ است نه صلح.

2-چرا مسلمانان با استفاده از جهاد،اسلام را بر دیگران تحمیل کردند، به عبارت دیگر جهاد با یک اصل عمومی حقوق بشر یعنی "آزادی عقیده" منافات دارد. و لذا اسلام مخالف حقوق بشر است.

3-اسلام گفته است آنقدر با غیر مسلمانان بجنگید که یا مسلمان شوند، یا باج(جزیه) بدهند، یعنی یا باید عقیده ی مرا بپذیری و اگر نپذیری باید به من باج بدهی پس اسلام دین زور است.

پاسخ این سوال ها را در ادامه مطلب بخوانید.

پاسخ به اعتراض اول:

گاهی هدف از جنگ تجاوز به حقوق دیگران است. اگر جنگی برای دفع تجاوز دشمن و دفاع از حق و حقیقت صورت بگیرد قطعا بد نیست. اگر کسی به ما تهاجم کند و بخواهد سرزمین ما را تصاحب کند آیا باز هم باید بگوییم که ما طرفدار صلحیم و با جنگ با او نیز مخالفیم؟؟؟!!! این کار در واقع صلح نیست بلکه عین ذلت و خواری ست.

اساسا صلح یعنی همزیستی مسالمت آمیز و شرافتمندانه. اسلام طرفدار صلح است اما هرگز تحمل ذلت را نمی پذیرد.

اسلام هیچ وقت حاضر نمی شود که به اسم صلح و دوستی تن به ذلت بدهد. پس تا به اینجای کار روشن شد که هرجنگی لزوما بد نیست وصلح همیشه و همه جا خوب نیست و گاهی باید برای دفاع از خود جنگید.

به این نوع جهاد  در اسلام "جهاد دفاعی" گفته می شود. پس باید در اسلام قانونی به اسم جهاد وجود داشته باشد. تا به اینجا پاسخ سوال اول مبنی بر اینکه چرا قانون جهاد در اسلام وجود  دارد داده شد.

قبل از پاسخ به اعتراضات دوم و سوم که سوالات اصلی هستند لازم است نظر اسلام درباره ی جهاد را بررسی کنیم:

در قرآن چهار دسته آیات وجود دارند که نظر اسلام راجع به جهاد را مشخص می کنند:

1-      آیات مطلق: یعنی آیاتی که  به صورت مطلق دستور جهاد داده است.

2-      آیات مقید: در این آیات تصریح شده که مسلمانان با کفار بجنگند از آن جهت که آنها به شما تجاوز می کنند.(جهاد دفاعی)

3-      آیاتی که می گوید دعوت اسلام اجباری نیست: این دسته از آیات به خوبی نشان می دهند جهاد در اسلام به این معنا نیست که دیگران به زور اسلام را بپذیرند.

4-      آیات صلح طلبانه: در این آیات تصریح شده که هرگاه مخالفین شما تمایل به صلح دارند شما نیز صلح کنید. در اسلام در شرایط عادی صلح اولویت دارد.

پاسخ به اعتراض دوم:

در اسلام نوع دیگری از جهاد وجود دارد به نام جهاد ابتدایی یعنی جنگیدن با کفار و مشرکین و در مواقعی با اهل کتاب(پیروان ادیان الهی دیگر).  اعتراضی که وجود دارد این است که چرا دین اسلام با استفاده از این قانون اسلام را به دیگران تحمیل می کند؟؟

باید برای پاسخ به این سوال  بحثمان را به نگرش اسلام در مورد توحید معطوف کنیم.

 برخی می گویند توحید جزء مسائل شخصی انسان هاست. نه جزء حقوق انسانیت. یعنی یک امر سلیقه ای ست و فرد مختار است که موحد باشد یا مشرک.

 برخی دیگر می گویند توحید هم مثل آزادی جزء حقوق انسانی ست و شرک تهدیدی علیه انسانیت محسوب می شود.

قبل از اینکه قضاوت اسلام راجع به این دو نظر را بگوییم مطلبی را باید مورد توجه قرار دهیم که برخی مسائل اجبار بردار است و برخی مسائل فی حد ذاته اجبار بردار نیست. وباید از روی اختیار انجام شود.

مثلا اگر بیماری خطرناکی پیدا شود مردم چه بخواهند چه نخواهند باید واکسن بزنند و اگر کسی حاضر نمی شود باید دست و پای او را بست و به زور به او واکسن زد چون ویروس بیماری او دیگران را هم بیمار می کند.

برخی مسائل هم اجبار بردار نیست مثلا نمی توان به زور کسی را امانتدار کرد نمیتوان به زور شلاق کسی را مجبور کرد که شخصی را دوست داشته باشد.

مساله توحید و ایمان هم صرف نظر از اینکه جزء حقوق انسانی محسوب می شود یا نه هیچ گاه اجبار بردار نیست زیرا فکر انسان تابع منطق و استدلال است و هیچ استدلالی را با زور نمیتوان به دیگری تحمیل کرد. پس اساسا دین اجبار بردار نیست.

حتی اگر توحید را از حقوق اولیه انسانی بدانیم باز هم نمی توانیم برای تحمیل عقیده ی توحید با ملت دیگری بجنگیم.

اما نکته دیگری هست و آن اینکه می توانیم با موانع شرک و زدودن عامل هایی که باعث شرک در ملتی شده است بجنگیم.

از نظر اسلام سعادت بشری به توحید بستگی دارد و اسلام دینی است که داعیه جهانی دارد و می خواهد که پیام خود را به گوش همه ی افراد جهان برساند. توحید یک امر سلیقه ای و شخصی نیست و راه راست و صراط مستقیم بشریت با توحید پیوند خورده است.

اسلام اگر قدرت داشته باشد موانع رسیدن پیام به مردم جهان را از سر راه بر می دارد و در مرحله دوم این مردم هستند که مختارند آیا اسلام را بپذیرند یا نپذیرند.

پس هدف از جهاد ابتدایی در اسلام برداشتن مانع است نه تحمیل عقیده.

 تمام جنگ هایی که در صدر اسلام اتفاق افتاد به همین شکل بود که مسلمانان با حکومت های جائر و ظالم که مانع رسیدن پیام اسلام بودند جنگیدند تا مردم اسلام را بشناسند نه اینکه به قتل و کشتار و غارت مردم بپردازند و آنها را زور کنند که اسلام بیاورند.

برای مثال به پست های قبلی  وبلاگ راجع به نحوه ورود اسلام به ایران مراجعه کنید.

ضرورت تحمیل نشدن دین و آزاد بودن مردم در انتخاب دین غیر از مساله ای است که امروز تحت عنوان آزادی عقیده مطرح می شود. به بیان ساده تر "آزادی عقیده" غیر از "آزادی فکر" است. چرا که بسیاری از عقاید کاملا باطل هستند و خلاف انسانیت و سعادت بشر هستند. از نظر اسلام شرک تهدیدی علیه انسانیت محسوب می شود و باید عامل های شرک از سر راه برداشته شود و سپس انسان خود با تفکر خود به اسلام ایمان بیاورد.

هم چنین بسیاری از عقاید از روی عقل و منطق نیست. خیلی از عقاید انسان ها از روی عواطف و احساسات و یا تقلید کورکورانه از اجدادشان هست. خیلی از عقاید صرفا از روی دلبستگی های روحی و عاطفی است و هیج مبنای عقلی و منطقی ندارد.

به عبارت دیگه در این شرایط آزادی فکر وجود ندارد زیرا انسان هیچ گاه از روی عقل و منطق خود به عقیده ای ایمان نمی آورد.

آزادی عقیده ای که ناشی از تقلید و تبعیت محیط است، معنی ندارد و جنگیدن برای از بین بردن این عقیده ها جنگ در راه آزادی بشر است نه علیه آن.

پس تا به اینجا معلوم شد که جنگیدن برای نجات انسان ها از عقاید باطل عین حقوق بشر است. و این ضعف حقوق بشر امروزی ست که با آزاد گذاشتن هرگونه عقیده ای انسان را از رسیدن به حقیقت اصیل باز می دارد و او را اسیر عقاید باطل می کند.

پاسخ به اعتراض سوم:

شکی نیست که از نگاه اسلام بین اهل کتاب و مشرکین و بت پرستان تفاوت وجود دارد.

 اهل کتاب صدر اسلام مانند زردشتیان و مسیحیان و یهودیان بودند که تحت حکومت اسلامی زندگی می کردند.

از نظر اسلام باج دادن ظلم تلقی می شود و هرگونه ظلمی از جانب اسلام نفی می شود.

جزیه از نظر قانونی پاداشی ست که اهل کتاب در مقابل خدماتی که دولت اسلامی برایشان انجام میدهد و حمایتی که از آنها می کند به حکومت اسلامی پرداخت می کنند.

 اهل کتاب به جای خراج و مالیات و زکات و سربازی رفتن در دولت اسلامی تنها به دادن جزیه اکتفا می کنند.

به این ترتیب پاسخ این ایراد نیز معلوم می شود چرا اسلام به خاطر جزیه دست از جهاد بر می دارد؟

جواب این است که اسلام جهاد را برای تحمیل عقیده نمی خواهد بلکه برای از میان برداشتن مانع می خواهد لذا وقتی طرف مقابل بگوید که من با تو جنگی ندارم دیگر مانعی برای تبلیغ اسلام وجود ندارد مسلمانان هم با آنها صلح می کنند.

جالب است بدانید که مورخین اروپایی و مسیحی مثل جرجی زیدان و گوستاولوبون در این باره خیلی بحث کرده اند و ویل دورانت هم هنگام بحث از جزیه در جلد یازدهم تاریخ تمدن می گوید: جزیه اسلامی بسیار کم بوده و حتی از مالیات هایی که خود مسلمانان پرداخت می کردند کمتر بوده و لذا هیچ اجحافی وجود نداشته است.


منبع: کتاب جهاد و شهید ، شهید مطهری (ره) با تلخیص




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : چیزی بگو (say sth) 

How do you get rid of Achilles tendonitis?
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:41 ب.ظ
Have you ever considered publishing an e-book or guest authoring on other sites?
I have a blog centered on the same topics you discuss and would really like to have you share
some stories/information. I know my subscribers would appreciate your work.

If you are even remotely interested, feel free to shoot
me an e mail.
Foot Complaints
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:25 ق.ظ
I am curious to find out what blog system you are using?
I'm having some minor security issues with my latest blog and I would like to find something more safe.
Do you have any recommendations?
griffinlcnjstlyyv.jimdo.com
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 02:19 ق.ظ
It's really a cool and helpful piece of info. I'm satisfied that you
shared this helpful info with us. Please keep us up to date like this.
Thanks for sharing.
Fredric
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:34 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own weblog and was wondering what all is needed to get setup?
I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?

I'm not very web savvy so I'm not 100% positive. Any recommendations or advice
would be greatly appreciated. Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر